اروپاامنیت و دفاعانتخاب سردبیرخارجی

اوکراین و غزه گواهند که نظم جهانی پس از جنگ به پایان راه خود رسیده است

به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با ‌عنوان «اوکراین و غزه گواهند که نظم جهانی پس از جنگ به پایان راه خود رسیده است» نوشته سی. جی. پولی‌کرونیئو (C. J. Polychroniou) و الکساندرا بوتری (Alexandra Boutri) در کامن‌دریمز (Common Dreams)  منتشر شده است. این یادداشت بر ناتوانی نظم موجود بین‌المللی و سازمان ملل در مهار جنگ اوکراین و نسل‌کشی در غزه تأکید کرده و این وقایع را نشانه‌ای از شکست حقوق بین‌الملل و زوال ساختار کنونی نظم جهانی می‌داند. برای عبور از وضعیت موجود باید به معماری جدیدی فراتر از دولت‌-‌ملت و سرمایه‌داری اندیشید. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.


جنگ اوکراین همچنان ادامه دارد و جامعه جهانی نتوانسته مانع از نسل‌کشی اسرائیل در غزه و سیاست جایگزینی اجباری در کرانه باختری شود. این وضعیت نشان‌دهنده محدودیت‌های حقوق بین‌الملل و کاهش مستمر نفوذ سازمان ملل است. ما در زمانه‌ای تاریک زندگی می‌کنیم و نیاز به معماری جدیدی برای نظم جهانی بیش از هر زمان احساس می‌شود. تحلیل نشست ترامپ و پوتین در آلاسکا، می‌توان گفت تصویر ترامپ به‌عنوان «معامله‌گر» بیش از پیش آسیب دید و مواضع او درباره جنگ اوکراین بارها تغییر کرده است. در این نشست، ترامپ با کنار گذاشتن درخواست آتش‌بس و تأکید بر توافق صلح کامل، در عمل همسو با پوتین شد. مخالفت روسیه با طرح‌های آتش‌بس آمریکا و اروپا باعث شد این تغییر موضع یک پیروزی برای مسکو باشد. علاوه بر این، عدم اعلام تحریم‌های تازه علیه روسیه و پیام آشکار واشنگتن به اروپا مبنی بر تصمیم‌گیری مستقل آمریکا در قبال جنگ اوکراین، دو دستاورد دیگر برای پوتین به‌شمار می‌رود.

رفتار دولت‌ها از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون تغییر چندانی نکرده و حقوق بین‌الملل همچنان ضعیف و امنیت جمعی بیشتر توهمی بی‌پایه است. اوکراین و غزه نمونه‌های بارز ناکارآمدی نظم جهانی کنونی هستند. پیش از تهاجم، روسیه بارها هشدار داده بود که استقرار نیروها و تسلیحات ناتو در اوکراین خط قرمز محسوب می‌شود، اما آمریکا و غرب پیگیر گسترش ناتو به شرق بودند. آمریکا مسئول اصلی بحران اوکراین است، هرچند حمله پوتین جنایتی آشکار محسوب می‌شود.

درباره حمله اسرائیل به غزه، باید یاد‌آور شد که واقعیت این تراژدی تنها به رویداد هفتم اکتبر ۲۰۲۳ محدود نمی‌شود. اسرائیل تاریخ طولانی اشغال، سلب مالکیت و نقض حقوق فلسطینیان را دارد و حمایت آمریکا و قدرت‌های اروپایی زمینه‌ساز ادامه این وضعیت بوده است. حملات مرزی حماس در هفتم اکتبر جنایتکارانه و «احمقانه» است، زیرا این حملات به اسرائیل بهانه داد تا پاکسازی قومی و نسل‌کشی را با حمایت غرب شدت بخشد. تکیه بر «راه‌حل دو‌دولتی» توهمی بیش نیست، زیرا اسرائیل از آغاز به دنبال ایجاد دولت قومی و «اسرائیل بزرگ» بوده است.

فلسطینیان در غزه با خطر نابودی کامل مواجه‌اند. اسرائیل ده‌ها هزار فلسطینی را کشته و بیش از ۱۵۰ هزار نفر زخمی شده‌اند و زیرساخت‌های غزه تقریباً نابود شده است. حجم بمباران اسرائیل بیش از ۹۰ هزار تُن، معادل ۶ بمب اتمی هیروشیما تخمین زده می‌شود. اسرائیل دارای دولتی «نئونازی» است که از تاکتیک‌های مشابه علیه فلسطینیان استفاده می‌کند، در حالی که اغلب جامعه اسرائیل نیز از این اقدامات حمایت می‌کنند.

تصور دگرگونی در معماری نظم جهانی یا پایان سرمایه‌داری در طول زندگی‌ دشوار است. تحقق چنین تحولی مستلزم پایان دولت‌ـ‌ملت و پیدایش نوعی جهان‌وطنی است. سرمایه‌داری و دولت‌-ملت پیوندی ناگسستنی دارند و سرمایه‌داری جهانی هرچند ظاهراً فراتر از چارچوب دولت‌ـ‌ملت عمل می‌کند، در واقع به آن وابسته است. نه حقوق بین‌الملل و نه نظام امنیت جمعی سازمان ملل قادر به جلوگیری از جنگ‌ها نیستند و جهان همچنان در تاریکی و خشونت به سر می‌برد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا