آمریکاخارجیسیاست داخلی و جامعه

ترامپ هنوز می‌تواند به عنوان یک صلح‌ساز ماندگار در تاریخ ثبت شود

به‌گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «ترامپ هنوز می‌تواند به عنوان یک صلح‌ساز ماندگار در تاریخ ثبت شود» که به‌قلم دانیل کوچیس (Daniel Kochis) در اندیشکده هادسون (Hudson) منتشر شده است، به بررسی راهبردهای بالقوه دولت ترامپ برای پایان دادن به جنگ اوکراین می‌پردازد و استدلال می‌کند که ترامپ با اتخاذ سیاست‌هایی سخت‌گیرانه‌تر علیه روسیه، هنوز می‌تواند میراثی صلح‌طلبانه برای خود رقم بزند و از خود چهره‌ای ماندگار و صلح‌طلب در تاریخ سیاسی آمریکا بسازد. نویسنده بر لزوم مذاکره از موضع قدرت و اعمال تحریم‌های موثرتر تاکید دارد.در ادامه چکیده این مقاله را می‌خوانید.


آیا دونالد ترامپ می‌تواند با وجود شکست در تحقق وعده‌های اولیه‌اش درباره پایان دادن فوری به جنگ اوکراین، همچنان به‌عنوان یک «صلح‌ساز ماندگار» در تاریخ ثبت شود. تمرکز اصلی من در این مقاله بر تحول در سیاست ترامپ از وعده «صلح ظرف ۲۴ ساعت» به پذیرش واقعیت‌های میدانی و تلاش برای اعمال فشار موثر بر روسیه است.

ترامپ در طول کمپین انتخاباتی خود مدعی شده بود که در صورت پیروزی، می‌تواند جنگ روسیه و اوکراین را ظرف یک روز به پایان برساند. اما با گذشت بیش از ۱۰۰ روز از آغاز دور دوم ریاست‌جمهوری‌اش، این وعده نه‌تنها تحقق نیافته، که تیم او به‌تدریج با پیچیدگی و پایداری این جنگ مواجه شده‌اند. حتی مارکو روبیو -وزیر خارجه آمریکا- صراحتا اعلام کرده که در صورت غیرممکن بودن پایان دادن به جنگ، باید تمرکز را به موضوعات دیگر معطوف کرد. با این حال، باید بسیار دقت کرد که این عدم موفقیت نباید منجر به کنار گذاشتن هدف صلح شود، بلکه باید استراتژی اشتباه «توافق فوری یا هیچ» را کنار گذاشت.

روسیه تحت رهبری ولادیمیر پوتین هیچ تمایلی به پایان جنگ ندارد، چرا که خود را در موقعیت برتر می‌بیند. بنابراین راه دستیابی به صلح، نه از مسیر امتیازدهی، بلکه از مسیر اعمال فشار شدیدتر و گرفتن ابتکار عمل از کرملین می‌گذرد. تنها زمانی که پوتین احساس کند بهای ادامه جنگ بسیار سنگین است، ممکن است به‌سمت مصالحه گرایش پیدا کند. این منطق در سخنان اخیر ترامپ نیز دیده می‌شود؛ او در شبکه اجتماعی خود «تروث» نوشته است که پوتین شاید اصلا نخواهد جنگ را متوقف کند و باید با ابزارهایی مثل تحریم‌های ثانویه یا مالی تحت فشار قرار گیرد.

در اینجا، چند پیشنهاد مشخص برای اعمال فشار بر روسیه ارائه می‌دهم:

نخست، باید نظام تحریم‌ها علیه کرملین تشدید شود، به‌ویژه در حوزه صادرات نفت از طریق «ناوگان در سایه» موسوم به  Shadow Fleet. این ناوگان به روسیه امکان می‌دهد تا تحریم‌ها را دور بزند و به درآمدهای نفتی ادامه دهد؛ قطع این منابع، توان کرملین برای پرداخت پاداش‌های جذب نیرو و تامین مالی جنگ را محدود خواهد کرد. اگر دولت روسیه ناچار شود از طبقات بالای جامعه برای خدمت در ارتش استفاده کند، مشروعیت داخلی رژیم به‌خطر می‌افتد.

دومین راهبرد، حمایت از توسعه صنعت تسلیحات داخلی در اوکراین است؛ اقدامی که اروپا آغاز کرده و آمریکا نیز می‌تواند با ارسال سیگنال‌های سیاسی، بخش خصوصی خود را به ورود به این عرصه ترغیب کند. این کار نه‌تنها فشار را از روی ذخایر نظامی آمریکا برمی‌دارد، بلکه موجب می‌شود واشنگتن از روند توسعه صنایع دفاعی اوکراین عقب نماند و در حوزه‌هایی مانند طراحی و تولید پهپاد، تجربه کسب کند.

پوتین در مذاکرات صلح استانبول هیچ نشانی از تمایل واقعی به توافق پایدار نشان نداد. از دید نویسنده، تمام شواهد حکایت از آن دارند که کرملین نه‌تنها در پی حفظ وضعیت جنگی است، بلکه برای درگیری‌های احتمالی آینده با ناتو نیز برنامه‌ریزی می‌کند. بر این اساس، هرگونه عقب‌نشینی آمریکا یا دادن امتیاز به روسیه، نه‌تنها به صلح نمی‌انجامد، بلکه خطر درگیری گسترده‌تر را افزایش می‌دهد.

اگرچه ترامپ ممکن است این جنگ را میراث دولت قبلی بداند، اما خروجی نهایی از آن، در تاریخ به نام او ثبت خواهد شد. اکنون فرصتی برای ترامپ فراهم شده تا با درک واقعیت‌های میدانی، راهبردی جدید اتخاذ کند و با ترکیب فشار اقتصادی و حمایت راهبردی از اوکراین، روسیه را به پذیرش صلحی عادلانه وادار نماید. اگر او در این مسیر موفق باشد، شانس آن را دارد که در تاریخ به‌عنوان یک رئیس‌جمهور صلح‌ساز، و نه صرفا یک معامله‌گر شناخته شود. /منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا