اهمیت بنیادین بیانیه روسیه و چین در دفاع از ایران
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «اهمیت بنیادین بیانیه روسیه و چین در دفاع از ایران» به قلم مصطفی غنیزاده در فرهیختگان منتشر شده است. این یادداشت به واکنش مشترک روسیه و چین در حاشیه اجلاس شانگهای میپردازد که با بیانیهای رسمی، اعتبار حقوقی اقدام اروپا برای فعالسازی مکانیسم ماشه علیه ایران را رد کرده و آن را مغایر با قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت دانستهاند؛ اقدامی که میتواند پیامدهایی فراتر از پرونده ایران بر نظم حقوقی بینالملل و جایگاه شورای امنیت داشته باشد. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
پس از اقدام کشورهای اروپایی برای استفاده از مکانیسم ماشه در برجام و آغاز روند بازگشت تحریمهای سازمان ملل علیه ایران، رویدادی مهم در همکاری چین و روسیه شکل گرفت. در حاشیه اجلاس شانگهای در چین، بیانیهای سهجانبه میان ایران، روسیه و چین توسط وزرای خارجه این کشورها امضا شد که اساساً اعتبار حقوقی اقدام اروپا برای فعالسازی ماشه را رد کرده و آن را مغایر قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت دانست. در این بیانیه تصریح شده است که هر اقدام مغایر با این قطعنامه نمیتواند برای کشورهای عضو سازمان ملل تعهدات حقوقی الزامآور ایجاد کند. این موضع بهمعنای خودداری چین و روسیه از اجرای تحریمهای بازگشتی و معرفی آنها بهعنوان خارج از حقوق مشروع بینالملل است.
نامه مذکور که به دبیرکل سازمان ملل و رئیس شورای امنیت ارسال و با شماره S/2025/546 در شورای امنیت و شماره A/79/1004 در مجمع عمومی ثبت شد، در آن به خروج آمریکا از برجام بهعنوان اولین ناقض، نقض اروپا در اجرای برجام و بیان اینکه اقدامات ایران جبرانی است، اشاره شده است. همچنین رأی مشورتی دیوان بینالمللی دادگستری در سال ۱۹۷۱ درباره نامیبیا بهعنوان پیشینهای حقوقی مطرح شد تا عدم امکان استفاده طرف ناقض از یک معاهده بینالمللی بر اساس قواعد سابق تأیید شود.
بیانیه، موضع چین و روسیه در روز رأیگیری برای ماشه و ثبت رسمی آن را پایه حقوقی در اقدامات بعدی معرفی میکند. این امر میتواند مانع از اجرای مؤثر تحریمهای کمیته ۱۷۳۷ علیه ایران شود و تحریمها عملاً کارایی خود را از دست دهند. موضوع تحریم تسلیحاتی نیز با همین استدلال ملغی میشود، زیرا ایران عمده تجهیزات نظامی خود را از چین و روسیه یا متحدان آنها تأمین میکند. با عدم اجرای این تحریم توسط این دو کشور، اختلالی در زنجیره تأمین ایران رخ نخواهد داد و سایر تولیدکنندگان جهانی نیز پیشتر با ایران همکاری نداشتهاند.
در حوزه نفت، تحریم سازمان مللی وجود ندارد و حتی اگر وجود داشت، عدم اجرای ماشه توسط چین مانع مشکل در خرید نفت از ایران توسط بزرگترین مشتری آن میشود. علاوهبر این، موضع چین و روسیه میتواند برای کشورهایی مانند برزیل و آفریقای جنوبی مبنای حقوقی جهت عدم اجرای تحریمهای بازگشتی باشد. این کشورها که در بلوک غرب نیستند، میتوانند به عدم رعایت تحریمها توسط دو عضو دائم شورای امنیت استناد کنند.
این وضعیت چالشی برای ساختار سازمان ملل و شورای امنیت که بخشی از نظم غربی پس از جنگ جهانی دوم است، ایجاد میکند. آمریکا از این ساختار برای اعمال قدرت خود بهره برده است، اما نقض قواعد حقوق بینالملل توسط دولت ترامپ میتواند زمینهساز شکلگیری قواعد جدید شود که منافع غرب را تضمین نمیکنند. همراهی اروپا با آمریکا در پرونده ماشه مشروط بر پایبندی چین و روسیه به بیانیه، ممکن است آغازی برای این روند باشد.
نقش ایران در ایجاد شکاف میان اعضای دارای حق وتو و شکلگیری رویه جدید در حقوق بینالملل اهمیت دارد، زیرا چنین رویههایی معمولاً در موارد بعدی مورد استناد قرار میگیرند و میتوانند باعث تخطی از قواعد موجود شوند. این رویداد، در کنار تضعیف نهادهای بینالمللی توسط اقدامات آمریکا، نشانهای از روند تضعیف نظم حقوقی غربی محسوب میشود./ منبع



