خاورمیانهسیاست داخلی و جامعه

راهبرد کلان جدید ایران

با شروع جنگ و ترورهای بی‌سابقه در ایران، نسل جدید مدیران امنیتی و اجرایی، آینده‌ای نوین برای ایران رقم می‌زنند.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «راهبرد کلان جدید ایران» نوشته نرگس باجغلی (Narges Bajoghli)  و ولی نصر (Vali Nasr) در فارن افرز (Foreign Affairs) منتشر شده است. جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل نه‌تنها به تضعیف جمهوری اسلامی منجر نشد، بلکه با ایجاد دگرگونی‌های نهادی، نظامی و سیاسی، زمینه ظهور نسل جدیدی از رهبران و شکل‌گیری راهبردی مبتنی بر ملی‌گرایی، عمل‌گرایی و بازتعریف جایگاه منطقه‌ای ایران را فراهم کرد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

در آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در فوریه ۲۰۲۶، جمهوری اسلامی در شرایطی دشوار قرار داشت؛ زیرساخت‌ها و صنایع کشور در اثر بمباران آسیب دیده بودند و محاصره دریایی آمریکا فشار شدیدی بر اقتصاد وارد کرده بود. با این حال، برخلاف پیش‌بینی‌های واشنگتن و تل‌آویو، نه نظام سیاسی فروپاشید و نه اعتراضات مردمی به سرنگونی حکومت انجامید. جنگ به جای نابودی جمهوری اسلامی، موجب دگرگونی آن شد و ایران را به سوی ساختاری جدید سوق داد.

ترور و کشته شدن آیت‌الله علی خامنه‌ای در نخستین روز جنگ، زمینه انتقال قدرت به نسل جدیدی از رهبران را فراهم کرد. با انتخاب سریع مجتبی خامنه‌ای به عنوان رهبر جدید، فرآیند جانشینی بدون بحران انجام شد. تحول اصلی نه در رأس هرم قدرت، بلکه در میان نسل جدید فرماندهان سپاه و مدیران امنیتی و اجرایی رخ داده است؛ نسلی که برخلاف بنیان‌گذاران انقلاب، تجربه‌ای از مبارزه با حکومت پهلوی ندارد و بیشتر با نگاه ملی‌گرایانه، تکنوکراتیک و مبتنی بر مدیریت دولت عمل می‌کند.

پس از جنگ دوازده‌روزه سال ۲۰۲۵، ایران انتظار وقوع درگیری گسترده‌تری را داشت و به همین دلیل اصلاحات گسترده‌ای را در ساختارهای حکومتی، نظامی و اقتصادی آغاز کرد. بخشی از اختیارات اجرایی به استان‌ها واگذار شد، ساختارهای اطلاع‌رسانی و تبلیغاتی بازسازی شدند و فرماندهی نظامی در قالب شبکه‌ای منعطف و مقاوم سازمان‌دهی شد. این تغییرات باعث شد که کشور در برابر حملات بعدی از تاب‌آوری بیشتری برخوردار شود.

در حوزه نظامی، ایران راهبردهای جدیدی را به کار گرفت. پراکندگی سامانه‌های موشکی، استفاده گسترده از پهپادهای ارزان‌قیمت، حملات مداوم برای فرسایش سامانه‌های دفاعی آمریکا و اسرائیل و حفظ توان عملیاتی در شرایط بمباران، بخشی از این رویکرد بود. ایران توانست با این اقدامات مانع دستیابی دشمنان به اهداف اعلامی خود شود و موازنه جدیدی در منطقه ایجاد کند.

یکی از مهم‌ترین پیامدهای جنگ، افزایش اهمیت تنگه هرمز در محاسبات راهبردی ایران بود. تهران با اتکا به توانایی خود در کنترل این گذرگاه حیاتی انرژی، آن را به اهرمی اقتصادی و بازدارنده تبدیل کرد. از نگاه رهبران جدید، اتکای صرف به رفع تحریم‌ها دیگر راهبرد اصلی نیست و بهره‌گیری از موقعیت ژئوپلیتیکی ایران اهمیت بیشتری یافته است. همزمان، همکاری با چین نیز به عنوان یک شریک راهبردی تقویت شده است.

جنگ موجب شکل‌گیری نوعی همبستگی ملی شد که شکاف میان دولت و جامعه را تا حدی کاهش داد. در نتیجه، مشروعیت حکومت بیش از گذشته بر دفاع از کشور، کارآمدی مدیریتی و بازسازی اقتصادی استوار شده است. رسانه‌های رسمی نیز بیش از گذشته بر هویت ملی و فرهنگی ایرانی تأکید می‌کنند. در سیاست منطقه‌ای، ایران همچنان از متحدان خود در لبنان، عراق و یمن حمایت خواهد کرد، اما این روابط بیش از گذشته بر مبنای محاسبات راهبردی و منافع ملی تنظیم می‌شود. جمهوری اسلامی جدید کمتر بر ایدئولوژی انقلابی و بیشتر بر ملی‌گرایی، دولت‌محوری و عمل‌گرایی تکیه دارد؛ تحولی که به اعتقاد آنان، سیاست داخلی و خارجی ایران را در سال‌های آینده شکل خواهد داد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا