آمریکاخارجینظام بین‌الملل و نهادها

ترامپ پیامش را فرستاد: خلیج فارس دیگر زمین بازی چین نیست

به‌گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «ترامپ پیامش را ‌فرستاد: خلیج فارس دیگر زمین بازی چین نیست» که به‌قلم زینب ریبوعا (Zineb Riboua)، در اندیشکده هادسون (Hudson)، منتشر شده است، به بررسی سفر دونالد ترامپ به ریاض و تلاش آمریکا برای بازپس‌گیری نفوذ خود در منطقه خلیج‌فارس در برابر گسترش حضور چین می‌پردازد و استدلال می‌کند که این سفر نشانه‌ای از تغییر راهبرد آمریکا برای مقابله با چین در یک میدان استراتژیک کلیدی است. در ادامه چکیده این مقاله را می‌خوانید.


سفر دونالد ترامپ به ریاض، در آغاز تور گسترده‌تر او به کشورهای خلیج‌فارس، تلاشی حساب‌شده برای بازگرداندن قدرت آمریکا به منطقه‌ای است که عقب‌نشینی ایالات متحده در دهه گذشته، نفوذ آن را کاهش داده بود. چین از این خلأ سیاسی و استراتژیک بهره‌برداری کرده و با سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها، امور مالی، و فناوری خلیج‌فارس، تعادل منطقه‌ای را به‌نفع خود تغییر داده است. سفر ترامپ اولین اقدام مستقیم برای توقف این روند و بازگرداندن جایگاه آمریکا به‌عنوان قدرت اصلی خارجی در شکل‌دهی آینده خلیج‌فارس است.

چین در سال‌های اخیر روابط خود با خلیج‌فارس را عمیق‌تر کرده است؛ از جمله میانجی‌گری برای عادی‌سازی روابط ایران و عربستان در مارس ۲۰۲۳. این کشور منطقه را به‌عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از استراتژی خود برای تضعیف نفوذ آمریکا و بازسازی نظم جهانی می‌بیند. پنج عامل کلیدی در این رویکرد وجود دارد:

. امنیت انرژی: خلیج‌فارس حدود نیمی از واردات نفت خام چین را تأمین می‌کند که برای ثبات رژیم این کشور حیاتی است.

. کریدور ژئوپلیتیک: طرح کمربند و جاده (BRI) با تمرکز بر بنادر و مسیرهای تجاری خلیج‌فارس، به چین نفوذ بر مسیرهای تجاری دریایی و زمینی می‌دهد. جاده ابریشم دیجیتال تا سال ۲۰۳۰ می‌تواند ۲۵۵ میلیارد دلار به تولید ناخالص داخلی کشورهای شورای همکاری خلیج و ۶۰۰ هزار شغل در عرصه فناوری ایجاد کند.

. صادرات فناوری و سرمایه‌گذاری: صندوق‌های ثروت ملی عربستان و امارات، منابع مالی پایداری برای شرکت‌های چینی فراهم می‌کنند؛ در حالی که دگرگونی دیجیتال خلیج‌ فارس به شرکت‌های چینی مانند هواوی امکان شکل‌دهی اکوسیستم‌های نوظهور را می‌دهد.

. تضعیف تحریم‌های آمریکا: چین و بازیگرانی مانند ایران از طریق شبکه‌های مالی غیرشفاف و انتقال فناوری، تحریم‌ها را دور می‌زنند. حدود ۹۰ درصد صادرات نفت ایران به چین توسط پالایشگاه‌های کوچک و مستقل چینی با استفاده از نفتکش‌های «ناوگان تاریک» و پرداخت‌های یوانی انجام می‌شود.

. تضعیف ائتلاف‌های آمریکایی: چین با تعامل با متحدان آمریکا و دشمنانی مانند ایران، خود را به‌عنوان جایگزینی بدون قید و شرط‌های سیاسی معرفی می‌کند و از طریق رسانه‌ها و دیپلماسی، روایت‌های ضدآمریکایی را ترویج می‌دهد.

پیامدهای این نفوذ در روابط دفاعی آمریکا مشهود است. برای مثال، قرارداد ۲۳ میلیارد دلاری فروش جنگنده‌های اف-۳۵ به امارات به دلیل استفاده این کشور از تجهیزات مخابراتی هواوی و امتناع از جایگزینی آن‌ها با تجهیزات غیرچینی لغو شد، که نشان‌دهنده تضعیف یکی از مهم‌ترین شراکت‌های دفاعی آمریکا در منطقه است. چین با ادغام فناوری‌های نظارتی مبتنی بر هوش مصنوعی در نهادهای دولتی، همکاری‌های زیرساختی، و گسترش معاملات پترو-یوآنی، نفوذ خود را به‌صورت بلندمدت تثبیت می‌کند، استراتژی‌ای که یادآور ایده مائو در «جنگ طولانی‌مدت» برای فرسایش تدریجی دشمن است.

تصمیم ترامپ برای انتخاب ریاض به‌عنوان اولین مقصد خارجی خود به‌جای شهرهایی مانند بروکسل یا توکیو، پیامی روشن است: خلیج‌فارس دیگر حاشیه‌ای نیست، بلکه صحنه‌ای کلیدی در رقابت استراتژیک با چین است. عربستان تعهد داده ۶۰۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری مرتبط با آمریکا انجام دهد، از جمله ۱۰۰ میلیارد دلار برای خرید تسلیحات. همچنین، آمریکا در حال آماده‌سازی توافقی برای ارائه نیمه‌رساناهای پیشرفته به عربستان است تا چین را از زیرساخت‌های آینده خلیج ‌فارس در حوزه‌هایی مانند هوش مصنوعی و محاسبات ابری کنار بزند. این اقدامات بخشی از راهبرد آمریکا برای تقویت حاکمیت دیجیتال در شراکت‌های امنیتی است.

تغییر رویکرد آمریکا در قبال سوریه نیز قابل‌توجه است. لغو تحریم‌های دمشق نه صرفا امتیازی به رژیم پس از اسد، بلکه تلاشی برای بازپس‌گیری جایگاه در منطقه‌ای است که دولت اوباما آن را به چین، روسیه و ایران واگذار کرد. چین سال‌ها از اسد در سازمان ملل حمایت کرده و برای بازسازی پساجنگ سوریه با شرکت‌های روسی همکاری داشته است. لغو تحریم‌ها نشان‌دهنده تلاش آمریکا برای جلوگیری از تسلط چین بر بخش استراتژیک خاورمیانه است.

در صورت موفقیت تور خلیج‌فارس ترامپ، او گام‌های مهمی برای عقب‌راندن نفوذ روبه‌رشد چین، بازگرداندن تسلط آمریکا، و اطمینان‌بخشی به متحدان قدیمی برخواهد داشت. این سفر در منطقه‌ای با اتحادهای متغیر و عدم قطعیت استراتژیک، تعهد واشنگتن به شکل‌دهی فعالانه توازن قدرت را برجسته می‌کند. منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا