اروپاداخلینظام بین‌الملل و نهادها

کریمه، اسرائیل دوم می‌شود؟!

 به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با ‌عنوان «کریمه، اسرائیل دوم می‌شود؟!» به قلم دمیر نظروف (Demir Nozarov) در دیپلماسی ایرانی منتشر شده است. این متن به بررسی مناقشه بر سر کریمه در چارچوب رقابت احزاب دموکرات و جمهوری‌خواه آمریکا، پیوند آن با سیاست‌های تاریخی و معاصر صهیونیسم و تحولات ژئوپلیتیک اوکراین پرداخته و امکان انتقال جمعیت یهودیان از فلسطین به این منطقه را در بستر تحولات امنیتی و بین‌المللی تحلیل می‌کند. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.


یک سال پیش، بوریس جانسون، نخست‌وزیر سابق انگلیس، پیشنهاد کرد روسیه با بازگرداندن کریمه به اوکراین جنگ را پایان دهد. دولت بایدن نیز بر بازگشت همه مناطق الحاق‌شده به مرزهای ۱۹۹۱ تأکید داشت. این سیاست با احیای طرح قدیمی ایجاد «جمهوری یهودی کریمه» توسط دموکرات‌ها و متحدان راکفلر پیوند دارد؛ طرحی که ریشه آن به دهه ۱۹۲۰ و حمایت مالی برای استقرار یهودیان در کریمه بازمی‌گردد. در جنگ جهانی دوم، آمریکا و استالین بر سر ایجاد این جمهوری توافق کردند که با اخراج تاتارهای مسلمان همراه شد، اما استالین مسیر تمرکز بر فلسطین را برگزید و از مهاجرت و مسلح‌سازی یهودیان حمایت کرد. این اقدام، همراه با مداخله غرب، زمینه‌ساز نقش شوروی در تحولات فلسطین شد.

در این دوران، مأموران شوروی نیز علیه نیروهای انگلیسی در فلسطین اقداماتی داشتند. پس از به‌رسمیت‌شناختن اسرائیل، تغییر جهت یهودیان به بلوک غرب، آمریکا را ناگزیر کرد اسرائیل را به‌رسمیت بشناسد. در دوران پساشوروی، اختلافات داخلی آمریکا مانع احیای این طرح شد. نئوکان‌های جمهوری‌خواه، حامی گسترش نفوذ صهیونیسم در غرب‌آسیا بودند، در حالی‌که دموکرات‌ها خواستار خروج از منطقه و انتقال صهیونیست‌ها به کریمه شدند.

با فروپاشی شوروی و ریاست جمهوری جورج بوش پدر، ورود یهودیان شوروی به اسرائیل افزایش یافت. بوش مخالف تجزیه شوروی بود، اما شرایط سیاسی و فشارها این مسیر را تغییر داد. انتقال سلاح‌های هسته‌ای شوروی سابق به مسکو که جمهوری‌خواهان پیگیری کردند، زرادخانه کنونی روسیه را تقویت کرد. در واکنش به اقدامات دموکرات‌ها، بوش مداخلات نظامی در سومالی و عراق را سازمان داد که به نفع صهیونیسم تفسیر شد.

در دوران بیل کلینتون، سیاست خارجی به اروپا تغییر جهت داد، نیروها از سومالی خارج شدند و توافق اسلو پیش رفت. اما ترور اسحاق رابین، توسط فردی مرتبط با شبکه‌های صهیونیستی راست‌گرا، بخشی از تقابل نئوکان‌ها با دموکرات‌ها بود. تفاوت دیدگاه‌های راهبردی چون برژینسکی و کیسینجر در مواضع نسبت به روسیه، اوکراین و اسرائیل نیز در این چارچوب قرار می‌گیرد؛ برژینسکی حامی بازگشت کریمه به اوکراین به‌عنوان محل استقرار یهودیان و کیسینجر مدافع ماندن آن در حوزه روسیه بود.

در موضوع ایران، برژینسکی بر همکاری و مخالفت با جنگ علیه جهان اسلام تأکید داشت، در حالی‌که کیسینجر خواستار تضعیف ایران بود. او حتی در سال ۲۰۱۰ اعلام کرد آمریکا می‌تواند جلوی حمله هوایی اسرائیل به ایران را بگیرد. جمع‌بندی این دیدگاه نشان می‌دهد پایان جنگ اوکراین و بازگشت کریمه به اوکراین برای اجرای طرح استقرار یهودیان پیش‌بینی‌پذیر است.

اشغال کریمه در سال ۲۰۱۴ توسط روسیه، واکنشی به سیاست‌های اوباما در حمایت از تحولات موسوم به بیداری اسلامی تفسیر می‌شود که به تضعیف موقعیت صهیونیسم انجامیده بود. اما جهادی‌ها، کودتای مصر و پوتین این مسیر را مسدود کردند. اکنون با تضعیف جمهوری‌خواهان و متحدان آنان، دموکرات‌ها ابتکار عمل را در دست دارند و فروپاشی روسیه محتمل شده است. آموزش نیروهای ملی از مناطق مسلمان‌نشین روسیه در اوکراین نیز در این راستا ارزیابی می‌شود.

برای ایران، پیوند با روسیه در شرایط کنونی خطرناک توصیف می‌شود و تعامل با کشورهای همسایه روسیه و گروه‌های مسلمان مستقل توصیه شده است. در نهایت، انتقال صهیونیست‌ها به کریمه و آزادی کامل فلسطین به‌عنوان سناریویی منطقی ترسیم شده است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا