توافق ترامپ با ایران میتواند برای نتانیاهو دردسرساز شود
ترامپ و نتانیاهو هر دو دچار مشکلات سیاسی متعددی هستند که در صورت ادامه جنگها و عدم توافق گریبان آنها را خواهد
گرفت.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «توافق ترامپ با ایران میتواند برای نتانیاهو دردسرساز شود» به قلم آرون دیوید میلر (Aaron David Miller) و دنیل سی. کورتزر (Daniel C. Kurtzer) در فارن پالیسی (Foreign Policy) منتشر شده است. تحول روابط دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو در سایه مذاکرات احتمالی آمریکا و ایران نشان میدهد چگونه وابستگی سیاسی نخستوزیر اسرائیل به حمایت واشنگتن میتواند در صورت دستیابی به توافقی جدید، به نقطه ضعف او تبدیل شود. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
روابط دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو وارد مرحلهای معاملهمحور و بالقوه بیثبات شده است؛ مرحلهای که همزمان با افزایش احتمال توافق میان آمریکا و ایران و نیز تشدید فعالیتهای سیاسی نتانیاهو پیش از انتخابات اسرائیل شکل گرفته است. ترامپ همواره از تهدید، فشار و ارعاب علنی بهعنوان ابزار اصلی دیپلماسی خود استفاده کرده و این رویکرد را هم علیه دشمنان و هم متحدان به کار برده است. این روش در برخی موارد، از جمله وادارکردن نتانیاهو به پذیرش طرح صلح غزه در سال ۲۰۲۵، موفق بوده، اما در پروندههایی مانند فشار بر ایران یا متحدان اروپایی نتایج محدودی داشته است. اظهارات اخیر ترامپ مبنی بر اینکه نتانیاهو «هر کاری که من بخواهم درباره ایران انجام خواهد داد» نشانهای کمسابقه از نمایش برتری آمریکا بر یک رهبر اسرائیلی و وابستگی فزاینده نتانیاهو به حمایت سیاسی ترامپ تلقی میشود.
نفوذ ترامپ در سیاست داخلی اسرائیل ناشی از محبوبیت بالای او میان بخشی از رأیدهندگان اسرائیلی و این تصور است که تنها نتانیاهو قادر به حفظ روابط ویژه با واشنگتن است. در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ، نتانیاهو از امتیازهای مهمی مانند بهرسمیتشناختن قدس بهعنوان پایتخت اسرائیل، انتقال سفارت آمریکا، بهرسمیتشناختن حاکمیت اسرائیل بر بلندیهای جولان و حمایت نظامی گسترده آمریکا بهرهمند شد. این اقدامات جایگاه داخلی نتانیاهو را تقویت کرد و او را معمار رابطهای بیسابقه میان آمریکا و اسرائیل معرفی کرد.
با این حال، این تصویر بهطور قابلتوجهی تضعیف شده است. نتانیاهو اکنون بهدلیل ناتوانی در شکست قاطع حماس، حزبالله و ایران با انتقادهای فزایندهای مواجه است. جنگهای طولانیمدت بهجای نمایش قدرت، آسیبپذیریهای موقعیت راهبردی اسرائیل را آشکار کردهاند. در نتیجه، حمایت ترامپ برای بقای سیاسی نتانیاهو اهمیت حیاتی یافته و بدون پشتیبانی فعال آمریکا، او در معرض انزوا و ناکارآمدی سیاسی قرار میگیرد.
بزرگترین آزمون این رابطه ممکن است از دل مذاکرات جاری آمریکا و ایران پدیدار شود. اگر این گفتوگوها به تفاهمی میان واشنگتن و تهران منجر شود، نتانیاهو با شرایط سیاسی دشواری روبهرو خواهد شد. از نگاه اسرائیل، حکومت ایران با وجود فشارها و جنگ پابرجا خواهد ماند و همچنان نفوذ منطقهای قابلتوجهی خواهد داشت. توانایی ایران در تهدید بازارهای جهانی انرژی از طریق تنگه هرمز نیز محاسبات منطقهای را تغییر داده است. حتی در صورت آسیبدیدن زیرساختهای هستهای ایران، نشانهای وجود ندارد که آمریکا بتواند ظرفیت غنیسازی یا بازدارندگی راهبردی تهران را بهطور دائمی از میان ببرد.
برای نتانیاهو، خطر تنها به محتوای توافق محدود نمیشود، بلکه نماد پایان جنگ نیز اهمیت دارد. اگرچه او ممکن است بر زمانبندی و تشدید تقابل با ایران اثر گذاشته باشد، اما بهنظر نمیرسد بتواند شرایط پایان آن را تعیین کند. با پیشرفت مذاکرات و کاهش عملیات نظامی، واشنگتن احتمالاً ثبات را بر تشدید تنش ترجیح خواهد داد و ترامپ تمایلی ندارد اسرائیل توافقی را که میتواند بهعنوان موفقیت سیاست خارجی معرفی کند، برهم بزند.
لبنان نیز به یکی از محورهای اصلی اختلاف میان واشنگتن و تلآویو تبدیل شده است. حزبالله با وجود عملیات اسرائیل همچنان پابرجاست و حتی سریعتر از پیشبینی برخی برنامهریزان اسرائیلی بازسازی شده است. ادامه حملات اسرائیل در جنوب لبنان، تخلیه مناطق و تلفات غیرنظامیان خشم داخلی لبنان را افزایش داده و مواضع میانهروها را تضعیف کرده است. همزمان، ایران مذاکرات را به ضرورت خویشتنداری اسرائیل در لبنان پیوند داده و ترامپ نیز برای توقف حملات نزدیک بیروت بر نتانیاهو فشار آورده است. دیپلماسی مبتنی بر فشار ترامپ محدودیتهای آشکاری دارد. او نه توانسته توافقی قطعی با ایران بهدست آورد، نه بحران غزه را حل کند و نه نگرانیها درباره ذخایر اورانیوم غنیشده را پایان دهد. در عین حال، ترامپ با خطرات سیاسی داخلی نیز روبهرو است و ممکن است در صورت ناکامی راهبرد منطقهای خود، نتانیاهو را مسئول مشکلات و مانع تحقق اهدافش معرفی کند./ منبع



