انقلاب هوش مصنوعی آمریکا ممکن است به فاجعه ختم شود
توسعه بیرویه مراکز داده هوش مصنوعی، تهدیدی جدی برای معیشت کارگران و منابع زیستمحیطی آمریکا است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «انقلاب هوش مصنوعی آمریکا ممکن است به فاجعه ختم شود» نوشته جان مک گلیون (John Mac Ghlionn) در هیل (The Hill) منتشر شده است. این یادداشت، به بررسی هزینههای سنگین انسانی و زیستمحیطی توسعه مراکز داده هوش مصنوعی توسط غولهای فناوری میپردازد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
سرمایهگذاریهای میلیاردی شرکتهای بزرگ فناوری برای ساخت مراکز داده هوش مصنوعی در سراسر ایالات متحده، نیروی کار طبقه کارگر را در موقعیت متناقض و عجیبی قرار داده است. کارگران ساختمانی و برقکاران در حال حاضر دستمزدهای کلانی برای کابلکشی و ساخت این ابرپروژهها دریافت میکنند، اما واقعیت تلخ این است که آنها در حال ساختن همان ماشینهایی هستند که به زودی جایگزین خودشان خواهند شد. برخلاف تحولات تکنولوژیک گذشته که کارخانههای جدید جایگزین خطوط تولید قدیمی میشدند، هوش مصنوعی اساساً برای حذف کامل نیروی کار انسانی طراحی شده است. پس از پایان مراحل موقت ساختوساز، این مراکز عظیم به شهرهای ارواح کاملاً خودکاری تبدیل میشوند که تنها توسط ۵۰ نفر اداره خواهند شد و ماشینهای درون آن، به طور مداوم برای اتوماسیون سطوح پیشرفتهتر کار انسانی و برنامهنویسی آموزش میبینند.
علاوه بر تله اشتغال، این مراکز داده غولپیکر به هیولاهای زیستمحیطی تبدیل شدهاند که منابع محلی را بهشدت فرسایش میدهند. این سازههای بتنی و بدون پنجره، برای خنکسازی سرورهای خود به میلیاردها گالن آب نیاز دارند؛ آن هم در ایالتهای خشکی که هماکنون با بحران شدید کمآبی دستوپنجه نرم میکنند. افزون بر این، بار مصرفی این مراکز بر شبکه برق عمومی شبیه به یک انگل است؛ به طوری که یک پردیس فناوری مجزا میتواند بیش از یک شهر متوسط آمریکایی انرژی مصرف کند. این روند باعث احیای نیروگاههای زغالسنگی قدیمی، عقبنشینی از اهداف کربنزدایی، افزایش سرسامآور قبوض برق خانگی و افزایش صدبرابری خاموشیها تا پایان دهه جاری میشود، در حالی که شهروندان عادی مجبور به پرداخت سوبسید برای هزینههای زیرساختی این شرکتهای چند تریلیون دلاری هستند.
در این میان، میلیاردرها و سرمایهگذاران با تکیه بر هراسهای ژئوپلیتیک، تلاش میکنند افکار عمومی را برای پذیرش این شرایط متقاعد کنند. آنها معتقدند اگر آمریکا این زیرساختها را توسعه ندهد، چین جایگاه برتر را تصاحب خواهد کرد و مخالفان محیطزیستی این پروژهها را به عنوان عوامل پکن معرفی میکنند. با این حال، مخالفت ۷۰ درصد از مردم آمریکا نشان میدهد که این یک دوقطبی کاذب است. برای شهروندی که رودخانه محلیاش خشک شده و بهای انرژیاش دو برابر گشته، تفاوت چندانی ندارد که این الگوریتمها توسط پکن مدیریت شوند یا سیلیکون ولی. واقعیت این است که تأمین مالی این پروژههای عظیم ساختمانی، نوعی کلاهبرداری است که در آن آمریکاییها با دست خود ابزار حذف اقتصادی خویش را ساخته و مخازن طبیعی خود را نابود میکنند تا صرفاً ارزش سهام شرکتهای بزرگ ارتقا یابد./منبع



