چند واقعیت درباره مکانیسم ماشه
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چند واقعیت درباره مکانیسم ماشه» نوشته مسعود فروغی در فرهیختگان منتشر شده است. این مطلب با رویکردی تحلیلی، روند و راهبردهای ایران در ماههای اخیر برای جلوگیری از فعالشدن مکانیسم ماشه و بازگرداندن تحریمهای سازمان ملل را مرور کرده و به بررسی نقاط تقابل و عدم توافق با طرفهای غربی (بهویژه اروپا) میپردازد. این متن بر حفظ انسجام داخلی، بهرهگیری از حداکثر انعطاف سیاسی و اهمیت منافع ملی در مذاکرات تأکید دارد و اضافهشدن شروط فرامتنی غرب را عامل اصلی شکست توافق میداند. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
۱۰ سال پیش در زمانی که توافق برجام انجام شد و اجراییشدن آن در دیماه همان سال در دستور کار بود، انتظار میرفت با فرا رسیدن مهرماه، سال ۱۴۰۴، تمامی تحریمهای بینالمللی با امضای شورای امنیت علیه ایران لغو شود و اقتصاد کشور وارد مرحلهای جدید شود. اما شرایط کنونی با آن تصویر متفاوت است و این وضعیت نیازمند ثبت و بررسی واقعیتها برای بهرهگیری از تجربه تاریخی است. شواهد نشان میدهد طرفهای غربی قصد دارند مکانیسم ماشه را فعال کرده و ۶ قطعنامه تحریمی سازمان ملل علیه ایران را برگردانند. این قطعنامهها مشابه تحریمهای فعلی آمریکا تجارت با ایران را محدود میکنند. مسئله اصلی این است که ایران در ماههای اخیر چه اقداماتی برای جلوگیری از اجرای مکانیسم ماشه انجام داده و منطق طرف غربی چیست.
راهبرد کلان ایران طی این دوره بر دو محور متمرکز بوده است؛ حفظ انسجام داخلی برای مقابله با زیادهخواهی غرب که فرصت ضربهزدن به ایران را مناسب میدید و تلاش برای توقف فرآیند اجرای مکانیسم ماشه با استفاده از ابزارهای سیاسی و فنی در خدمت دیپلماسی پشتصحنه. مذاکرات برای جلوگیری از مکانیسم ماشه با چندین پیشنهاد بینالمللی همراه بود و ایران از حداکثر انعطاف سیاسی استفاده کرد. افکارسنجیهای علمی نشان داد جامعه ایران ضمن حمایت از توافق سیاسی، بر مقابله با زیادهخواهی دشمن و حفظ منافع کشور تأکید دارد و دستیابی به توافق هر شرایطی بدون حفظ این منافع مورد حمایت نبود.
کشورها در این روند بر اساس دو مسئله اصلی طرحهایی ارائه کردند؛ مواد غنیشده ایران و مذاکره با آمریکا. در محور نخست، توافق فنی با آژانس بینالمللی انرژی اتمی اهمیت حیاتی داشت، بهویژه پس از مصوبه مجلس که همکاری با آژانس را محدود کرده بود. در محور دوم، تفاوت بین مواضع رسمی و واقعی آمریکا قابل توجه بود. ایده کلان ایران در بررسی پیشنهادها بر دو اصل استوار بود: نتیجه در میز مذاکره مشخص میشود و تحمیل خواستههای فرامتنی ممکن نیست و آمادهبودن برای بیشترین انعطاف جهت رسیدن به توافق.
در پاسخ به پیشنهاد فرانسه، توافق قاهره با حفظ چارچوب مصوبه مجلس عملیاتی شد؛ توافقی که در صورت اجراییشدن مکانیسم ماشه بیاثر میشد. ایران نیز مذاکره برای تبادل مواد ۶۰ درصد با مقادیر متفاوت مواد ۲۰ درصد را رد نکرد و مذاکره با ۱+۵ را در ازای لغو قطعی مکانیسم ماشه پذیرفت. با این حال، اروپاییها در جریان مذاکره، خواستههای جدیدی از جمله محدودیت موشکی ایران را افزودند، در حالی که تنها حاضر بودند بررسی مکانیسم ماشه را ۶ ماه به تعویق بیندازند، نه اینکه منتفی کنند. این شرایط تهیه توافق را غیرممکن کرد و پیشنهادهای مطرحشده عملاً برای عدم پذیرش طراحی شده بودند.
بهطور کلی، تحلیل رفتار طرف مقابل نشان داد که آنان تصور میکردند ایران در موقعیتی است که پیشنهادهای ضعیف را میپذیرد، تصوری که با برخی اظهارات داخلی درباره ضرورت مذاکره مستقیم میان برخی مقامات ایرانی و آمریکایی تقویت شد. تجربه اخیر امکان ارزیابی بهتر هر اقدام سیاسی که انسجام داخلی ایران را در برابر فشار خارجی تضعیف کند، فراهم کرده است./ منبع



