بحران انرژی بسیار فراتر از جنگ ایران ادامه خواهد یافت
جنگ آمریکا و ایران باعث بی اعتمادی شرکتهای کشتیرانی و ضعف انرژی در جهان و مشکلات اقتصادی شده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «بحران انرژی بسیار فراتر از جنگ ایران ادامه خواهد یافت» نوشته کیت جانسون (Keith Johnson) در فارن پالیسی (Foreign Policy) منتشر شده است. در صورت پایان درگیری میان آمریکا و ایران، آسیبهای ساختاری واردشده به زیرساختهای انرژی، مسیرهای حملونقل و ذخایر جهانی نفت و گاز، بازارهای انرژی را برای مدت طولانی با بیثباتی، قیمتهای بالا و نااطمینانی گسترده مواجه خواهد کرد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
نظام جهانی انرژی وارد دورهای طولانی از بیثباتی شده است که انتظار میرود بسیار فراتر از پایان درگیریهای مستقیم میان آمریکا و ایران ادامه یابد. حتی اگر واشنگتن و تهران به توافقی پایدار دست پیدا کنند، آسیبهای ساختاری واردشده به تولید نفت و گاز، مسیرهای انتقال انرژی و ذخایر بازار، شرایطی ایجاد کرده که افزایش قیمتها و نااطمینانی بلندمدت در بازارهای جهانی انرژی را اجتنابناپذیر ساخته است. این اختلال تنها به نفت خام محدود نیست و گاز طبیعی، شبکههای کشتیرانی، کودهای شیمیایی، محصولات پتروشیمی و سایر کالاهای وابسته به زیرساختهای انرژی خلیج فارس را نیز دربر گرفته است.
در مرکز این بحران، تنگه هرمز قرار دارد که یکی از مهمترین گذرگاههای دریایی جهان محسوب میشود. پیش از آغاز جنگ، بخش بزرگی از صادرات جهانی نفت و گاز طبیعی مایع از این مسیر عبور میکرد و تنگه هرمز نقش شریان اصلی اتصال تولیدکنندگان خلیج فارس به بازارهای جهانی را داشت. بااینحال، ماهها درگیری نظامی محیط راهبردی پیرامون این آبراه را بهطور اساسی تغییر داده است. هرچند مذاکرات دیپلماتیک بر بازگشایی تنگه متمرکز شده، اما بازگرداندن شرایط عادی کشتیرانی بسیار دشوارتر از برآورد اولیه سیاستگذاران بهنظر میرسد.
تحلیلگران انرژی معتقدند حتی در صورت دستیابی به آتشبس یا توافق موقت، تنگه هرمز هرگز به وضعیت پیشین خود بهعنوان مسیر آزاد و بدون محدودیت بازنخواهد گشت. رهبران ایران اکنون به اهرم راهبردی بزرگی که از کنترل نسبی تردد دریایی در منطقه به دست آوردهاند، آگاه شدهاند. تهران در جریان جنگ نشان داد که بدون بستن کامل تنگه نیز میتواند بر الگوهای کشتیرانی اثر بگذارد، محدودیتهایی اعمال کند و تجارت جهانی را تحت فشار قرار دهد. این تجربه محاسبات قدرت در منطقه را بهطور دائمی تغییر داده است.
بازسازی اعتماد به مسیر کشتیرانی ممکن است ماهها زمان ببرد. شرکتهای حملونقل نگراناند که مذاکرات در میانه سفرهای طولانی شکست بخورد و کشتیها در معرض تشدید نظامی یا محدودیتهای ناگهانی قرار گیرند. این تردیدها بهتنهایی میتواند روند احیای صادرات انرژی را تا سال آینده به تأخیر اندازد.
در کنار مشکلات حملونقل، بازگرداندن تولید نفت و گاز نیز چالش بزرگی محسوب میشود. در طول جنگ، حدود ۱۳ میلیون بشکه در روز از تولید نفت از مدار خارج شد. راهاندازی مجدد این شبکه عظیم تولیدی ساده نیست، زیرا میدانهای نفتی غیرفعالشده ممکن است با افت فشار مخزن، فرسایش فنی و آسیب تجهیزات مواجه شوند. کشورهایی مانند عراق و کویت بیش از دیگران در معرض آسیبهای ماندگار قرار دارند. افزون بر این، حملات مستقیم به خطوط لوله، تأسیسات ذخیرهسازی و زیرساختهای انرژی هزینههای سنگینی ایجاد کرده و برآورد میشود خسارات جنگی به دهها میلیارد دلار برسد.
جنگ همچنین کشورهای حوزه خلیج فارس را به بازنگری در راهبردهای انرژی واداشته است. بسیاری از دولتها اکنون به ضعف اقتصاد خود در برابر اختلال در یک گذرگاه دریایی واحد پی بردهاند. موفقیت نسبی عربستان در انتقال بخشی از صادرات خود از طریق خطوط لوله زمینی، سایر کشورها را به توسعه مسیرهای جایگزین ترغیب کرده است، هرچند چنین پروژههایی نیازمند سرمایهگذاریهای عظیم و زمان طولانی هستند.
در همین حال، کاهش عرضه جهانی نفت و تخلیه ذخایر راهبردی، بازارها را با عدم تعادل شدید مواجه کرده است. حدود یک میلیارد بشکه نفت در جریان سه ماه جنگ از زنجیره عرضه جهانی حذف شده و ذخایر اضطراری کشورها نیز به سرعت کاهش یافته است. حتی در صورت موفقیت دیپلماسی، بازسازی زیرساختها، احیای ذخایر و بازگرداندن اعتماد تجاری زمانبر خواهد بود و مصرفکنندگان جهانی نباید انتظار کاهش سریع قیمت انرژی را داشته باشند./ منبع



