انسانیتزدایی از فلسطینیان؛ افسانهای که اسرائیل برای بقا به آن نیاز دارد
اسرائیل دهههاست با اجرای یک کارزار نظاممند برای انسانیتزدایی از فلسطینیان، تلاش میکند افکار عمومی خود را برای پذیرش جنگ و پاکسازی قومی قانع کند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «انسانیتزدایی از فلسطینیان؛ افسانهای که اسرائیل برای بقا به آن نیاز دارد» به قلم محسن العطار (Mohsen al Attar) در آناتولی (Anadolu) منتشر شده است. این یادداشت ریشههای تاریخی و کارکرد روانی انسانیتزدایی در سیاست اسرائیل را بررسی کرده و نشان میدهد چگونه این روایت برساخته، برای توجیه خشونتهای مکرر و نسلکشی ضروری است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
وضعیت امروز فلسطینیان نتیجه دههها سیاست نظاممند است. در حالی که نهادهای بینالمللی درگیر پروندههای حقوقی در دیوان بینالمللی دادگستری هستند و سازمان ملل نسبت به فاجعه انسانی هشدار میدهد، تخریب خانهها در غزه و کرانه باختری با سرعت ادامه دارد. فولکر ترک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، پیشتر هشدار داده بود که روند «انسانیتزدایی از فلسطینیان» باید فورا متوقف شود؛ اما این سیاست قدمتی بهاندازه خود اشغالگری دارد.
این رویکرد صرفاً یک پدیده سیاسی نیست، بلکه کارزاری ریشهدار در جامعه محسوب میشود. از دههها پیش، مقامهای ارشد اسرائیلی از جمله گلدا مایر، وجود تاریخی فلسطینیان را انکار میکردند. پس از او نیز سیاستمدارانی چون مناخم بگین، موشه دایان، ایهود باراک و در نهایت بنیامین نتانیاهو، بارها با استفاده از ادبیاتی مشابه، فلسطینیان را با صفاتی حیوانی توصیف کردهاند. این تصویرسازی حتی به ادبیات، موسیقی و کتابهای کودکان اسرائیلی نیز راه یافته است تا تصویری هیولاوار و تهدیدآمیز از همسایگانشان بسازند.
مجله پزشکی «لنست» (The Lancet) در تحلیلی با پرداختن به همین موضوع تأکید کرده است که توجیه حملات بیرویه نظامیان تنها در سایه همین انسانیتزداییِ مبتنی بر تعصبات نژادی امکانپذیر میشود. تقلیل ارزش جان انسانها، نخستین گام برای پذیرش اجتماعیِ قتلعام است. این سیاست آموزشی و اجتماعی افکار عمومی داخل اسرائیل را هدف قرار میدهد تا جامعه را از هرگونه احساس گناه یا تردید اخلاقی در قبال اعمال خشونتآمیز رها کند؛ رویکردی که نتیجه آن را میتوان در حمایت گسترده از پاکسازی قومی در مناطق فلسطینی مشاهده کرد.
با این حال، حفظ این تصویر خیالی نیازمند تداوم خشونت است. تخریب مدارس، بیمارستانها و حتی هدف قرار دادن تفریحات ساده کودکان، صرفاً یک اقدام نظامی نیست، بلکه تلاشی برای جلوگیری از فروپاشی این افسانه است. اگر نشانههای طبیعیِ انسانیت مانند کودکی در حال بادبادکبازی دیده شود، تصویر برساخته از «دشمنِ غیرانسان» فرو میریزد. در واقع، هدف قرار دادن نشانههای حیات، نه برای دفع تهدیدات امنیتی، بلکه برای زنده نگهداشتن همان روایت دروغینی است که تداوم جنگ و کشتار عمیقاً به آن وابسته است./ منبع



