پیامدهای سیاست ترامپ در سوریه بر ایران، حزبالله و اسرائیل
بهگزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان « پیامدهای سیاست ترامپ در سوریه بر ایران، حزبالله و اسرائیل» که به قلم الکساندر لنگلوا (Alexander Langlois)، در مجله نشنال اینترست (National Interest)، منتشر شده است، راهبرد دولت دونالد ترامپ در قبال سوریه را با تمرکز بر خروج نظامی آمریکا، کاهش نفوذ ایران، فشار بر حزبالله و مدیریت روابط با اسرائیل تحلیل میکند و معتقد است که این در حالی است که تناقضات داخلی و اقدامات اسرائیل چالشهایی برای این سیاست ایجاد میکنند. در ادامه بهره سخن این مقاله را میخوانید.
راهبرد دونالد ترامپ در قبال سوریه که پس از سفر می ۲۰۲۵ به عربستان، قطر و امارات شکل گرفت، بر خروج نظامی آمریکا، کاهش نفوذ ایران و فشار بر حزبالله متمرکز است، اما تناقضات داخلی و اقدامات اسرائیل آن را شکننده میکند. این راهبرد از منافع مشترک با رهبران کشورهای خلیج فارس، بهویژه محمدبنسلمان، بهره میبرد که سوریه را بستری برای مدیریت مسائل منطقهای میدانند. با این حال، ناسازگاریهای سیاست خارج دونالد ترامپ، مانند جنگ اسرائیل و ایران، این رویکرد را تضعیف میکند.
پس از فروپاشی حکومت بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴، آمریکا تحریمها علیه دمشق را کاهش داد و عادیسازی دیپلماتیک را آغاز کرد. این تصمیم که به درخواست رهبران کشورهای خلیج فارس انجام شد، نه از دلایل بشردوستانه، بلکه برای تسهیل خروج نظامی آمریکا از سوریه بود. حضور نظامی آمریکا در سوریه، که از نظر قانونی غیرقانونی تلقی میشود، با شکست داعش در سال ۲۰۱۹ غیرضروری شده بود. شرایط کنونی، با کاهش تهدید داعش، برای خروج کامل مناسب است. با این حال، برای جلب حمایت کنگره که به «نیروهای دموکراتیک سوریه» علاقهمند است، آمریکا میانجیگری بین دولت موقت سوریه، نیروهای دموکراتیک سوریه و ترکیه را آغاز کرده تا کنترل مأموریت ضد داعش و اردوگاههای زندانیان داعش به نیروهای دموکراتیک سوریه واگذار شود. تام باراک، سفیر آمریکا در ترکیه و فرستاده ویژه سوریه، اعلام کرد که آمریکا تعداد پایگاههای خود را از هشت به یک کاهش داده و پانصد نفر از دو هزار سرباز مستقر را به کشور بازگردانده است. پنج پایگاه نیز بسته شدهاند یا به نیروهای دموکراتیک سوریه تحویل داده شده است. این امر، فشار بر نیروهای دموکراتیک سوریه برای مذاکره با ترکیه و دمشق را کاهش میدهد؛ برخلاف سال ۲۰۱۹ که گروه نیروهای دموکراتیک سوریه با حمایت کنگره مانع خروج کامل آمریکا شد.
این سیاست با اهداف منطقهای تراپ همراستاست. حزبالله لبنان که به دلیل حملات مداوم اسرائیل (با وجود آتشبس نوامبر ۲۰۲۴) و قطع خط تأمین تسلیحاتی از سوریه در ضعیفترین حالت خود است، هدف اصلی است. آمریکا، با همکاری کشورهای خلیج فارس و دولت اصلاحطلب جدید لبنان، به دنبال خلع سلاح حزبالله است. حزبالله دو دلیل اصلی برای وجود خود را دفاع از لبنان در برابر اسرائیل و شبهنظامیان سنی رادیکال میداند. تقویت دولت دمشق و انتقال قدرت در سوریه میتواند توجیه دوم را حذف کند و اهرم مذاکراتی را بهنفع لبنان تقویت کند. آتشبس شکننده ایران و اسرائیل (ژوئن ۲۰۲۵) این راهبرد را تقویت میکند، زیرا ترامپ با سیاست «فشار حداکثری» خود، که شامل حملات مستقیم به تأسیسات هستهای ایران بود، رویکردی تهاجمی علیه ایران اتخاذ کرده است. این امر حزبالله، بهعنوان «جواهر تاج» محور مقاومت ایران را تضعیف میکند و توانایی ایران برای مقاومت در برابر فشارهای منطقهای را کاهش میدهد.
با این حال، سیاست ترامپ پر از تناقض است. حمایت او از اسرائیل، از جمله اجازه حملات به ایران برخلاف سیاست سنتی واشنگتن در وتوی چنین اقداماتی صورت گرفت؛ و اعزام ناوگروه از آسیا-اقیانوسیه به غرب آسیا، با هدف کاهش حضور نظامی آمریکا در تضاد است. اسرائیل با خودداری از خروج از پنج نقطه راهبردی در لبنان، مذاکرات خلع سلاح حزبالله را پیچیده میکند. این تناقضات بازتابی از جدال بین دو اردوگاه در دولت ترامپ است: غیرمداخلهگران طرفدار «اول آمریکا» و مداخلهگران طرفدار «صلح از طریق قدرت». اردوگاه دوم، که از رویکرد تهاجمی علیه ایران حمایت میکند، بهتازگی نفوذ بیشتری یافته و سیاست خارجی ترامپ را بهسمت نمایش قدرت سوق داده است. این امر خطر درگیری بیشتر آمریکا در منطقه را افزایش میدهد؛ در حالی که منافع واشنگتن در کاهش ردپای نظامی است.
آمریکا باید از انتقال قدرت در سوریه بدون مداخله بیش از حد حمایت کند و خواستههای اسرائیل را که آمریکا را در جنگهای منطقهای گرفتار میکند، محدود نماید. این رویکرد میتواند نفوذ ایران را بدون افزایش تعهدات نظامی آمریکا کاهش دهد. با این حال، غیرقابل پیشبینیبودن ترامپ و امتناع اسرائیل از همکاری کامل، موفقیت این راهبرد را در هالهای از ابهام قرار داده است. سیاست کنونی آمریکا در سوریه، اگرچه منطقی برای کاهش حضور نظامی و تضعیف ایران و حزبالله است، اما بهدلیل تناقضاتی که گفته شد و بهدلیل وابستگی به متحدان غیرقابل اعتماد مانند اسرائیل، در معرض خطر شکست قرار دارد./ منبع



