جبهه عراقی ایران
ایران، از قدرت نیروهای نیابتی استفاده میکند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «جبهه عراقی ایران»، نوشته عبدالرحمن الراشد (Abdulrahman Al-Rashed)، در الشرقالاوسط (Asharq Al-Awsat) منتشر شده است. راهبرد منطقهای ایران با محوریت استفاده از عراق بهعنوان پایگاه عملیاتی برای بسط نفوذ خود در غرب آسیا بسیار مهم است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
راهبرد منطقهای ایران از طریق استفاده از عراق به عنوان پایگاه عملیاتی پیشین برای بسط قدرت در سراسر غربآسیا شکل گرفته است. عراق به عنوان یک صحنه مرکزی معرفی میشود که در آن نفوذ ایران از طریق شبکهای از شبهنظامیان متحد اعمال میشود و به تهران این امکان را میدهد تا دامنه نفوذ خود را فراتر از مرزهایش گسترش دهد. این گروهها به عنوان بخشی از یک دکترین طولانیمدت گستردهتر توصیف میشوند که اولویت «عمق تهاجمی» را دارد؛ دکترین توسعهیافته در پاسخ به جنگ ایران و عراق، که در آن ایران تلاش کرد با پرورش شرکای خارجی قادر به اقدام از طرف خود، آسیبپذیری مستقیم را کاهش دهد.
در این دیدگاه، شبهنظامیان عراقی ابزارهای موقتی برای اعمال فشار نیستند، بلکه اجزای درونی ساختار امنیتی ایران محسوب میشوند. آنها به عنوان بازیگران یکپارچه ساختاری معرفی میشوند که توانایی نظامی را با نفوذ سیاسی و استقلال مالی ترکیب میکنند و به آنها اجازه میدهند تا به عنوان یک ساختار قدرت موازی در داخل عراق عمل کنند. این وضعیت دوگانه فعالیت هم در درون نهادهای دولتی و هم خارج از کنترل رسمی دولت یک سیستم سیاسی ترکیبی ایجاد میکند که در آن حاکمیت تکهتکه شده است. عراق از این نظر با لبنان مقایسه میشود، جایی که گروههای مسلح اقتدار مستقلی را حفظ میکنند در حالی که دولت رسمی خود را از اقدامات آنها دور نگه میدارد.
حضور این شبهنظامیان نه تنها برای عراق، بلکه برای منطقه گستردهتر، از جمله کشورهای همسایه خلیج فارس، سوریه، اردن و اسرائیل، بیثباتکننده توصیف شده است. فعالیتهای آنها به عملیات فرامرزی مرتبط است که ادعا میشود نفوذ ایران را به چندین جبهه درگیری منطقهای گسترش میدهد. از این دیدگاه، عراق بخشی از یک «محیط بحران» گستردهتر میشود، جایی که بیثباتی دیگر در مرزهای ملی مهار نمیشود، بلکه در سراسر مناطق امنیتی منطقهای به هم پیوسته گسترش مییابد.
تحولات اخیر به عنوان شواهدی از افزایش فعالسازی این شبکههای نیابتی، به ویژه در دورههای تنش منطقهای یا توقفهای مذاکرهای در درگیری مستقیم تفسیر شده است. استفاده از شبهنظامیان به عنوان مکانیزمی برای حفظ فشار، حتی زمانی که توافقات رسمی دیپلماتیک یا آتشبس برقرار است، ارائه میشود. این تداوم رویارویی غیرمستقیم، این ایده را تقویت میکند که جنگ نیابتی همچنان ستون اصلی رفتار منطقهای ایران باقی میماند.
پیامد راهبردی گستردهتر این است که اتکای ایران به شبکههای شبهنظامی محدود به اهداف تاکتیکی فوری نیست، بلکه به رقابت منطقهای بلندمدت گره خورده است. این گروهها به عنوان جبرانکننده تغییرات در موقعیت منطقهای ایران، به ویژه در رابطه با تلفات یا عقبنشینیها در میان بازیگران متحد در جبهههای دیگر مانند لبنان، غزه و سوریه، دیده میشوند. ایران با تقویت حضور خود در عراق، در حال حفظ تداوم عملیاتی در سراسر حوزه نفوذ گستردهتر خود دیده میشود.
پاسخهای خارجی، به ویژه از سوی آمریکا و شرکای آن، به انحلال ساختارهای رهبری و مختل کردن کانالهای مالی حامی این گروهها متمرکز شده است. این شامل هدف قرار دادن افرادی است که به هماهنگی عملیات فرامرزی متهم هستند و تلاش برای محدود کردن ظرفیت عملیاتی سازمانهای شبهنظامی. چنین اقداماتی به عنوان بخشی از تلاش گستردهتر برای مهار نفوذ منطقهای ایران با تضعیف شبکه نیروهای متحد آن ارائه شده است.
در این چارچوب، آینده امنیت منطقهای از نزدیک به تکامل پویایی نیابتی گره خورده است. تداوم شبکههای مسلح همسو با قدرتهای خارجی نشان میدهد که حتی توافقات دیپلماتیک بالقوه بین دولتهای بزرگ نیز ممکن است تنشهای اساسی را بهطور کامل حل نکند. در عوض، درگیری غیرمستقیم از طریق گروههای متحد احتمالاً یکی از ویژگیهای تعیینکننده چشمانداز منطقهای باقی خواهد ماند و هم بحرانهای فوری و هم همترازیهای ژئوپلیتیکی بلندمدت را شکل خواهد داد./ منبع



