آمریکاامنیت و دفاعخارجی

اوکراین و ابتکار تحول ارتش

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «اوکراین و ابتکار تحول ارتش» نوشته جرمی فلیک (Jeremy Flake)  در مؤسسه مدرن وار (Modern War Institute) منتشر شده است. این یادداشت با بررسی تجربه جنگ اوکراین، استدلال می‌کند که درسی که ارتش آمریکا باید از این جنگ بگیرد صرفاً نوسازی تجهیزات نیست، بلکه بازآفرینی ساختار و راهبرد برای آمادگی در برابر دشمنان هم‌تراز است. نبردهای آینده در چند حوزه و با سرعتی بسیار بالا جریان خواهند داشت و ارتش آمریکا باید پیش از آغاز جنگ، نه پس از آن، برای نخستین ساعات آماده باشد. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.


جنگ اوکراین حقیقتی خشن را آشکار کرد: نبرد مدرن به سرعت، تطبیق‌پذیری و برتری فناورانه نیاز دارد. از به‌کارگیری گسترده پهپادها و جنگ الکترونیک تا آسیب‌پذیری تانک‌ها و سامانه‌های زرهی قدیمی، این جنگ محدودیت دکترین‌ها و تجهیزات سنتی را برملا کرده است. در واکنش به این واقعیت، «ابتکار تحول ارتش» تلاشی است برای ساخت ارتشی چابک‌تر، مرگبارتر و مقاوم‌تر که بتواند در میدان‌های نبرد چند‌بعدی با دشمنان هم‌تراز مقابله کند. این ابتکار، برخلاف نوسازی صرف، می‌کوشد ارتش را برای جنگ‌های آینده بازتصور کند و بر درس‌های دشوار اوکراین، از ساختارهای ایستا و لجستیک ناکافی تا ضعف در دفاع پهپادی، تکیه دارد. اگر محیط‌های پیچیده نبرد آینده به‌درستی درک نشوند، نوآوری‌های نظامی به بیراهه خواهند رفت و هزینه‌های انسانی و مالی سنگینی در پی خواهند داشت.

بخش نخست مقاله، «فرض برابری کاذب»، به این باور نادرست می‌پردازد که مقاومت اوکراین الگویی برای دفاع مدرن در برابر تهاجم گسترده است. این برداشت اشتباه است زیرا ناتو در صورت درگیری، برخلاف اوکراین در سال ۲۰۲۲، با کمبود توانمندی‌های اساسی مواجه نخواهد بود. اوکراین بدون برتری هوایی، سامانه‌های تهاجم دقیق، لجستیک پیشرفته یا مدیریت یکپارچه میدان نبرد وارد جنگ شد، در حالی که روسیه از زرادخانه کامل متعارف شامل توپخانه انبوه، هواگردها، زره‌پوش‌ها و جنگ الکترونیک بهره‌مند بود. بنابراین، درس اصلی نه تقلید از اوکراین، بلکه تصور میدان نبردی است که در آن یک کشور از آغاز از توانمندی‌های ناتو برخوردار باشد.

در بخش دوم، نابرابری اولیه دو طرف بررسی می‌شود. نیروی هوایی اوکراین متکی به جنگنده‌های قدیمی و فاقد رادارهای مدرن بود؛ سامانه‌های پدافندی بر پایه مدل‌های شوروی عمل می‌کردند و ذخایر مهمات اندک بود. در مقابل، روسیه با ۱۹۰ هزار نیرو و برتری کامل در توپخانه، هوا و جنگ سایبری حمله کرد و در آغاز پیشروی‌های سریع در جنوب و شرق و محاصره شهرهایی چون ماریوپل داشت.

اوکراین با وجود این ضعف‌ها دفاعی سرسختانه نشان داد. کمک‌های ناتو به‌ویژه موشک‌های ضدزره جاولین، ان‌لاو و سامانه‌های استینگر موجب کندی پیشروی روس‌ها شد. ورود سامانه‌های راکتی هایمارس از میانه سال ۲۰۲۲ موازنه را تا حدی تغییر داد و روسیه را از هدف‌گیری دقیق انبارهای مهمات و مراکز فرماندهی آسیب‌پذیر کرد. در سال ۲۰۲۳ ارسال توپخانه‌های دقیق‌تر، سامانه‌های پدافندی ناسامز و پاتریوت و در ادامه وعده تانک‌ها و جنگنده‌های غربی روند حمایت را گسترش داد، هرچند تأخیر در آموزش و تحویل موجب شد بسیاری از این توانمندی‌ها به‌موقع وارد عمل نشوند.

اگر اوکراین از همان آغاز به سطح توان ناتو دسترسی داشت چه می‌شد. با جنگنده‌های مدرن، سامانه‌های آواکس و تسلیحات دوربرد، اوکراین می‌توانست برتری هوایی روسیه را مهار و خطوط تدارکاتی آن را در عمق خاک هدف قرار دهد، از محاصره کی‌یف جلوگیری کند و شاید حتی مانع آغاز جنگ شود. چنین توانمندی‌هایی می‌توانست جنگ فرسایشی را پیش از شکل‌گیری متوقف سازد.

ابتکار تحول ارتش پاسخی راهبردی به واقعیت‌های تازه جنگ است. ارتش آمریکا باید پیش از آغاز درگیری، تجهیزات پیشرفته و ساختارهای یکپارچه را مستقر کند، زیرا نبردهای آینده در هفتاد و دو ساعت نخست سرنوشت‌ساز خواهند بود، نه پس از هفتادودو هفته./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا