چگونه آمریکا ژاپن را در رقابت فناورانه پشت سر گذاشت
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «چگونه آمریکا ژاپن را در رقابت فناورانه پشت سر گذاشت» به قلم کارل بندیکت فری (Carl Benedikt Frey) در فارن افرز (Foreign Affairs) منتشر شده است. این مقاله به تحلیل تاریخچه رقابت آمریکا و ژاپن در حوزه فناوری اختصاص دارد و راهبردهای موفق ایالات متحده را در برابر مدل اقتصادی و فناوری ژاپن بررسی میکند. نویسنده نگرانیهای امروز واشنگتن درباره احتمال پیشیگرفتن چین در فناوریهای پیشرفته مانند رباتیک و هوش مصنوعی را به تجربیات دوران رقابت آمریکا با ژاپن در دهه ۱۹۸۰ پیوند میزند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
در دهه ۱۹۸۰، ژاپن بهعنوان رقیب اصلی آمریکا در فناوریهای حیاتی به ویژه در خودرو، نیمهرساناها و لوازم الکترونیکی مصرفی ظاهر شد و ستون فقرات اقتصاد جهانی را بهچالش کشید. بهطور مثال، تولیدکنندگان ژاپنی با بهرهگیری از نظام تولید ناب (Lean Production) و بهبود مستمر (Kaizen) در صنعت خودرو، سهم بازار قابل توجهی را از آمریکا گرفتند و شرکتهای آمریکایی نظیر فورد و جنرال موتورز با زیانهای مالی مواجه شدند. در صنعت نیمهرساناها نیز ژاپن با توسعه فناوری تولید حافظه DRAM بخشی از بازار جهانی را در اختیار گرفت. حتی مردم آمریکا این نگرانی را داشتند که ژاپن بر صنعت فناوری و اقتصاد آمریکا چیره شود.
اما روند پیشرفتها در آمریکا نیز بهشکل چشمگیری با تمرکز بر نوآوری، تجاریسازی فناوریهای نوین به ویژه در بازار کامپیوترهای شخصی، و تغییر مدلهای تولید صورت گرفت. برخلاف ماهیت ساختاری ژاپن که بر گروههای تجاری متمرکز، هماهنگی درونی بالا و محدودیت ورود رقبا مبتنی بود، بازار آمریکا بازتر و رقابتیتر باقی ماند. حمایت از شرکتهای نوپا، ظرفیت سرمایهگذاری خطرپذیر و قوانین حمایتی ضدانحصارگری از عوامل مهم موفقیت آمریکا بودند که زمینهساز تولد شرکتهای فناوری بزرگی مثل اپل، گوگل، مایکروسافت و اینتل شدند.
علاوه بر این، قوانین ضدانحصارگری مانند قانون شرمن و کلایتون که از اواخر قرن نوزدهم به اجرا درآمد، به گسترش رقابتهای سالم کمک کردند و روند تحقیق و توسعه مستقل شرکتها را تقویت نمودند. در نتیجه، آمریکا با مدیریت منعطف زنجیرههای تامین جهانی، استفاده از استانداردهای باز و تخصصیسازی در طراحی، قابلیت رقابت خود را در عصر نوآوریهای نرمافزاری و خدمات افزایش داد.
از سوی دیگر، مدل اقتصادی چین در مسیر توسعه متفاوت است. پس از بازدید دنگ شیائوپینگ از ژاپن در سال ۱۹۷۸، چین سعی کرد الگوی ژاپنی را الگو قرار دهد اما با مشکلاتی مانند درگیریهای بوروکراتیک و سیاستهای اقتصادی متمرکز مواجه شد. ایجاد مناطق ویژه اقتصادی در گوانگدونگ و فوجیان و سیاستهای محلی انعطافپذیر باعث شد چین به سرعت به قطب تولید الکترونیک تبدیل شود. دولت چین با کنترل سیاسی شدید و تشویق شرکتهای بزرگ دولتی و خصوصی، تلاش میکند فناوریهای پیشرفته مانند نیمهرساناها، هوش مصنوعی، رباتیک و بیوتکنولوژی را توسعه دهد اما تمرکز قدرت و کنترل سیاسی افزایش یافته و آزمایشهای محلی کمرنگ شده است.
چالش چین در این است که با وجود رشد سریع، نوآوری بنیادین و رقابت گسترده در سطح بازارهای داخلی کاهش یافته است. برخی بخشها مانند بسترهای دیجیتال و تجارت الکترونیک که نیازمند نوآوری و رقابت آزاد هستند، جایگاه ضعیفی دارند و شرکتهای دولتی غالب هستند. این موضوع باعث شده بهرهوری تجاری و رشد فناوری چین در مقایسه با آمریکا و حتی برخی کشورهای آسیای شرقی کند شود.
آمریکا نباید با سیاستهای محدودکننده و حفاظتگرایی، خود را از شبکههای جهانی فناوری و تجارت جدا کند. تجربه شکست ژاپن نشان میدهد که بازکردن بازار، حفظ رقابت و پشتیبانی از شرکتهای نوپا کلید موفقیت در عرصه فناوری است. آمریکا باید با تنوعبخشی به زنجیرههای تامین و مشارکت با متحدانش، از جمله مکزیک و کره جنوبی، رقابت با چین را بهبود بخشد. همچنین تقویت قوانین ضدانحصار و کاهش هزینههای ورود شرکتهای نوظهور به بازار برای حفظ توان نوآوری حیاتی است.
رقابت با چین نه صرفاً مسأله اقتصاد ملی بلکه موضوعی راهبردی است و آمریکا باید از تجربه تاریخی خود در رقابت جهشی با ژاپن درس بگیرد، بازار باز و رقابتی خود را حفظ کند و هوشمندانهتر با چالش نوظهور مقابله نماید./ منبع



