اروپانظام بین‌الملل و نهادها

عربستان، اروپا را به‌سوی توافقی شبیه «هلسینکی خلیج فارس» با ایران سوق می‌دهد؛ زیرا واشنگتن ناکام مانده است

چین قدرت هماهنگی در دنیا را دارد.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «عربستان،اروپا را به‌سوی توافقی شبیه «هلسینکی خلیج فارس» با ایران سوق می‌دهد؛ زیرا واشنگتن ناکام مانده است» نوشته تامر عجرمی (Tamer Ajrami) در میدل ایست‌ مانیتور(Middleeast Monitor)منتشر شده است. بررسی هم‌زمان گسترش روابط چین و ایران و تغییر رویکرد کشورهای خلیج فارس، استدلال می‌کند که الگوهای سنتی قدرت و بازدارندگی در غرب‌آسیا جای خود را به راهبردهایی مبتنی بر اتصال اقتصادی، انعطاف دیپلماتیک و مدیریت رقابت داده‌اند؛ روندی که در آن نقش آمریکا به‌عنوان بازیگر مسلط با چالش مواجه شده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

گسترش تعاملات چین با ایران، تهران را در چارچوبی ژئوپلیتیکی و گسترده‌تر قرار داده که تحت تأثیر رقابت فزاینده قدرت‌های بزرگ و تغییر ساختار نظم جهانی شکل گرفته است. در این نگاه، ایران دیگر صرفاً یک بازیگر منطقه‌ای تلقی نمی‌شود، بلکه بخشی از محاسبات کلان پکن درباره امنیت انرژی، مسیرهای تجاری، نفوذ بلندمدت در اوراسیا و رقابت با آمریکا محسوب می‌شود. دیدارهای مقام‌های ارشد ایرانی و چینی در پکن نیز نشانه این روند دانسته شده و موضوعاتی همچون ثبات منطقه‌ای، امنیت مسیرهای دریایی و جریان انرژی از تنگه هرمز را در بر می‌گیرد.

چین به‌طور مداوم بر اهمیت ثبات منطقه و امنیت خطوط کشتیرانی مرتبط با انرژی جهانی تأکید دارد. هم‌زمان، سیاست غرب‌آسیای پکن با رقابت گسترده‌تر آن با آمریکا در حوزه‌هایی چون فناوری، تجارت، نفوذ دریایی و مسائل راهبردی مرتبط با دریای چین جنوبی و تایوان پیوند خورده است. در نتیجه، غرب‌آسیا به بخشی از عرصه رقابت ژئوپلیتیکی جهانی تبدیل شده که در آن نفوذ نه فقط از طریق حضور نظامی، بلکه از راه دیپلماسی، ادغام اقتصادی و شکل‌دهی به روایت‌های مشروعیت و نظم بین‌المللی به دست می‌آید.

اگرچه وابستگی چین به انرژی و تجارت منطقه همچنان مهم است، اما رفتار پکن نشان‌دهنده منطقی پیچیده‌تر است. چین به‌جای رویارویی مستقیم با آمریکا، از نوعی جای‌گیری غیرمستقیم استفاده می‌کند که انعطاف‌پذیری بیشتری ایجاد کرده و هزینه‌های تقابل را کاهش می‌دهد. این رویکرد در قالب راهبرد «پوشش‌گیری» تعریف می‌شود؛ راهبردی که در آن یک قدرت روابط خود را با اردوگاه‌های مختلف حفظ می‌کند تا بدون هم‌پیمانی کامل با یک طرف، گزینه‌های راهبردی متعددی در اختیار داشته باشد.

در این چارچوب، ایران جایگاهی ویژه دارد. اهمیت آن تنها به صادرات انرژی محدود نمی‌شود، بلکه به نقش جغرافیایی ایران در اتصال آسیای مرکزی، خلیج فارس و مسیرهای منتهی به اروپا مربوط است. از منظر ابتکارهای اتصال اوراسیایی چین، ایران یک گره ترانزیتی مهم محسوب می‌شود و هرگونه بی‌ثباتی طولانی‌مدت در این کشور می‌تواند بر امنیت منطقه و پروژه‌های فرامنطقه‌ای چین اثر بگذارد.

چین نفوذ خود را نه از طریق مداخله نظامی، بلکه از راه تجارت، سرمایه‌گذاری زیرساختی و میانجی‌گری دیپلماتیک گسترش می‌دهد. این روش به پکن امکان می‌دهد بدون تحریک تقابل نظامی مستقیم، روابط خود را هم‌زمان با ایران، کشورهای خلیج فارس، اروپا و حتی آمریکا حفظ کند. چین همچنین از اتخاذ موضعی آشکارا تقابلی در برابر نظام تحریم‌های غربی پرهیز کرده و نوعی ابهام حساب‌شده را در سیاست خود حفظ کرده است.

تغییر رویکرد کشورهای خلیج فارس در قبال ایران قابل توجه است. افزایش ناامنی پیرامون تنگه هرمز و نگرانی درباره اختلال در زنجیره‌های تأمین و افزایش فشارهای تورمی، دولت‌های منطقه را به جست‌وجوی چارچوب‌های جدید امنیتی سوق داده است. یکی از ایده‌های مطرح، ایجاد ترتیبات منطقه‌ای شبیه الگوی امنیتی «هلسینکی» در دوران جنگ سرد است که بر عدم تجاوز، هماهنگی اقتصادی و سازوکارهای اعتمادساز و نظارتی تأکید دارد.

منطق این رویکرد ناشی از این درک است که بازدارندگی نظامی به‌تنهایی دیگر برای حفظ ثبات کافی نیست، زیرا وابستگی اقتصادی متقابل، هزینه بی‌ثباتی را برای همه بازیگران افزایش داده است. با این حال، رابطه چنین ترتیباتی با قدرت‌های خارجی، به‌ویژه آمریکا، همچنان مسئله‌ای پیچیده باقی مانده است. حذف واشنگتن از ساختار امنیتی منطقه می‌تواند پرسش‌هایی درباره ضمانت اجرا و دوام توافقات ایجاد کند، اما حضور کامل قدرت‌های خارجی نیز استقلال عمل بازیگران منطقه‌ای را محدود خواهد کرد.

اختلاف دیدگاه در میان کشورهای خلیج فارس وجود دارد؛ برخی بر تقویت بازدارندگی نظامی و همکاری امنیتی تأکید دارند، در حالی که برخی دیگر کاهش تنش و ثبات اقتصادی را در اولویت قرار می‌دهند. رقابت قدرت‌ها در جهان امروز بیش از گذشته بر شبکه‌های اقتصادی، نفوذ غیرمستقیم و وابستگی متقابل استوار شده و ثبات جهانی نه از طریق سلطه یک قدرت واحد، بلکه با توانایی بازیگران متعدد در مدیریت رقابت و جلوگیری از تشدید تنش‌ها حفظ خواهد شد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا