امنیت و دفاعخاورمیانه

شوک انرژی که می‌تواند جهان چندقطبی را تسریع کند

اختلال در هدایت مسیر تنگه هرمز، جهان را با یک شوک نفتی بی سابقه روبرو کرده است که ذخایر راهبردی آمریکا را تحت تاثیر قرار داده است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «شوک انرژی که می‌تواند جهان چندقطبی را تسریع کند» نوشته آیدان جی. سیماردون (Aidan J. Simardone) در کریدل (Cradle) منتشر شده است. پیامدهای جنگ ایران و اختلال در تنگه هرمز، استدلال می‌کند که بحران کنونی انرژی می‌تواند ساختار اقتصاد جهانی را دگرگون کرده و روند گذار از نظم تحت رهبری غرب به نظمی چندقطبی را شتاب بخشد؛ نظمی که در آن چین و روسیه موقعیت راهبردی قوی‌تری خواهند داشت. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

بحران انرژی ناشی از جنگ ایران و انسداد تنگه هرمز، بخش بزرگی از عرضه جهانی نفت را از بازار خارج کرده و می‌تواند اقتصاد جهانی را دگرگون کند. با کنترل ایران بر تنگه هرمز و اجرای محاصره خلیج فارس از سوی آمریکا، حدود یک‌پنجم عرضه جهانی نفت مختل شده است. حتی اگر حمل‌ونقل نفت فوراً از سر گرفته شود، پیامدهای بحران باقی خواهد ماند، زیرا ذخایر راهبردی در حال تخلیه‌اند، زنجیره‌های تأمین آسیب دیده و بازگرداندن تولید نفت زمان‌بر است. بیشتر کشورها با تورم، رکود اقتصادی و ناآرامی اجتماعی مواجه خواهند شد و آفریقا بیشترین آسیب را از افزایش قیمت مواد غذایی و کمبود کود شیمیایی متحمل می‌شود، در حالی که چین و روسیه از این وضعیت سود خواهند برد.

جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران بدترین بحران نفتی تاریخ را ایجاد کرده است. در بحران اوپک ۱۹۷۳ و جنگ خلیج فارس، به‌ترتیب ۷ درصد عرضه نفت برای پنج ماه و دو ماه از بازار حذف شد، اما در جنگ ایران، تا ۲۰ درصد نفت جهان بیش از سه ماه از دسترس خارج شده است. با وجود این، بازارها همچنان آرام مانده‌اند. در بحران‌های پیشین، قیمت نفت چهار برابر یا دو برابر شد، اما در این بحران، پس از جهش اولیه ۷۰ درصدی، قیمت‌ها تنها حدود یک‌سوم بالاتر از سطح پیش از جنگ باقی مانده‌اند. دلیل این وضعیت، امید بازارها به توافق احتمالی میان واشنگتن و تهران و همچنین استفاده گسترده آمریکا و چین از ذخایر راهبردی نفت عنوان شده است. چین واردات نفت خود را به پایین‌ترین سطح در حدود یک دهه اخیر رسانده و آمریکا نیز بزرگ‌ترین برداشت‌های تاریخ از ذخایر راهبردی خود را ثبت کرده است.

بحران حتی در خوش‌بینانه‌ترین سناریو نیز به‌سرعت پایان نمی‌یابد. بازگشایی تنگه هرمز فوراً عرضه نفت را احیا نمی‌کند، زیرا بازگرداندن چاه‌های تعطیل‌شده، آماده‌سازی نفتکش‌ها و رفع خسارت‌های زیرساختی به زمان نیاز دارد. براساس برآورد گلدمن ساکس، حتی در صورت بازگشایی کامل تنگه، سه ماه زمان لازم است تا تولید نفت خلیج فارس به ۷۰ درصد ظرفیت برسد. همچنین ذخایر راهبردی آمریکا به پایین‌ترین سطح خود از دهه ۱۹۷۰ رسیده و در صورت ادامه روند کنونی، تنها حدود ۲۰ هفته دیگر قابلیت برداشت مؤثر خواهند داشت. در نتیجه، تحلیلگران انتظار دارند قیمت نفت تا پایان سال همچنان ۲۵ درصد بالاتر از پیش از جنگ باقی بماند و قیمت گاز و کود شیمیایی نیز افزایش یابد.

آفریقا بیشترین هزینه بحران را خواهد پرداخت، زیرا بخش بزرگی از درآمد خانوارها صرف غذا می‌شود و کود شیمیایی وابستگی زیادی به سوخت‌های فسیلی دارد. افزایش شدید قیمت گوگرد و کاهش تولید کشاورزی می‌تواند به اعتراضات گسترده مشابه بحران غذایی ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ منجر شود. در عین حال، این وضعیت می‌تواند فرصت تازه‌ای برای کشورهای آفریقایی جهت فاصله گرفتن از نفوذ آمریکا و اروپا فراهم کند.

چین در کوتاه‌مدت با فشار ناشی از وابستگی به نفت خلیج فارس روبه‌رو خواهد شد، اما همزمان از مزیت گسترده در حوزه انرژی پاک برخوردار است. این کشور ۸۰ درصد پنل‌های خورشیدی، ۸۰ درصد باتری‌ها و ۷۵ درصد خودروهای برقی جهان را تولید می‌کند و صنعت انرژی پاک آن ارزشی معادل ۲ تریلیون دلار دارد. گسترش صادرات فناوری‌های انرژی تجدیدپذیر می‌تواند جایگاه چین را به‌عنوان تأمین‌کننده امنیت انرژی تقویت کند.

روسیه نیز به‌عنوان دومین صادرکننده بزرگ نفت و گاز جهان، از افزایش قیمت انرژی سود می‌برد. کشورهای مختلف برای تضمین عرضه انرژی ناچار به نزدیک‌تر شدن به مسکو شده‌اند و حتی اروپا واردات گاز روسیه را افزایش داده است. این بحران فراتر از یک شوک انرژی است و می‌تواند نشانه‌ای از تضعیف سلطه اقتصادی غرب و حرکت جهان به‌سوی نظم چندقطبی باشد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا