آمریکااقتصادیایالات متحدهخارجی

نظم لیبرال نمی‌تواند خود را درمان کند

نظم لیبرال با بحران‌های فراتر از رشد اقتصادی روبه‌رو است و به بازسازی عمیق برای عبور از بحران نیاز دارد.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «نظم لیبرال نمی‌تواند خود را درمان کند» نوشته راس دوتات (Ross Douthat) در نیویورک تایمز (New York Times) منتشر شده است. در این یادداشت، نویسنده به نقد بحران‌های درونی نظم لیبرال پس از جنگ سرد پرداخته و معتقد است که چالش‌های فراتر از رشد اقتصادی و جهانی‌سازی، نظم لیبرال را به سمت پسالیبرالیسم سوق داده‌اند. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.

در هفته تعطیلات شکرگزاری، مقاله‌ای در اینترنت منتشر شد که به‌طور غیرواقعی ادعا می‌کرد خط فقر واقعی در آمریکا برای یک خانواده چهارنفره سالانه ۱۴۰ هزار دلار است. اگر بخواهیم با دیدی خوشبینانه به این مقاله نگاه کنیم، می‌توان گفت که این نوشته به مشکلات واقعی اشاره داشت، از افزایش هزینه‌های مراقبت از کودکان و مسکن گرفته تا تاثیرات نادرست معافیت‌های رفاهی که مردم هنگام فرار از فقر با آن روبرو می‌شوند. با این حال، ادعای اصلی مقاله کاملاً اشتباه بود، همان‌طور که اکثر روایت‌های آخرالزمانی در مورد وضعیت اقتصادی آمریکا نادرست هستند. باید مراقب کسانی بود که تلاش می‌کنند به شما بگویند که طبقه متوسط آمریکا به فقر افتاده یا این‌که جوانان آمریکایی دیگر هیچ آینده‌ای ندارند.

این مقاله نوشته فردی به نام مایکل گرین، مدیر سرمایه‌گذاری است که شاید خود را پسا-لیبرال ننامد، اما نوشته‌اش در ارتباط با مباحث پسا-لیبرالی است که پیش از تعطیلات به آن پرداختم. در جدال بزرگ بین مدافعان نظم لیبرال و جانشینان آن، یکی از ادعاهای اصلی لیبرال‌ها این است که پوپولیست‌ها، ملی‌گراها و سوسیالیست‌ها فقط منظره اقتصادی را اشتباه فهمیده‌اند و در حال فاجعه‌سازی درباره آن‌چه که جهانی‌سازی یا نئولیبرالیسم به مردم عادی گفته‌اند هستند، در حالی که در واقع مردم عادی در وضعیت خوبی قرار دارند.

اگر این دیدگاه درست باشد، آن‌وقت انقلاب پوپولیستی بیشتر شبیه به یک هدف‌گذاری غلط است که توسط اینترنت و اطلاعات نادرست تقویت شده است. نه این‌که همه‌چیز تحت شرایط لیبرال اقتصادی ایده‌آل باشد، شاید رشد اقتصادی خیلی کند است، شاید نابرابری مسئله‌ای باشد، شاید پیشرفت فناوری آن‌طور که انتظار می‌رفت، نباشد. اما در کل، آمریکایی‌ها در دوران نئولیبرالی ثروتمندتر شده‌اند و گزینه‌های پوپولیستی و سوسیالیستی رشد کندتر و فساد بیشتر را به‌همراه خواهند داشت و مشکلات خاص اقتصادی که منتقدان نئولیبرالیسم به آن اشاره می‌کنند (مثل هزینه‌های مسکن) در واقع با افزایش مقررات‌زدایی و بازار آزاد، همان نسخه قدیمی لیبرالیسم، بهبود خواهند یافت.

با این حال، این دیدگاه به‌طور کامل ناکافی است. مهم‌ترین دلیل این است که ما وارد جهانی شده‌ایم که داشتن سیستمی که بیشتر از گزینه‌های موجود رشد ایجاد می‌کند، چالش‌هایی را که در حال حاضر به بحران تبدیل شده‌اند، به‌طور کامل حل نمی‌کند. بحران لیبرالیسم و ظهور پسا-لیبرالیسم باید در قالب مسائلی که رشد اقتصادی به‌تنهایی نمی‌تواند حل کند، درک شود.

به‌عنوان مثال، رشد اقتصادی به‌تنهایی نمی‌تواند منازعات ‌قدرت‌ها یا حتی درگیری‌های تمدنی را که نظم جهانی‌شده لیبرالی را مختل کرده است، حل کند. مدل لیبرالی تجارت و تبادل زمانی بهترین عملکرد را دارد که ارزش‌ها و خواسته‌های مشترک در سطح جهانی وجود داشته باشد. اما اگر این جهان دیگر وجود نداشته باشد، تکرار این جمله که تجارت جهانی همه را ثروتمند می‌کند، ممکن است از پذیرش مسئولیت ملی طفره رود. این یک حقیقت است، اما وقتی که قدرت‌های در حال ثروتمند شدن از این ثروت برای تقویت سیستم‌های استبدادی و تمامیت‌خواه خود استفاده می‌کنند، این پاسخ کفایت نمی‌کند.

نمونه دوم این‌که رشد اقتصادی به‌تنهایی نمی‌تواند مشکلات اجتماعی فردگرایی لیبرال را حل کند. این نقد قدیمی و واکنشی به لیبرالیسم است که آن‌چه در برابر آزادی‌های فردی به‌دست می‌آید، ممکن است در زمینه‌های دیگر همچون انزوای اجتماعی و افسردگی از دست برود. این نقد در دو دهه اخیر شدت بیشتری یافته، چرا که تغییرات فناوری و ارزش‌های لیبرالی به‌طور هم‌زمان به ما ابزارهای جدیدی برای تقویت رفتارهای اعتیادآور داده است.

در نهایت، مهم‌ترین بحران، عدم وجود راه‌حل‌های لیبرال برای مواجهه با ترکیب ثروت، فناوری و کاهش نرخ تولد است که منجر به مهاجرت گسترده و درگیری‌های اجتماعی می‌شود. تمام جریان‌های پسا‌لیبرالی، از پوپولیسم‌ها تا سبک‌های مدیریتی، به‌دلیل ناتوانی لیبرالیسم در مقابله با این چالش‌ها ظهور کرده‌اند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا