اسپارتای برتر؛ وابستگی نظامی جدید اسرائیل به آمریکا
راهبرد «اسپارتای برتر» بنیامین نتانیاهو نهتنها به خودکفایی نظامی منجر نمیشود، بلکه صنایع دفاعی اسرائیل را بیش از پیش در ساختار نظامی آمریکا ادغام و وابسته میکند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «اسپارتای فوقالعاده؛ وابستگی نظامی جدید اسرائیل به آمریکا» نوشته رنجان سولومون (Ranjan Solomon) در میدل ایست مانیتور (Middle East Monitor) منتشر شده است. این یادداشت بررسی میکند که چگونه شعار خودکفایی نظامی و تشکیل «اسپارتای برتر» از سوی اسرائیل، در عمل به معنای جدایی از ایالات متحده نبوده، بلکه به معنای ادغام عمیقتر صنایع دفاعی اسرائیل در اکوسیستم نظامی-صنعتی آمریکا و نهادینهسازی وابستگی دوجانبه است. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
ایده «اسپارتای برتر» که از سوی بنیامین نتانیاهو مطرح شده، بر افزایش توان نظامی و اقتصادی داخلی اسرائیل و کاهش آسیبپذیری در برابر فشارهای خارجی استوار است. با این حال، ظرفیت گسترده صنایع دفاعی اسرائیل به معنای خودکفایی کامل نیست و تداوم جنگ در مقیاس گسترده همچنان به زنجیرههای تأمین، فناوری، تسلیحات، قطعات، سامانههای پیشرفته و حمایت مالی و نظامی خارجی وابسته است.
آمریکا طی دههها نقش اصلی را در حفظ برتری نظامی اسرائیل داشته است. کمکهای نظامی سالانه و همکاری در زمینه سامانههای دفاع موشکی، در کنار تأمین هواپیما، موشک، بمب و خودروهای زرهی، بخشی از این وابستگی را تشکیل میدهد. بر اساس دادههای مؤسسه پژوهشهای صلح بینالمللی استکهلم، آمریکا بین سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ حدود ۶۸ درصد واردات تسلیحات عمده اسرائیل را تأمین کرده است. در عین حال، اسرائیل نیز یکی از صادرکنندگان مهم تسلیحات جهان محسوب میشود و شرکتهایی مانند صنایع هوافضای اسرائیل، رافائل و البیت سیستمز در بازار جهانی دفاعی حضور گسترده دارند.
این وضعیت نشان میدهد که تولید داخلی پیشرفته لزوماً به معنای استقلال از زنجیرههای بینالمللی نیست. نمونه روشن آن جنگنده اف-۳۵ است که اسرائیل توانایی تولید مستقل آن را ندارد و همچنان به آمریکا برای هواپیما، مهمات، قطعات و پشتیبانی فناورانه نیازمند است. جنگ مدرن نیز تنها به تولید سلاح محدود نمیشود و حوزههایی مانند اطلاعات، ماهواره، ارتباطات، نرمافزار، لجستیک، تعمیر و نگهداری و تأمین مالی را دربرمیگیرد.
در چنین شرایطی، مفهوم «ادغام» میتواند جایگزین مفهوم سنتی «کمک نظامی» شود. همکاری مشترک در تولید تسلیحات، تحقیق و توسعه، سرمایهگذاری، انتقال فناوری و شکلگیری زنجیرههای تأمین مشترک میتواند صنایع دفاعی اسرائیل را بیش از گذشته با ساختار نظامی ـ صنعتی آمریکا پیوند دهد. در این مدل، اسرائیل ممکن است به جای دریافتکننده صرف کمک، به بخشی از شبکه دفاعی آمریکا تبدیل شود.
پیامد مهم چنین تغییری، افزایش هزینه سیاسی و اقتصادی هرگونه قطع حمایت از اسرائیل برای واشنگتن است؛ زیرا در صورت درهمتنیدگی صنایع و فناوریهای دفاعی، مرز میان منافع دو طرف نیز پیچیدهتر خواهد شد. از این منظر، «اسپارتای برتر» الزاماً به معنای استقلال اسرائیل نیست، بلکه میتواند شکل جدیدی از وابستگی متقابل و ادغام نظامی با آمریکا باشد./ منبع



