امنیت و دفاعخاورمیانه

جنگ کوچک ترامپ با ایران ابعاد بسیار بزرگ‌تری به خود گرفت

فشار اقتصادی آمریکا علیه ایران، هم زمان با افزایش ریسک واکنش تهران، می‌تواند هزینه‌های رویارویی را برای واشنگتن افزایش دهد.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «جنگ کوچک ترامپ با ایران ابعاد بسیار بزرگ‌تری به خود گرفت» نوشته مارک چمپیون (Marc Champion) در بلومبرگ (Bloomberg) منتشر شده است. این یادداشت بررسی می‌کند که چگونه تشدید فشارهای اقتصادی و تحریم‌های آمریکا علیه ایران، واکنش‌های تلافی‌جویانه تهران و متحدانش را در تنگه هرمز و باب‌المندب برانگیخته و بحران را از یک درگیری محدود به چالشی ساختاری برای آینده خاورمیانه بدل کرده است. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.

سیاست دولت دونالد ترامپ برای مقابله با ایران بر فشار اقتصادی، محاصره و تحریم استوار شده است. این رویکرد با هدف افزایش فشار بر اقتصاد ایران و وادار کردن تهران به پذیرش توافق دنبال می‌شود، اما هم‌زمان یک تناقض راهبردی ایجاد کرده است. هرچه این سیاست در ایجاد فشار اقتصادی موفق‌تر باشد، احتمال آن نیز افزایش می‌یابد که مقام‌های ایران برای مقابله با آن حاضر به پذیرش ریسک‌های بیشتری شوند. در نتیجه، موفقیت اقتصادی سیاست فشار لزوماً به معنای موفقیت سیاسی آن نیست و حتی می‌تواند سطح تقابل را به مرحله‌ای پرهزینه‌تر وارد کند.

این وضعیت پرسش مهمی را درباره مدت و دامنه رویارویی میان دو طرف مطرح می‌کند. ادامه فشار اقتصادی و محاصره، در صورتی که با واکنش‌های متقابل ایران همراه شود، می‌تواند تقابل موجود را از یک فشار اقتصادی به بحرانی گسترده‌تر تبدیل کند. مسئله اصلی برای واشنگتن این است که تا چه اندازه حاضر است برای ادامه این سیاست هزینه بپردازد و آیا فشار ایجادشده در نهایت تهران را به سمت توافق سوق خواهد داد یا برعکس، انگیزه آن را برای مقابله افزایش خواهد داد.

دونالد ترامپ اعلام کرده است که انتظار دارد این وضعیت تا انتخابات میان‌دوره‌ای ماه نوامبر ادامه پیدا کند. در محاسبات او، پس از برگزاری انتخابات، فشار انتخاباتی از میان خواهد رفت و ایران نیز ممکن است آمادگی بیشتری برای دستیابی به توافق پیدا کند. چنین برداشتی بر این فرض استوار است که انتخابات آمریکا در حال حاضر یکی از اهرم‌های مؤثر تهران در برابر واشنگتن است و با پایان آن، امکان رسیدن به توافق سریع‌تر خواهد شد.

با این حال، این محاسبه با خطر خوش‌بینی بیش از اندازه همراه است. افزایش فشار اقتصادی الزاماً به معنای افزایش آمادگی ایران برای پذیرش توافق نیست و ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد. اگر فشارها به نقطه‌ای برسد که رهبران ایران احساس کنند برای حفظ موقعیت خود باید ریسک بیشتری بپذیرند، سطح رویارویی می‌تواند افزایش پیدا کند. در چنین شرایطی، سیاستی که قرار بود از طریق فشار اقتصادی زمینه توافق را فراهم کند، ممکن است به عاملی برای افزایش تنش تبدیل شود.

بنابراین، مسئله اصلی تنها میزان موفقیت تحریم‌ها و محاصره نیست، بلکه واکنش طرف مقابل به این فشارها و میزان آمادگی آمریکا برای تحمل پیامدهای آن است. هرچه تهران برای مقابله با فشارها ریسک بیشتری بپذیرد، فاصله میان فشار اقتصادی و رویارویی مستقیم کمتر می‌شود. از این منظر، ادامه تقابل تا انتخابات میان‌دوره‌ای لزوماً به توافق سریع پس از آن منجر نخواهد شد و ممکن است آمریکا را با بحرانی مواجه کند که کنترل زمان و هزینه پایان آن دشوارتر از برآوردهای اولیه باشد./ منبع

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا