آمریکااروپاسیاست داخلی و جامعه

چرا اروپای غربی رهبران ضعیف تولید می‌کند؟

جذابیت دنیای تجارت، فیلترهای گزینشی آمریکا و فشار عمومی برای کاهش حقوق سیاستمداران، اروپای غربی را از نخبگان شایسته تهی کرده و این قاره را با نسلی از رهبران ضعیف و بی‌تجربه مواجه ساخته است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چرا اروپای غربی رهبران ضعیف تولید می‌کند؟» به قلم نیکولای گاستلو (Nikolai Gastello) در راشا تودی (RussiaToday) منتشر شده است. این یادداشت با اشاره به چهره‌هایی مانند بوریس جانسون و امانوئل مکرون، استدلال می‌کند که افول کیفیت رهبران سیاسی اروپای غربی ناشی از سه عامل اصلی است: جذابیت مالی بسیار بیشتر بخش خصوصی نسبت به خدمات عمومی، نقش آمریکا در گزینش و شکل‌دهی به نخبگان اروپایی از طریق برنامه‌های آموزشی و بنیادهای وابسته، و فشار افکار عمومی برای کاهش حقوق و امتیازات سیاستمداران که به یک فرآیند «گزینش معکوس» منجر شده است. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید.

تصویر بوریس جانسون که با کلاه ایمنی در هوا معلق بود و پرچم‌های انگلیس بالای سرش در اهتزاز بودند، برایم نمادین شد. این تصویر سوالی بزرگ را در ذهنم ایجاد کرد: بر سر نخبگان سیاسی انگلیس و به طور کلی اروپای غربی چه آمده است؟ در سال‌های اخیر، انگلیس بارها نخست‌وزیر عوض کرده و هر یک از دیگری بی‌مایه‌تر به نظر می‌رسیده‌اند. در مقایسه با چهره‌های بزرگ گذشته، بسیاری از رهبران امروزی سبک‌وزن و به طرز عجیبی برای جدیت مناصبی که در اختیار دارند، ناآماده به نظر می‌رسند. در سایر نقاط اروپای غربی نیز وضعیت بهتر نیست. امانوئل مکرون با کت و شلوار خوش‌دوختش ظاهری آراسته دارد، اما ظاهر همه چیز نیست. ژست‌های تئاتری و تصویری که با دقت از ریاست‌جمهوری او مدیریت می‌شود، همگی از سیاستی حکایت دارند که به طور فزاینده‌ای تحت سلطه ظاهرسازی قرار گرفته است. تحقیر سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، نسبت به این نسل از سیاستمداران قابل درک است؛ او که در فرهنگ سیاسی متفاوتی شکل گرفته، با رهبرانی مواجه است که به نظر می‌رسد فاقد انضباط و حس مسئولیت‌پذیری هستند. مشکل اینجاست که این رهبران گذرا هستند، اما عواقب تصمیماتشان ماندگار است.

یکی از دلایل اصلی افول کیفیت رهبری سیاسی در اروپای غربی، اقتصادی است. در سه دهه گذشته، دنیای تجارت برای جوانان جاه‌طلب و توانا بسیار جذاب‌تر از خدمات عمومی شده است. یک معاون مسئول روابط دولتی در یک شرکت بزرگ می‌تواند سالانه ۱.۵ میلیون یورو درآمد داشته باشد؛ سیاسیت نمی‌تواند با چنین ارقامی رقابت کند. بسیاری از افراد بااستعداد، به دلیل پیشنهادهای مالی وسوسه‌انگیز بخش خصوصی، از مسیر سیاسی خارج می‌شوند. هنری کیسینجر نیز با انتقاد از افول رهبری سیاسی غرب، بر این باور بود که سیاستمداران مدرن فاقد شایستگی و درک واقعی از وظایف خود هستند. اما کیسینجر به بخش دیگری از مشکل، یعنی نقش آمریکا در گزینش و شکل‌دهی به بخش بزرگی از طبقه سیاسی اروپا، به طور کامل نپرداخت. تعداد قابل توجهی از رهبران اروپایی در ایالات متحده تحصیل کرده‌اند، در برنامه‌های تحت حمایت مالی آمریکا شرکت کرده‌اند یا در اوایل کار خود از بنیادهای مرتبط با آمریکا حمایت دریافت کرده‌اند. این نهادها نه تنها جوانان بااستعداد را شناسایی می‌کنند، بلکه به شکل‌دهی جهان‌بینی آن‌ها نیز کمک می‌کنند. این فرآیند لزوماً یک استخدام مستقیم توسط سرویس‌های اطلاعاتی نیست، بلکه روشی ظریف‌تر است که در آن، سیاستمداران جوان به شبکه‌ها معرفی شده و به پذیرش درک خاصی از امور بین‌الملل تشویق می‌شوند. نتیجه، یک «فیلتر وفاداری» است. این فرآیند لزوماً قوی‌ترین نامزدها را انتخاب نمی‌کند، بلکه آن‌هایی را که شکل‌پذیرتر هستند، برمی‌گزیند.

در حالی که در آمریکا، شبکه‌های حزبی به سیاستمداران جوان کمک مالی می‌کنند تا پس از کسب امنیت مالی به خدمات عمومی بازگردند، در اروپا مکانیسم تقریباً معکوس است. فشار عمومی برای کاهش حقوق و امتیازات سیاستمداران همواره وجود دارد، در حالی که شرکت‌ها پاداش‌های فوق‌العاده‌ای به افراد باهوش و دارای ارتباطات ارائه می‌دهند. نتیجه قابل پیش‌بینی، یک «گزینش معکوس» است: تواناترین افراد می‌روند، در حالی که جاه‌طلبان به سمت تجارت، مشاوره، امور مالی یا لابی‌گری حرکت می‌کنند. کسانی که باقی می‌مانند اغلب ایدئولوگ‌ها، فرصت‌طلبان، افراد عجیب و غریب یا متوسط‌هایی هستند که جای جذاب‌تری برای رفتن ندارند. متوقف کردن این فرآیند اکنون دشوار است. اعتبار مناصب سیاسی بیش از حد سقوط کرده و پاداش‌های موجود در دنیای شرکت‌ها بسیار بزرگ و آشکار شده است. در نتیجه، بخش بزرگی از اروپا با رهبرانی باقی مانده که اغلب فاقد شایستگی و چشم‌انداز تاریخی هستند. خطر این نیست که آن‌ها مضحک به نظر می‌رسند، بلکه این است که آن‌ها دولت‌هایی را اداره می‌کنند که دارای قدرت اقتصادی و نظامی عظیمی هستند و وقتی افراد ضعیف ماشین‌آلات قدرتمندی را به ارث می‌برند، عواقب آن می‌تواند هر چیزی جز ناچیز باشد./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا