اروپاامنیت و دفاع

ناتو باید بمیرد!

اتحادیه اروپا درگیر چالش‌های امنیتی است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با ‌عنوان «ناتو باید بمیرد!»، نوشته یانیس واروفاکیس (Yanis Varoufakis)، در پراجکت سیندیکیت (Project Syndicate) منتشر شده است. تلاش‌های اروپا برای دستیابی به خودمختاری راهبردی و ایجاد یک اتحادیه دفاعی اروپایی، با سلطه ساختاری ناتو بر معماری امنیتی اروپا، در تضاد است و تحقق استقلال واقعی دفاعی این قاره را مشروط به بازنگری یا پایان‌دادن به نقش محوری ناتو می‌سازد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

مفهوم خودمختاری راهبردی اروپا در حال حاضر، تحت فشارهای جنگ و رقابت‌های ژئوپلیتیکی، دوباره در کانون توجه قرار گرفته است. جنگ اوکراین، مباحثات دیرینه در مورد توانایی و تمایل اتحادیه اروپا برای تبدیل شدن به یک بازیگر ژئوپلیتیکی مستقل را احیا کرده است. در این راستا، ایده «اتحادیه دفاعی اروپا» به عنوان گامی ضروری برای افزایش همبستگی و حاکمیت، در سراسر قاره اروپا مطرح شده است. با این حال، این بلندپروازی با مانعی اساسی روبرو است: سلطه مستمر پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) بر ساختار امنیتی اروپا.

بحران‌های متعددی مانند بحران بدهی منطقه یورو، همه‌گیری کرونا و اکنون جنگ اوکراین، هر بار به عنوان فرصتی برای پیشبرد عمیق‌تر یکپارچگی سیاسی اروپا تفسیر شده‌اند. هر شوک، ضعف‌های ناشی از واکنش‌های ملی پراکنده را آشکار ساخته و ایده ضرورت یکپارچگی بیشتر اروپا برای اقدام مؤثر در مقیاس کلان را تقویت کرده است. با وجود این فشارها، اتحاد سیاسی کامل محقق نشده است. یکپارچگی در برخی حوزه‌های فنی و نهادی پیشرفت کرده، اما به ویژه در مسائل حاکمیتی مانند دفاع و سیاست خارجی، همچنان ناقص باقی مانده است.

دفاع به عنوان روشن‌ترین آزمون حاکمیت اروپایی مطرح می‌شود، زیرا مستقیماً به اساسی‌ترین مسئولیت دولت، یعنی امنیت، مربوط می‌گردد. یک اتحادیه دفاعی اروپایی معنادار نمی‌تواند صرفاً یک توافق فنی برای تدارکات مشترک، هماهنگی یا قابلیت همکاری میان ارتش‌های ملی باشد. این امر نیازمند امری عمیق‌تر است: اولویت‌های راهبردی مشترک، ساختارهای فرماندهی یکپارچه، تصمیم‌گیری متمرکز و کنترل جمعی بر منابع نظامی. به عبارت دیگر، این امر مستلزم اتحاد سیاسی است. بدون اتحاد سیاسی، یکپارچگی دفاعی پراکنده باقی می‌ماند و به هماهنگی داوطلبانه میان کشورهایی وابسته است که همچنان اختیار نهایی تصمیم‌گیری‌های نظامی را حفظ می‌کنند.

این استدلال فراتر از طراحی نهادی، به مسئله خود حاکمیت امتداد می‌یابد. اگر اروپا قصد دارد به یک موجودیت ژئوپلیتیکی واقعاً مستقل تبدیل شود، باید بتواند منافع امنیتی خود را به طور مستقل تعریف و اجرا کند. این امر نه تنها نیازمند توانایی نظامی، بلکه اراده سیاسی برای اقدام جمعی است، حتی زمانی که منافع در میان کشورهای عضو متفاوت باشد. ناتو، با لنگر انداختن اروپا در یک سیستم امنیتی فراآتلانتیک تحت رهبری آمریکا، توسعه چنین استقلالی را محدود می‌کند.

نتیجه‌گیری حاصل از این بحث، روشن است: اروپا نمی‌تواند یک اتحادیه دفاعی معنادار را توسعه دهد در حالی که ناتو به سلطه بر محیط امنیتی آن ادامه می‌دهد. این دو ساختار اساساً با هم هم‌تراز نیستند. یکی یک اتحاد نظامی فراآتلانتیک با ساختارهای فرماندهی و رهبری تاریخی است؛ دیگری باید یک سیستم اروپایی سیاسی یکپارچه و قادر به تصمیم‌گیری مستقل باشد. تا زمانی که ساختار اولی در شکل فعلی خود وجود داشته باشد، ضرورت و امکان‌پذیری ساختار دوم را تضعیف می‌کند.

این امر به بحث‌برانگیزترین پیامد منجر می‌شود: حاکمیت دفاعی واقعی اروپا در نهایت مستلزم پایان یافتن ناتو به عنوان ستون فقرات اصلی امنیت اروپا خواهد بود. این به دلیل تنش‌های ژئوپلیتیکی کنونی و نیاز مداوم به مشارکت آمریکا در دفاع اروپا، به عنوان یک نتیجه سیاسی محتمل در کوتاه‌مدت مطرح نمی‌شود. با این حال، اگر هدف استقلال کامل اروپا به طور جدی در نظر گرفته شود، این امر به عنوان یک الزام منطقی ارائه می‌شود.

مسئله گسترده‌تر در میان، ساختار آینده قدرت اروپاست. اروپا با تناقضی بین جاه‌طلبی خود برای عمل به عنوان یک بازیگر مستقل جهانی و وابستگی ساختاری آن به یک ارائه‌دهنده امنیتی خارجی روبرو است. تا زمانی که این تناقض ادامه یابد، خودمختاری راهبردی اروپا محدود باقی خواهد ماند. بنابراین، بحث بر سر اتحادیه دفاعی صرفاً در مورد کارایی نظامی یا هماهنگی نیست؛ بلکه در مورد این است که آیا اروپا مایل است خود را به یک نهاد سیاسی کاملاً مستقل تبدیل کند.

به این معنا، این استدلال ناتو را نه به عنوان یک عنصر دائمی امنیت اروپا، بلکه به عنوان یک ساختار تاریخی که ممکن است در نهایت مانع یکپارچگی عمیق‌تر اروپا شود، بازتعریف می‌کند. سؤال این نیست که اروپا چگونه می‌تواند قابلیت‌های دفاعی خود را تقویت کند، بلکه این است که آیا می‌تواند این کار را بدون بازسازی یا انحلال سیستمی که در حال حاضر وابستگی امنیتی آن را تعریف می‌کند، انجام دهد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا