اوکراین و غزه؛ بازترسیم نقشه ایدئولوژیک سیاست جهانی
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «اوکراین و غزه؛ بازترسیم نقشه ایدئولوژیک سیاست جهانی» نوشته گیدئون راچمن (Gideon Rachman) در فایننشال تایمز (Financial Times) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی تغییر و پیچیدگی مواضع ایدئولوژیک درباره جنگ اوکراین و بحران غزه میپردازد و نشان میدهد چگونه همبستگیها و اختلافها میان حمایت از اوکراین، اسرائیل، روسیه و فلسطین فراتر از تقسیمبندیهای سنتی سیاسی شکل گرفته است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
اوکراین و غزه، دو بحران همزمان، نظم ایدئولوژیک سنتی را در سیاست جهانی بهطور قابل توجهی پیچیده کردهاند. در حالی که در مسائل دیگر مواضع افراد معمولاً پیشبینیپذیر است، در این دو بحران ترکیبهای متنوعی از حمایتها و مخالفتها شکل گرفته است؛ برخی همزمان از اوکراین و اسرائیل حمایت میکنند، برخی از اوکراین و فلسطین، برخی از روسیه و اسرائیل و برخی دیگر از روسیه و فلسطین. اصطلاحاتی مانند «حامی فلسطین» یا «حامی روسیه» گسترده و متنوع هستند، اما همچنان تقسیمبندی مفیدی برای نشاندادن اختلافات واقعی سیاسی محسوب میشوند. بحثهای این دستهها غالباً حول سیاست خارجی غرب متمرکز است؛ حامیان فلسطین خواستار پیگیری جرایم جنگی اسرائیل و افزایش فشار بر این کشور هستند، در حالی که حامیان اسرائیل از دولت نتانیاهو حمایت کرده و اتهام نسلکشی را رد میکنند. در مورد اوکراین، حامیان روسیه بر ضرورت شناسایی شکایات مشروع مسکو تأکید دارند و حامیان اوکراین خواستار حمایت بیشتر از کییف و فشار شدید بر پوتین هستند.
گروه «حامی اوکراین و حامی اسرائیل» با جریان نئوکانها همخوانی دارد و اوکراین و اسرائیل را دموکراسیهایی تحت حمله میدانند که شایسته حمایت هستند. برنارد هنری-لوی، فیلسوف فرانسوی، از اوکراین حمایت کرده و دفاعیاتش از اسرائیل در برابر اتهام نسلکشی نشان میدهد که به باور او این اتهامات منطقی نیستند. دیگر شخصیتهای این گروه، نیال فرگوسن و باری ویس هستند. در مقابل، گروه «حامی اوکراین و حامی فلسطین» بیشتر بر حقوق بشر و جرایم جنگی تمرکز دارد و روسیه و اسرائیل را بهعنوان کشورهایی که در کشتار غیرنظامیان و نقض حقوق بینالملل نقش دارند، همردیف میبیند. همین دیدگاه موجب صدور حکم بازداشت ولادیمیر پوتین و بنیامین نتانیاهو از سوی دادگاه کیفری بینالمللی شده است. پدرو سانچز، نخستوزیر اسپانیا، بهتازگی اسرائیل را متهم به نسلکشی کرده و از نظر او، غرب در حمایت از اسرائیل و همزمان محکومکردن روسیه دچار نفاق است.
موقعیت «حامی روسیه و حامی اسرائیل» در میان طرفداران حکومتهای اقتدارگرا، مانند ویکتور اوربان، نخستوزیر مجارستان، رایج است. اوربان غالباً مانع تحریمهای اتحادیه اروپا علیه روسیه شده و نسبت به حمایت غرب از اوکراین هشدار داده است. این مواضع در راستای جریانهای راست افراطی اروپا نیز دیده میشود؛ جایی که خصومت با مهاجران مسلمان میتواند به حمایت از اسرائیل منجر شود و ملیگرایی و محافظهکاری اجتماعی با همدلی نسبت به روسیه همراه شود. دیدگاه اوربان شباهتهایی با مواضع ترامپ دارد. در ایالات متحده نیز جریان راست انزواگرایانه، مواضعی حامی روسیه و روزافزون حامی فلسطین اتخاذ کرده است؛ تاکر کارلسن، مجری مشهور تلویزیونی، روسیه را تحسین کرده و منتقدان اسرائیل بهطور منظم در برنامه او حضور دارند، از جمله مارجوری تیلور گرین که نخستین جمهوریخواه منتخب بود که اسرائیل را متهم به نسلکشی کرد. این مواضع نمایانگر ملیگرایی «اول آمریکا» است که با جلوگیری از کشیدهشدن آمریکا به جنگها همسوست. در نهایت، با اذعان به محدودیت اصطلاحات «حامی اسرائیل» و «حامی فلسطین»، مواضع خودم در دو سال اخیر از گروه «حامی اوکراین و حامی اسرائیل» به «حامی اوکراین و حامی فلسطین» تغییر یافته است، زیرا در ابتدای جنگها هر دو طرف قربانی تجاوز و جرایم علیه غیرنظامیان بودند، اما اکنون کشتار گسترده غیرنظامیان توسط اسرائیل و استفاده از قحطی بهعنوان سلاح، قابل توجیه بهعنوان دفاع مشروع نیست. اوکراین همچنان با رعایت نسبی جان غیرنظامیان برای بقا میجنگد، در حالی که اسرائیل با وجود تهدید ادعایی موجودیت خود توسط حماس، از تاکتیکهای نتانیاهو بهشدت فراتر رفته و این اقدامات حتی برای گروگانها ایجاد خطر میکند. اوکراین و اسرائیل اکنون در معیارهای اخلاقی در دو سوی متفاوت قرار دارند./ منبع



