خاورمیانهنظام بین‌الملل و نهادها

آیا چین در صورت وقوع جنگ به یاری ایران خواهد آمد

رویکرد چین در قبال ایران بر محاسبه‌ای سرد، نظام‌مند و مبتنی بر منافع اقتصادی و اصل حاکمیت استوار است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آیا چین در صورت وقوع جنگ به یاری ایران خواهد آمد» نوشته محمد اسلامی و منتشرشده در میدل ایست آی (Middle East Eye)، به بررسی نحوه خوانش پکن از تنش‌های اخیر ایران، احتمال درگیری نظامی و حدود و ماهیت حمایت چین از تهران می‌پردازد و نشان می‌دهد که رویکرد چین نه مبتنی بر مداخله یا هم‌پیمانی نظامی، بلکه بر محاسبه‌ای سرد، نظام‌مند و مبتنی بر ثبات، منافع اقتصادی و اصل حاکمیت استوار است. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید.

تنش‌های اخیر در ایران بار دیگر به اعتراضات سراسری انجامیده است؛ اعتراضاتی که ریشه در فشارهای اقتصادی، تورم، کمبود انرژی و فرسودگی سیاسی پس از جنگ دوازده‌روزه سال گذشته دارد. این ناآرامی‌ها در شرایطی شکل گرفت که جامعه ایران پیش‌تر نیز زیر فشار تحریم‌ها، خسارات جنگی و ابهام درباره آینده برنامه هسته‌ای قرار داشت. اعتراضات بیانگر نارضایتی از شیوه حکمرانی و شرایط معیشتی بود، اما هم‌زمان نگرانی عمیقی نسبت به مسیر راهبردی کشور در مقطعی از آسیب‌پذیری بی‌سابقه را منعکس می‌کرد.

در پکن، این تحولات با دقت دنبال شد، اما بدون لحن هشدارآمیز یا واکنش احساسی. تحلیل‌گران چینی اعتراضات را نه نقطه عطفی انقلابی، بلکه ادامه بی‌ثباتی ناشی از جنگ اخیر تفسیر کردند. در این چارچوب، ناآرامی داخلی و فشار نظامی خارجی دو نمود از یک روند واحد تلقی شدند: اعمال فشار مستمر بر دولت ایران. این نگاه با روایت‌های غربی که اعتراضات را نشانه‌ای از آستانه فروپاشی سیاسی می‌دانستند، تفاوت اساسی داشت.

برآوردهای امنیتی چین نشان می‌داد اعتراضات از نظر جغرافیایی گسترده، اما از نظر تعداد محدود بوده است. در اغلب شهرها، شمار معترضان در هر نقطه، جز در چند اوج مقطعی، از حدود پنجاه هزار نفر فراتر نرفت. نتیجه‌گیری صریح بود: اعتراضات پرصدا و قابل‌مشاهده‌اند، اما از نظر جمعیتی و سازمانی برای ایجاد فروپاشی ساختاری کافی نیستند. در این محاسبه، مقیاس اهمیت بیشتری از نمادپردازی دارد.

هم‌زمان، تحلیل‌گران چینی بر تمایز میان اعتراض مسالمت‌آمیز و خشونت سازمان‌یافته تأکید داشتند و این دیدگاه را با منطق امنیت داخلی خود پیوند می‌زدند. از این منظر، برخورد با حملات مسلحانه یا تخریب زیرساخت‌ها رفتاری متعارف برای هر دولت تلقی می‌شود. به همین دلیل، پکن تمایلی به بین‌المللی‌سازی اعتراضات ایران نشان نداد و آن‌ها را بخشی از پیامدهای جنگ اخیر دانست.

این ارزیابی مستقیماً به نگاه چین نسبت به احتمال درگیری نظامی تازه پیوند می‌خورد. در پکن، احتمال حمله مجدد آمریکا یا اسرائیل جدی تلقی می‌شود؛ مسائلی چون ذخایر اورانیوم غنی‌شده، محدودیت‌های نظارتی و توسعه موشکی، انگیزه اقدام پیش‌دستانه را تقویت کرده‌اند. در عین حال، تصور غالب این است که موازنه نظامی نسبت به پیش از جنگ تغییر معناداری نکرده و هر جنگ تازه‌ای صرفاً ویرانگرتر و مهارناپذیرتر خواهد بود.

با وجود این نگرانی‌ها، چین قصد ایفای نقش نظامی ندارد. حمایت پکن از ایران در چارچوب سیاسی و دیپلماتیک تعریف می‌شود و بر اصل حاکمیت و مخالفت با مداخله خارجی استوار است. مداخله نظامی می‌تواند رویارویی مستقیم با آمریکا را در پی داشته باشد و با منافع کلان چین سازگار نیست. از نظر اقتصادی نیز، تعرفه‌های جدید آمریکا بخشی از رقابت گسترده‌تر با چین تلقی می‌شود و انتظار نمی‌رود روابط تهران و پکن را به‌طور اساسی مختل کند.

در مجموع، رویکرد چین نسبت به بحران ایران سرد، نظام‌مند و مبتنی بر ثبات است. پکن اعتراضاتی با وزن محدود، دولتی تحت فشار اما نه در آستانه فروپاشی، و خطری جدی از جنگی فراگیر می‌بیند که به زیان همه خواهد بود. چین خواستار خویشتن‌داری است، با مداخله خارجی مخالفت می‌کند و هم‌زمان به تداوم تعامل اقتصادی ادامه می‌دهد، زیرا برای آن، ایران بیش از آنکه مسئله‌ای ایدئولوژیک باشد، آزمونی درباره پیامدهای بی‌ثبات‌سازی و سابقه‌سازی در نظم بین‌المللی است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا