راهبرد موجود در پس پرده تضمین امنیتی ترامپ به قطر
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «راهبرد موجود در پس پرده تضمین امنیتی ترامپ به قطر» به قلم دن پری (Dan Perry) در نیوزویک (Newsweek) منتشر شده است. این مقاله، به تحلیل تصمیم بیسابقه دونالد ترامپ برای اعطای تضمین امنیتی مشابه ناتو به قطر میپردازد و نشان میدهد که این اقدام، در پیوندی پیچیده با جنگ غزه، روابط آمریکا با اسرائیل و نقش قطر بهعنوان میانجی و حامی حماس تفسیر میشود. نویسنده با بررسی زمینههای سیاسی و دیپلماتیک، این تصمیم را نمایانگر تغییر در الگوهای سنتی سیاست خارجی و تراکم قدرت در دستان رئیسجمهور آمریکا میداند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
طرح صلح ترامپ برای پایان جنگ غزه تحتالشعاع صدور فرمان اجرایی تازه وی قرار گرفته است. بر اساس این فرمان، ایالات متحده برای نخستینبار به یک کشور عربی یعنی قطر، چتر امنیتی مشابه متحدان ناتو اعطا کرد؛ امری که سقف حمایت معمول واشنگتن از دولتهای منطقه را بهطور بیسابقهای بالا برد. سوال این است که چرا چنین اقدامی انجام شد؟ و در پاسخ باید پیوند آن را با تلاش آمریکا برای بهزانو درآوردن حماس از طریق نفوذ قطر بررسی کرد. این تصمیم در زمانی صادر شد که جهان منتظر پاسخ حماس به طرح صلح بود؛ طرحی که مورد حمایت اسرائیل و اتحادیه عرب قرار داشت و از این گروه میخواست گروگانها را آزاد، سلاحها را زمین بگذارد و اداره غزه را به تکنوکراتهای فلسطینی واگذار کند. در این میان، نفوذ مالی و دیپلماتیک قطر میتواند سرنوشت تصمیم حماس را تعیین کند.
در پی حمله اخیر اسرائیل به برخی مقامهای حماس در خاک قطر، ترامپ نتانیاهو را وادار به عذرخواهی از قطر کرد و در کمال شگفتی، بهجای تنبیه اسرائیل، دوحه را با اعطای تضمین امنیتی بیسابقه پاداش داد. این رخداد، فراتر از خشم ناگهانی و واکنش احساسی بود و احتمال دارد بخشی از یک نمایش حسابشده میان واشنگتن، دوحه و تلآویو بوده باشد. باور اینکه اسرائیل بتواند بدون اطلاع از حضور نظامی آمریکا در پایگاه العدید دست به چنین اقدامی بزند، دشوار است. بنابراین، محتملتر آن است که ما شاهد نوعی هماهنگی پنهان بودهایم که هدفش تغییر توازن منطقهای و افزایش فشار بر حماس باشد.
به متن فرمان اجرایی ۲۹ سپتامبر با عنوان «تضمین امنیت دولت قطر» که نگاه کنیم، آمریکا هرگونه حمله به خاک یا زیرساختهای حیاتی قطر را تهدیدی علیه صلح و امنیت خود دانسته و پاسخ «از راههای دیپلماتیک، اقتصادی و در صورت لزوم نظامی» را وعده میدهد. معنای ضمنی این فرمان، حتی امکان اقدام نظامی علیه اسرائیل در صورت تکرار حملات مشابه است. چنین تعهدی معمولاً نیازمند تصویب سنا و انعقاد معاهده رسمی است، اما ترامپ با دور زدن کنگره آن را بهعنوان فرمان اجرایی صادر کرده است.
من این تصمیم را نشانهای از فروپاشی توازن سنتی میان قوا در سیاست خارجی آمریکا میدانم. رؤسای جمهوری سابق تنها با اجماع داخلی میتوانستند به چنین تعهدهای امنیتی دست بزنند، اما اکنون ترامپ – همانند تصمیمهایش در حوزه تعرفهها، اعزام نیرو یا عملیات نظامی – این اختیارات را بهصورت یکجانبه پیش میبرد. این امر، کنگره را به تماشاگر تبدیل کرده و سیاست خارجی آمریکا را در قالب اراده شخصی رئیسجمهور تعریف میکند. با طرح این پرسش که آیا نتانیاهو واقعاً دچار اشتباهی تاریخی شد یا بخشی از سناریوی ازپیشطراحیشده برای تقویت نقش قطر بود، میتوان نتیجه گرفت که در هر دو حالت، برنده نهایی قطر است. این کشور پس از سالها ایفای نقش دوگانه میان اسلامگرایی و غرب، اکنون به سطحی از امنیت و نفوذ رسیده که جایگاهش را در صف اول متحدان آمریکا تثبیت میکند. دیپلماسی ترامپ بیش از هر زمان دیگر، بر پایه تصمیمات شخصی و چانهزنیهای فردی شکل گرفته و نظم سنتی تصمیمگیری در واشنگتن را پشت سر گذاشته است./ منبع



