آسیاسیاست داخلی و جامعه

ایران جنگی بی‌پایان را می‌پذیرد

ایران معتقد است ادامه جنگ باعث نفوذ منطقه‌ای بیشتر این کشور می‌شود،‌ بنابراین، از خط قرمزهایش کوتاه نمی‌آید.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ایران جنگی بی‌پایان را می‌پذیرد» نوشته محمد آیت‌اللهی‌تبار (Mohammad Ayatollahi Tabaar)  در فارن افرز (Foreign Affairs) منتشر شده است. جمهوری اسلامی پس از سال‌ها تحریم، فشار نظامی و شکست مذاکرات، بیش از گذشته به این جمع‌بندی رسیده که تداوم تقابل با آمریکا می‌تواند جایگاه منطقه‌ای و بین‌المللی ایران را تقویت کند، حتی اگر این مسیر هزینه‌های اقتصادی و اجتماعی سنگینی به همراه داشته باشد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

تقابل طولانی‌مدت میان ایران و آمریکا وارد مرحله‌ای تازه و خطرناک شده است؛ مرحله‌ای که در آن دو طرف نه قادر به دستیابی به صلح پایدار هستند و نه تمایل جدی به آن نشان می‌دهند. با وجود مذاکرات مقطعی و توافق‌های موقت آتش‌بس، درگیری گسترده‌تر همچنان ادامه دارد، زیرا تلاش‌های دیپلماتیک زیر فشار مطالبات راهبردی ناسازگار و بی‌اعتمادی فزاینده بارها شکست خورده است. در این میان، رهبری ایران دیگر مذاکرات را مسیری مطمئن برای ثبات یا عادی‌سازی روابط نمی‌داند و بسیاری در ساختار جمهوری اسلامی به این نتیجه رسیده‌اند که تداوم تقابل می‌تواند جایگاه منطقه‌ای و بین‌المللی ایران را تقویت کند، حتی اگر هزینه‌های اقتصادی و اجتماعی سنگینی داشته باشد.

در ماه‌های اخیر، تهران و واشنگتن میان دیپلماسی و تشدید نظامی در نوسان بوده‌اند. مذاکرات بارها متوقف شده، زیرا دو دولت حاضر به عقب‌نشینی از خواسته‌های اصلی خود نیستند. آمریکا همچنان خواستار توقف غنی‌سازی، تحویل ذخایر اورانیوم غنی‌شده، کاهش حمایت ایران از گروه‌های متحد منطقه‌ای و بازگشایی کامل تنگه هرمز است. در مقابل، ایران تأکید می‌کند که تحت فشار از غنی‌سازی دست نخواهد کشید و هرگونه امتیاز گسترده‌تر تنها زمانی ممکن است که آمریکا حاکمیت ایران بر تنگه هرمز را به‌رسمیت بشناسد، خسارت‌های جنگی را جبران کند، فشار بر متحدان منطقه‌ای مانند حزب‌الله را کاهش دهد و دارایی‌های مسدودشده ایران را آزاد سازد.

این مواضع بازتاب تغییر عمیق در ساختار سیاسی ایران است. در سال‌های گذشته، رقابت میان جریان‌های عمل‌گرا و تندرو گاه فضایی برای تعامل دیپلماتیک با غرب ایجاد می‌کرد، اما اکنون موازنه قدرت به‌طور قاطع به سود جریان‌های تندرو تغییر کرده است. فروپاشی توافق هسته‌ای ۲۰۱۵، سال‌ها تحریم و فشار نظامی و سپس حملات مستقیم آمریکا و اسرائیل، بسیاری از مقام‌های ایرانی را متقاعد کرده که مذاکره با واشنگتن امنیت پایدار ایجاد نمی‌کند و تنها آسیب‌پذیری‌های ایران را آشکار می‌سازد.

مرگ رهبران ارشد، تخریب گسترده زیرساخت‌های نظامی و حملات خارجی این تغییر سیاسی را تشدید کرده است. صداهای میانه‌رو که پیش‌تر از مصالحه حمایت می‌کردند، یا حذف شده‌اند یا به مواضع سخت‌گیرانه نزدیک شده‌اند. اکنون جناح‌های تندرو بر گفت‌وگوی راهبردی در ایران مسلط‌اند و تحولات اخیر را نشانه‌ای می‌دانند که مقاومت، نه سازش، اهرم فشار ایران را افزایش می‌دهد. اقداماتی که زمانی بسیار پرخطر تلقی می‌شد، مانند مختل‌کردن عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز یا تهدید زیرساخت‌های منطقه‌ای، اکنون به بخش مرکزی راهبرد تهران تبدیل شده است.

رهبران ایران معتقدند جنگ برای کشور مزایای ژئوپلیتیکی قابل‌توجهی ایجاد کرده است. تهران با هدف قراردادن کشورهای میزبان پایگاه‌های نظامی آمریکا در خلیج فارس، میان واشنگتن و برخی متحدان منطقه‌ای آن تنش ایجاد کرده است. اختلال در تنگه هرمز نیز کشورهای اروپا، آسیا و غرب‌آسیا را ناچار کرده برای حفظ تجارت و امنیت انرژی با ایران تعامل مستقیم داشته باشند. دولت‌های عرب خلیج فارس آمریکا را به حرکت به سمت مذاکرات تشویق کرده‌اند و اقتصادهای وابسته به انرژی در آسیا نیز به‌دنبال تضمین دسترسی به مسیرهای دریایی از سوی تهران بوده‌اند.

جنگ همچنین نگرش اروپا به ایران را تغییر داده است. برخی دولت‌های اروپایی که ابتدا از سیاست فشار حمایت می‌کردند، با تشدید پیامدهای اقتصادی بی‌ثباتی منطقه مواضع محتاطانه‌تری اتخاذ کردند. نگرانی از کمبود انرژی، اختلال در حمل‌ونقل و گسترش جنگ منطقه‌ای باعث شد کانال‌های دیپلماتیک با تهران دوباره فعال شوند. ایران این تحولات را نشانه‌ای می‌داند که تحمل فشار می‌تواند قدرت‌های بین‌المللی را وادار کند نقش راهبردی ایران را بپذیرند و با شرایط برابرتر مذاکره کنند.

در مرکز راهبرد ایران، تنگه هرمز قرار دارد. تهران معتقد است با نشان‌دادن توانایی خود در اختلال در حمل‌ونقل دریایی و بازارهای جهانی انرژی، بخشی از عدم توازن قدرت با آمریکا را از میان برده است. مقام‌های ایرانی محاسبه می‌کنند که افزایش قیمت سوخت، تورم و بی‌ثباتی اقتصادی در کشورهای غربی در نهایت فشار سیاسی داخلی بر واشنگتن برای کاهش تحریم‌ها و تنش‌ها ایجاد خواهد کرد.

این وضعیت فضای اندکی برای صلح واقعی باقی گذاشته است. ایران تقابل را عامل افزایش نفوذ خود می‌داند و آمریکا نیز حاضر به پذیرش نفوذ منطقه‌ای گسترده‌تر تهران یا کنترل آن بر تنگه هرمز نیست. در نتیجه، احتمال شکل‌گیری رویارویی طولانی‌مدتی وجود دارد که در آن جنگ اقتصادی، درگیری‌های محدود نظامی، حملات سایبری و تقابل‌های نیابتی بدون دستیابی هیچ‌یک از طرفین به پیروزی قاطع ادامه یابد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا