آیا ترامپ به توافقی شبیه اوباما خواهد رسید؟
ترامپ و ایران ناچار هستند که هر دو به توافقی دست یابند، اما رئیسجمهور آمریکا نمیخواهد این توافق همانند توافق اوباما باشد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آیا ترامپ به توافقی شبیه اوباما خواهد رسید؟» نوشته عبدالرحمن الراشد (Abdulrahman Al-Rashed) در الشرقالاوسط (Asharq Al-Awsat) منتشر شده است. با وجود تفاوتهای سیاسی و نظامی میان دولتهای ترامپ و اوباما، فشارهای متقابل و محدودیت گزینهها ممکن است دو طرف را به توافقی نزدیک به الگوی پیشین هرچند با برخی شروط جدید سوق دهد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
ادامه مذاکرات میان آمریکا و ایران، فارغ از فضای رسانهای و ادعاهای متقابل، نشانهای از تمایل و نیاز هر دو طرف به دستیابی به توافق است. بحران جاری هزینههای سنگینی به همراه دارد و در صورت ازسرگیری جنگ، پیامدهای آن برای طرفین بسیار ویرانگر خواهد بود. دولت ترامپ بدون برخورداری از حمایت کافی قادر به ورود به یک جنگ گسترده نیست و ایران نیز، برخلاف روایتهای تبلیغاتی خود، به دلیل محدودیت در فروش نفت با فشارهای اقتصادی روزافزون مواجه است. تداوم این وضعیت، تهران را در برابر دو گزینه قرار میدهد: ورود به جنگ یا پذیرش امتیازهای بیشتر.
اگر توافق احتمالی ترامپ در نهایت مشابه توافق سال ۲۰۱۵ دوران باراک اوباما باشد، یعنی توافقی که صرفاً بر پرونده هستهای متمرکز بود و در مقابل آن تحریمها کاهش یافت، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ احتمال دستیابی به توافقی مشابه وجود دارد، هرچند شرایط امروز با آن دوران تفاوتهایی اساسی دارد.
برای درک این موضوع باید به دوره اوباما بازگشت. در آن زمان حکومت بشار اسد در سوریه تحت فشار شدید اعتراضات و در آستانه ضعف جدی قرار داشت. دولت اوباما پس از حملات شیمیایی که واکنش گسترده جهانی را برانگیخته بود، از ایجاد منطقه پرواز ممنوع برای مجازات اسد سخن گفته بود. چنین اقدامی میتوانست به تضعیف یا سقوط یکی از مهمترین متحدان ایران منجر شود. تهران برای جلوگیری از این سناریو موضوع برنامه هستهای خود را به محور مذاکرات تبدیل کرد. اوباما نیز مسئله هستهای را مهمتر از سرنگونی اسد ارزیابی کرد و مذاکراتی را آغاز کرد که در نهایت به توافق جامع هستهای انجامید.
تفاوت اصلی ترامپ با اوباما در این است که او از ابزار نظامی استفاده کرده، محاصره اقتصادی شدیدی را اعمال کرده و به برخی نتایج نیز دست یافته است. در مقابل، اوباما از حمایت کامل حزب دموکرات و اتحادیه اروپا برخوردار بود و رویکردی متفاوت را در قبال ایران دنبال میکرد. با این حال، ترامپ از بیم آسیب دیدن موقعیت سیاسی، انتخاباتی و میراث تاریخی خود تمایلی به پذیرش نسخهای مشابه توافق اوباما ندارد.
حداقل شروطی که از نظر اردوگاه ترامپ برای پذیرش هر توافقی ضروری است، عبارتند از: نخست، ایران باید از غنیسازی در سطوح بالا صرفنظر کند یا آن را محدود سازد و مواد غنیشده ذخیرهشده در تأسیسات زیرزمینی را به خارج منتقل کند. دوم، تهران باید از هرگونه کنترل یا نفوذ بر تنگه هرمز عقبنشینی کند؛ موضوعی که برای متحدان آمریکا در خلیج فارس اهمیت اساسی دارد. سوم، هیچ تعهدی نباید مانع اقدام نظامی اسرائیل علیه نیروهای همسو با ایران در منطقه شود. این سه شرط حداقل الزامات یک توافق قابل قبول محسوب میشوند و نتیجهای نزدیک به توافق سال ۲۰۱۵ خواهند داشت؛ زیرا در آن زمان نیز تنگه هرمز باز بود و اسرائیل آزادی عمل خود را حفظ کرده بود.
احتمال شکلگیری نوعی تفاهم برای کاهش تنش وجود دارد. بر اساس این گزارشها، واشنگتن آماده است بهتدریج محدودیتهای اعمالشده بر بنادر ایران را کاهش دهد و در مقابل، ایران حضور و مینهای خود را از تنگه هرمز خارج کند. تهران نیز روایت مشابهی را مطرح کرده، اما آزادسازی ۲۴ میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده خود در بانکهای خارجی را مطالبه کرده است. چنین تفاهمی میتواند تنشها را کاهش دهد، اما همزمان مذاکرات را طولانیتر کرده و بخشی از فشار محاصره اقتصادی را از ایران بردارد. دولت ترامپ نیز بدون دستیابی به یک توافق هستهای، که حداقل دستاورد مورد نیاز محسوب میشود، قادر به پایان دادن کامل به وضعیت تقابل نخواهد بود./ منبع



