چگونه نباید مرگ ناشی از سرخک را اعلام کرد؟
ابهام در اعلام مرگهای مرتبط با سرخک، اعتماد عمومی به سلامت و دولت را تضعیف میکند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چگونه نباید مرگ ناشی از سرخک را اعلام کرد؟» نوشته ریچل بدار (Rachael Bedard)، در نیویورکتایمز (New York Times)، به نحوه اطلاعرسانی درباره دو مرگ مرتبط با سرخک در پنسیلوانیا و پیامدهای اختلاف میان نهادهای بهداشتی میپردازد و بر ضرورت شفافیت، دقت و هماهنگی در اطلاعرسانی عمومی در شرایط کاهش اعتماد به دولت و سلامت عمومی تأکید دارد. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
آمریکا در سال ۲۰۲۶ با یکی از گستردهترین موجهای شیوع سرخک در قرن حاضر مواجه شده است. تاکنون دستکم ۲۷۷۷ مورد تأییدشده ثبت شده که از مجموع موارد سال ۲۰۲۵ بیشتر است. پنسیلوانیا به یکی از کانونهای اصلی شیوع تبدیل شده و بخش قابلتوجهی از موارد در شهرستان لنکستر، منطقهای با جوامع منونایت و آمیش و نرخ واکسیناسیون پایینتر، گزارش شده است. در چنین شرایطی، اعلام دو مرگ مرتبط با سرخک در این ایالت حساسیت زیادی ایجاد کرد و مسئله نحوه اطلاعرسانی را به یک بحران ثانویه تبدیل کرد.
فرماندار پنسیلوانیا اعلام کرد دو نفر بر اثر عوارض مرتبط با سرخک جان باختهاند و با تأکید بر واکسینهنبودن آنها، مرگ ناشی از سرخک را قابل پیشگیری دانست. بااینحال، طی دو روز بعد، میان وزارت بهداشت پنسیلوانیا، پزشکی قانونی شهرستان لنکستر، مرکز کنترل و پیشگیری بیماریهای آمریکا و وزارت بهداشت و خدمات انسانی اختلافهایی درباره علت دقیق مرگها شکل گرفت. بخش مهمی از این اختلافات در شبکههای اجتماعی بازتاب یافت و موجب شد اطلاعات متناقض، همراه با واکنشهای سیاسی و اتهامات متقابل، فضای عمومی را بیش از پیش مبهم کند.
ریشه اصلی مناقشه به تفاوت میان «مرگ مرتبط با سرخک» و «مرگ مستقیماً ناشی از سرخک» بازمیگردد. وزارت بهداشت از تعبیر محتاطانه «مرتبط با سرخک» استفاده کرده بود، اصطلاحی که نشان میدهد ویروس یا عفونت سرخک در فرد وجود داشته، اما لزوماً ثابت نمیکند که بیماری علت مستقیم مرگ بوده است. در یکی از موارد، یک نوزاد که پیش از تولد به سرخک آلوده شده بود، بر اثر پارگی طحال جان باخت. سرخک در گواهی فوت بهعنوان عاملی مؤثر در مرگ ثبت شد، اما پزشکی قانونی بعداً اعلام کرد که معتقد نیست سرخک نقشی در مرگ داشته است. مورد دیگر نیز در اختیار پزشکی قانونی شهرستان قرار نداشت.
این اختلافات در زمانی رخ داده که اعتماد عمومی به دولت و نهادهای سلامت عمومی پایین است و انتقال سرخک همچنان در سطح بالایی قرار دارد. در چنین فضایی، کوچکترین ابهام در بیان علت مرگ میتواند به بیاعتمادی بیشتر، سیاسیشدن موضوع واکسیناسیون و گسترش اطلاعات نادرست منجر شود. به همین دلیل، اطلاعرسانی درباره مرگهای مرتبط با بیماریهای عفونی نیازمند تفکیک روشن میان وجود عفونت، نقش احتمالی بیماری در مرگ و علت قطعی فوت است.
ابعاد سیاسی موضوع نیز اهمیت دارد. اظهارات فرماندار درباره پیامدهای واقعی اطلاعات نادرست و انتقاد از رویکرد ضدواکسن دولت فدرال، اختلاف سلامت عمومی با دولت ترامپ را برجسته کرده است. در مقابل، انتشار اطلاعات متفاوت از سوی نهادهای رسمی میتواند حتی پیامهای درست درباره ضرورت واکسیناسیون را نیز تضعیف کند.
در مجموع، بحران پنسیلوانیا نشان میدهد که مدیریت یک همهگیری فقط به واکسن، درمان و کنترل انتقال محدود نیست؛ بلکه کیفیت ارتباطات عمومی نیز بخشی از پاسخ به بحران محسوب میشود. هماهنگی میان نهادهای بهداشتی، پزشکی قانونی و دولت، استفاده دقیق از اصطلاحات و اعلام صریح سطح قطعیت شواهد میتواند از تبدیل یک مسئله پزشکی به بحران اعتماد عمومی جلوگیری کند. در شرایطی که شیوع سرخک در حال گسترش است، شفافیت و انسجام اطلاعاتی برای حفظ مشارکت عمومی و مقابله با اطلاعات نادرست اهمیت حیاتی دارد./ منبع



