آمریکاامنیت و دفاعخارجیسیاست داخلی و جامعه

کنگره باید پیش از درگیری بعدی با ایران اقدام کند

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «کنگره باید پیش از درگیری بعدی با ایران اقدام کند» به قلم شان هنینگر (Sean Henninger) در نشنال اینترست (National Interest) منتشر شده است. مقاله تأکید می‌کند که حمله اخیر آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران نشان‌دهنده خطر گسترش اختیارات جنگی رئیس‌جمهور است و اگر کنگره برای بازپس‌گیری نقش قانون اساسی خود در تصمیم‌گیری‌های جنگ و صلح اقدام نکند، ایالات متحده با خطر ورود به جنگ‌های بی‌پایان بدون نظارت دموکراتیک مواجه خواهد شد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.


پس از حمله آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران، واکنش‌های انتقادی قابل‌توجهی در کنگره شکل گرفت. این انتقادات طیف گسترده‌ای از سیاست‌مداران را در بر می‌گرفت: از ترقی‌خواهان چون رو کانا، تا دموکرات‌های میانه‌رو مانند تیم کین، جمهوری‌خواهان لیبرتارین همچون رند پل و حتی برخی جمهوری‌خواهان همسو با ترامپ مانند مارجوری تیلور گرین. نگرانی اصلی آن‌ها، قدرت غیرقابل مهار رئیس‌جمهور در تصمیم‌گیری‌های جنگی و خطر آغاز جنگی بی‌پایان در غرب آسیا بود. ترامپ در واکنش تلاش کرد مخالفان جمهوری‌خواه را تحت فشار قرار دهد، در حالی که بسیاری از دموکرات‌ها عقب‌نشینی کردند. با توجه به اینکه مقام‌های آمریکایی و اسرائیلی اعلام کرده‌اند در صورت بازسازی تأسیسات ایران آماده حمله دوباره هستند، کنگره اکنون در موقعیتی حساس قرار دارد: میان حمله گذشته و خطر واقعی آغاز درگیری تازه، باید فوراً نقش قانون اساسی خود را در نظارت بر اختیارات جنگی بازپس گیرد.

مسیرهای پیش‌روی کنگره چندان ساده نیست. مهم‌ترین ابزار، قانون‌گذاری است، اما با وجود اکثریت جمهوری‌خواهان در هر دو مجلس، تصویب چنین قانونی دشوار خواهد بود. حتی در صورت تصویب، ترامپ تقریباً قطعاً آن را وتو می‌کند و برای عبور از وتو نیاز به اکثریت دوسوم است که به‌سختی به‌دست می‌آید. مسیر قضایی هم چشم‌انداز روشن‌تری ندارد. هرچند دادگاه‌های فدرال در برخی حوزه‌ها در برابر ترامپ مقاومت نشان داده‌اند، اما در موضوع اختیارات جنگی تصمیم‌گیری نهایی به دیوان عالی بازمی‌گردد؛ نهادی که به‌طور سنتی تمایلی به ورود به این حوزه ندارد و با اکثریت محافظه‌کار کنونی احتمالاً جانب قوه مجریه را خواهد گرفت.

در چنین شرایطی، تشکیل ائتلافی دوجناحی شاید عملی‌ترین راه باشد. این ائتلاف می‌تواند نیروهایی از میان ترقی‌خواهان، لیبرتارین‌ها و جمهوری‌خواهان منتقد ترامپ را گرد هم آورد تا نقش قانون اساسی کنگره در اختیارات جنگی را بازسازی کند. دو مسیر مکمل برای این هدف وجود دارد: یکی اقدامات کوتاه‌مدت، دیگری اصلاحات ساختاری بلندمدت.

در کوتاه‌مدت، کنگره باید جلسات علنی درباره حمله اخیر برگزار کند و قطعنامه‌هایی صادر کند که خواستار بحث و رأی‌گیری پیش از هرگونه اقدام نظامی بیشتر باشد. نمایندگانی چون کانا، کین، پل و گرین که از قبل مخالفت خود را اعلام کرده‌اند، می‌توانند رهبری این تلاش‌ها را بر عهده گیرند. حتی اقدامات نمادین هم می‌توانند توجه عمومی را جلب کرده و فشار بر دولت برای پذیرش محدودیت‌های بیشتر ایجاد کنند.

در بلندمدت، کنگره باید با فرسایش ساختاری اختیارات جنگی خود مقابله کند. یک اقدام کلیدی می‌تواند ایجاد کمیته مشترک دائمی در حوزه اختیارات جنگی باشد که گسترش قدرت اجرایی را بررسی کند، چارچوبی برای تمایز میان منافع حیاتی و حاشیه‌ای ارائه دهد و سیاست نظامی را با قدرت مالی کنگره گره بزند. چنین چارچوبی مشخص می‌کند که چه زمانی توسل به زور نظامی موجه است و چه زمانی نه. به عنوان نمونه، جلوگیری از سلطه منطقه‌ای ایران بر خلیج فارس و تسلط بر منابع نفتی جهانی یک منفعت حیاتی محسوب می‌شود. در مقابل، برنامه هسته‌ای ایران که بیشتر جنبه دفاعی دارد و مزیت تهاجمی چندانی ایجاد نمی‌کند، باید در زمره منافع حاشیه‌ای قرار گیرد. این تمایز می‌تواند راهنمای تصمیمات آتی باشد.

اگر ایران کشوری دیگر در خلیج فارس را اشغال کند، این اقدامی است که مستقیماً منافع حیاتی آمریکا را تهدید کرده و پاسخ نظامی قوی را توجیه می‌کند؛ مشابه واکنش آمریکا به اشغال کویت در سال ۱۹۹۰ که با تأیید کنگره و شورای امنیت منجر به عملیات توفان صحرا شد. اما حملات پراکنده یا مداخلات طولانی‌مدت بدون مجوز کنگره، آمریکا را در جنگ‌هایی گرفتار می‌کند که نه منافع حیاتی را تأمین می‌کنند و نه پایانی روشن دارند.

کنگره همچنین باید بر بازتنظیم ساختار نیروهای نظامی تأکید کند؛ به‌گونه‌ای که حضور پیشرفته آمریکا در خارج کاهش یابد و مسئولیت موازنه منطقه‌ای به بازیگران محلی چون اسرائیل و عربستان واگذار شود. چنین تغییری ظرفیت رئیس‌جمهور برای ورود یک‌جانبه به درگیری‌های حاشیه‌ای را محدود می‌سازد و او را ناگزیر به کسب مجوز کنگره می‌کند. این اقدام علاوه بر مهار قدرت اجرایی، هزینه‌ها و خطرات جنگ‌های غیرضروری را کاهش داده و اعتماد عمومی به قانون اساسی را احیا می‌کند.

اگر کنگره اکنون اقدام نکند، هر حمله غیرمجاز بعدی می‌تواند آمریکا را وارد جنگی وسیع‌تر کند و توازن قانون اساسی در موضوع جنگ و صلح را بیشتر تضعیف نماید. موضوع فراتر از ایران است؛ مسئله این است که آیا آمریکا همچنان جمهوری‌ای خواهد بود که تصمیمات جنگ و صلح در آن به نمایندگان مردم تعلق دارد یا به اراده یک فرد واحد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا