راهبرد امپریالیستی روسیه در دریای سیاه
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «راهبرد امپریالیستی روسیه در دریای سیاه» به قلم دانیل اس. همیلتون (Daniel S. Hamilton) و آنجلا استنت در فارن افرز (Foreign Affairs) منتشر شده است. این مقاله به بررسی تلاشهای روسیه برای تسلط بر دریای سیاه و پیامدهای آن برای اوکراین و منطقه میپردازد و بر ضرورت راهبردهای ناتو و اتحادیه اروپا برای مقابله با نفوذ مسکو تأکید دارد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
تجاوز روسیه به اوکراین و همسایگانش، دریای سیاه را به مرز راهبردی اوراسیا تبدیل کرده است. روسیه با اختلال در جریان انرژی، غذا و کالاها، ایجاد میلیونها مهاجر و افزایش ناامنی در منطقه، بهدنبال تسلط بر پنج کشور ساحلی دریای سیاه (بلغارستان، گرجستان، رومانی، ترکیه، اوکراین) و مولداوی است تا حق وتو بر تصمیمات آنها داشته باشد. مسکو همچنین از دریای سیاه بهعنوان بستری برای گسترش نفوذ در غرب آسیا، مدیترانه و قفقاز استفاده میکند. تسلط بر این دریا برای راهبرد کرملین در احیای جایگاه قدرت بزرگ حیاتی است، زیرا عدم موفقیت، روسیه را در برابر نفوذ غرب، کاهش تأثیرگذاری در مناطق مجاور و اختلال در صادرات کالاهای حیاتی آسیبپذیر میکند. ترکیه، بهعنوان تنها کشور ساحلی که تاریخی تحت سلطه روسیه نبوده و عضو ناتو است، بزرگترین مانع این اهداف است.
در دهههای اخیر، روسیه با ترکیبی از ترغیب و اجبار، کشورهای منطقه را به مسکو وابسته کرده است. ولادیمیر پوتین با مدرنسازی ناوگان دریای سیاه، که در مداخله سال ۲۰۱۵ در سوریه نقش کلیدی داشت، قدرت دریایی را احیا کرد. او با نادیده گرفتن مرزهای بینالمللی، آبخازیا در گرجستان (۲۰۰۸)، کریمه در اوکراین (۲۰۱۴) و ساحل دریای آزوف اوکراین (۲۰۲۲) را تصرف کرد. اگرچه اوکراین مانع تسلط کامل روسیه بر سواحل خود شده، مسکو با مینگذاری، محاصره و بمباران بنادر اوکراین، دسترسی این کشور به دریا را قطع و حضور دیگر ناوگانها را محدود کرده است. روسیه همچنین با دورزدن تحریمها، اخلال در بازارها و تقویت نفوذ در غرب آسیا و شمال آفریقا، این اهداف را پیش برده است.
دریای سیاه مرکز تجارت انرژی و کشاورزی روسیه است. بندر نووروسیسک، بزرگترین بندر روسیه، بخش اعظم صادرات نفت و محصولات نفتی را مدیریت میکند. مسیرهای گازی غرب به ترکیه از زیر دریا میگذرند و تقریباً تمام صادرات غلات و کود روسیه از بنادر این منطقه انجام میشود. این جریانها به مسکو امکان افزایش درآمد، ایجاد بازارهای جدید و کاهش وابستگی به دلار آمریکا را میدهد. روسیه با تاکتیکهایی مانند قطع گاز به اوکراین، بلغارستان و مولداوی، محدود کردن صادرات غذایی گرجستان و مولداوی، و استفاده از کلیسای ارتدوکس برای مقابله با فرهنگ غرب، نفوذ خود را تقویت کرده است.
تهاجم سال ۲۰۲۲ به اوکراین، تلاشهای روسیه را تسریع کرد اما موفقیتهای متفاوتی داشت. اوکراین با آسیب به ناوگان دریای سیاه و بسته شدن تنگههای ترکیه به روی کشتیهای نظامی روسیه، نفوذ مسکو را محدود کرد. تصمیم ترکیه برای بستن تنگهها در سال ۲۰۲۲، توانایی روسیه در جنگ دریایی و گسترش نفوذ در مدیترانه را کاهش داد. در قفقاز جنوبی، نقش هژمونیک روسیه کمرنگ شده و ترکیه جایگاه قویتری یافته است. عدم حمایت روسیه از ارمنستان در برابر آذربایجان در سال ۲۰۲۳ و امضای توافق صلح ارمنستان-آذربایجان در کاخ سفید در آگوست ۲۰۲۵، محدودیتهای نفوذ مسکو را نشان داد. سقوط حکومت بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴ نیز تلاشهای روسیه برای حفظ پایگاههای خمیمیم و طرطوس را پیچیده کرد.
سیاستگذاران برای بهرهبرداری از ناکامیهای روسیه باید چالشها را رفع کنند. کشورهای پساکمونیستی منطقه همچنان در برابر نفوذ روسیه آسیبپذیرند. توقف کمکهای خارجی آمریکا به اوکراین و دیگر کشورها، خلاءیی ایجاد کرده که ناتو و اتحادیه اروپا باید پر کنند. مذاکرات الحاق مولداوی و اوکراین به اتحادیه اروپا کند پیش میرود. طرحهای اتحادیه اروپا فاقد بودجه و تعهدات مشخص است، و ناتو بر دفاع از بالتیک متمرکز است؛ در حالی که سه تهاجم اخیر روسیه در دریای سیاه رخ داده است. اتحادیه اروپا باید بودجهای برای برنامه اتصال منطقهای در نظر بگیرد و کریدورهای شرق-غرب را بدون دخالت روسیه، با مشارکت ترکیه، تقویت کند. کشورهای دریای سیاه باید منابع انرژی خود را توسعه دهند؛ رومانی و ترکیه با اکتشافات گازی جدید میتوانند تولیدکنندگان عمده شوند. نقش ترکیه در راهبرد مهار روسیه کلیدی است، اما مواضع پیچیدهای دارد. ناتو باید حضور خود را با تقویت دفاع هوایی و استقرار نیرو در بلغارستان و رومانی افزایش دهد./ منبع



