خارجیخاورمیانهنظام بین‌الملل و نهادها

آتش‌بس به‌تنهایی به صلح اسرائیلی-فلسطینی منتهی نمی‌شود

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «آتش‌بس به‌تنهایی به صلح اسرائیلی-فلسطینی منتهی نمی‌شود» به قلم رونیت لوین-شنور (Ronit Levine-Schnur) در نشنال اینترست (National Interest) منتشر شده است. این مقاله، تحلیلی مبنی بر این ارائه می‌دهد که آتش‌بس‌ها گام‌های مهم ولی ناکافی برای تحقق صلح پایدار هستند. نویسنده تأکید می‌کند که برای پایان درگیری و ایجاد صلح، باید از رهبران کاریزماتیک فراتر رفت و بر ساختارهای نهادی و دولت‌سازی بلندمدت تمرکز کرد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.


طرح آتش‌بس میان اسرائیل و فلسطینیان، اعلام‌شده در روز ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۵ توسط دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو، گامی قابل‌توجه و تأمل‌برانگیز برای توقف خشونت‌ها و آغاز گفت‌وگوها بود. بازگرداندن گروگان‌ها و پایان دادن به تسلط تروریستی حماس بر غزه اهمیت دارد، اما تجربیات سه دهه اخیر غرب آسیا نشان داده که این اقدامات نمی‌توانند جایگزین نهادسازی و دولت‌سازی پایدار شوند. صلح واقعی نیازمند راهبرد عمیق‌تر و گسترده‌تری است.

رهبران کاریزماتیک مانند ترامپ می‌توانند شکاف‌ها را کاهش دهند، اما ایجاد بستر صلح زمانی پایدار می‌شود که نهادهای مؤثر مانند پارلمان، دادگاه‌ها، نیروهای انتظامی و نهادهای مالی شکل بگیرند. برای فلسطینیان، دولت‌سازی باید مقدم یا همزمان با هر توافق سیاسی انجام شود. ساختار حکومتی معتدل، غیرنظامی و دموکراتیک نمی‌تواند صرفاً نتیجه مذاکرات دوجانبه با اسرائیل باشد، بلکه باید بر پایه حکمرانی شفاف، کارآمد و مشروع ملی بنا شود.

مذاکرات فعلی عمدتاً به روش دوجانبه (آمریکا، اسرائیل و فلسطینیان) وابسته است، اما پیچیدگی‌های منطقه‌ای نیازمند چارچوب‌های منطقه‌ای و چندجانبه است. لازم است نهادی منطقه‌ای با حمایت بازیگران فرامنطقه‌ای و ریاست واشنگتن تأسیس شود که فراتر از صلح‌سازی صرف، به سرمایه‌گذاری اقتصادی، نظارت امنیتی و حل اختلافات نیز بپردازد.

آتش‌بس، توقف جنگ غزه و بازگرداندن گروگان‌ها گام‌های ضروری هستند، اما صلح فراتر از عدم وجود جنگ است و به سازوکارهایی نیاز دارد که از تکرار خشونت جلوگیری کنند. بدون نهادهای مدنی مؤثر در آموزش، بهداشت، عدالت و امنیت محلی، آتش‌بس‌ها با شکست مواجه می‌شوند. شفافیت، پاسخگویی و مبارزه با فساد از پایه‌های اساسی هر توافق پایدار است.

موضوع بحث بر سر استقلال دولت فلسطین است که نباید وابسته به مرحله‌های مستقیم مذاکرات با اسرائیل باشد. موفقیت دولت فلسطینی مستقل، غیرنظامی و دموکرات نباید معطل پذیرش اسرائیل یا انحلال حماس باشد. فرآیند دولت‌سازی باید خودگردان باشد و بر توسعه رهبری، ایجاد سازوکارهای حکومتی، برنامه اقتصادی قابل اعتماد و حاکمیت قانون تکیه کند. این امر صرفاً به اراده اسرائیل وابسته نیست، هرچند رضایت آن‌ در مراحل پایانی مهم است.

سرنوشت حماس که شامل تسلیم‌شدن یا ادامه مبارزه است و همچنین وضعیت نهاد فلسطینی موقتی کنونی (سازمان آزادی‌بخش فلسطین) نباید تعیین‌کننده آینده فلسطین باشد. اصلاح این نهاد کافی نیست؛ نهادهای جدید باید با توانمندی‌های کامل دولتی شامل حفظ صلح، مالیات‌ستانی، خدمات‌رسانی و مدیریت اقتصادی و پاسخگویی و غیرنظامی بودن ایجاد شوند.

تجارب تاریخی برخوردهای موفق مانند ژاپن پس از سال ۱۹۴۵، تیمور شرقی تحت سرپرستی سازمان ملل و جنوب سودان نشان می‌دهد که استقلال نه لحظه‌ای بلکه فرآیندی مدیریت‌شده است که مستلزم سرمایه‌گذاری بلندمدت در نهادها، اصلاح اقتصادی و تغییرات در امنیت است.

راه پیش رو برای فلسطینیان تمرکز بر دولت‌سازی است که باید با ساختار منطقه‌ای چندجانبه همراه شود، نه مذاکره‌های بی‌پایان با اسرائیل یا احیای یک نهاد منسوخ. نهاد بین‌المللی گذرا مانند «هیئت صلح» که پیشنهاد شده، می‌تواند نقطه آغازی باشد اما باید در چارچوبی گسترده‌تر با همکاری کشورهای عربی، اروپا و آمریکا تقویت شود.

هدف‌ها باید روشن باشد: ایجاد دولتی غیرنظامی با نهادهای مؤثر، اقتصاد کارآمد و نظام سیاسی مبتنی بر دموکراسی قانون‌محور. با چنین تمرکزی، غرب آسیا می‌تواند چرخه جنگ و مذاکره را پشت سر بگذارد و آتش‌بس‌ها نقش سنگ‌بنایی برای صلح دائمی ایفا کنند. دولت فلسطین نیز نه فقط نتیجه مذاکرات، بلکه دستاورد ساختارهای باثبات و پویای حکومتی خواهد بود./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا