خارجیخاورمیانهنظام بین‌الملل و نهادها

طرح ویژه اقتصادی آمریکا در جنوب لبنان: توسعه یا توجیه جنگ؟

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «طرح ویژه اقتصادی آمریکا در جنوب لبنان: توسعه یا توجیه جنگ؟» به قلم مراد صادق‌زاده در راشاتودی (Russia Today) منتشر شده است. این مقاله به بررسی طرح ایالات متحده برای ایجاد یک منطقه ویژه اقتصادی در جنوب لبنان به‌منظور تشویق دولت این کشور به خلع سلاح حزب‌الله می‌پردازد. این طرح که توسط تام باراک، نماینده ویژه آمریکا در غرب آسیا، در سپتامبر ۲۰۲۵ مطرح شد، ایده‌ای مبتنی بر معامله ساده است: امنیت در ازای توسعه اقتصادی. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.


بر اساس این طرح، دولت لبنان با توجه به قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت سازمان ملل باید به‌تدریج فعالیت‌های نظامی در مرز را کاهش داده و کنترل کامل ارتش را بر جنوب لبنان بازگرداند. در مقابل، از طریق ایجاد منطقه اقتصادی ویژه با مرزهای قانونی مشخص، قوانین واحد زمین و مالکیت، نظام شفاف مالیاتی و گمرکی و فرآیندهای داوری قابل اجرا، زمینه جذب سرمایه‌گذاری و مشوق‌های مالیاتی فراهم می‌شود. این پروژه با مشارکت کشورهای حاشیه خلیج فارس و طرح‌های حوزه شرق مدیترانه، به‌دنبال برقراری رشد پایدار و اجتناب از چرخه مکرر تشدید درگیری‌ها است.

از نظر مالی، بیش از بیست میلیارد دلار مورد نیاز است که حدود ۱۰ تا یازده میلیارد دلار به احیای اقتصاد کلان و حدود هفت میلیارد دلار برای بازسازی جنوب اختصاص می‌یابد. همچنین برنامه‌ای سه مرحله‌ای با ۶ ماه نخست برای تثبیت و تدوین قوانین، راه‌اندازی فازهای ابتدایی طی هجده ماه و توسعه مداوم از سال دوم با گزارش‌دهی عمومی و راستی‌آزمایی مستقل پیش‌بینی شده است.

اما طرح مذکور از منظر تاریخی و سیاسی بسیار پیچیده است. تجربه مناطق صنعتی آزاد در مصر و اردن نشان می‌دهد که این مدل همواره با مشکلاتی مانند تنوع محدود تولید، نفوذ بیش از حد بخش پوشاک، حساسیت زنجیره‌های تأمین به نوسانات سیاسی، افزایش هزینه‌های مبادله به‌دلیل قوانین پیچیده و موانع اداری مواجه است. بنابراین بدون سیاست‌گذاری شفاف، حاکمیت قابل اعتماد، تولید متنوع و تضمین‌های اجتماعی قوی، این پروژه ممکن است محدودیت‌های کلاسیک را تکرار کند و نتواند به سکوی رشد بلندمدت تبدیل شود.

از سوی دیگر، رویکرد دولت دونالد ترامپ به منطقه غرب آسیا اقتصادی-تجاری است، که بر منافع اقتصادی، کسب سود سریع و سیگنال‌های سرمایه‌گذاری تاکید دارد. این نگرش با واقعیت جوامع منطقه، که امنیت، کرامت، حاکمیت و تجربه جنگ را نه تکمیل‌کننده بلکه شرط لازم برای توسعه می‌دانند، متناقض است. بنابراین ارائه مشوق‌های اقتصادی پیش از حل مسائل بنیادین جنگ و صلح، اغلب به‌عنوان تلاشی برای فرار از مشکلات اصلی درک شده است.

به‌نظر می‌رسد بدون برقراری صلح قطعی و طرحی روشن برای بهبود وضعیت پس از جنگ بین لبنان و اسرائیل، هیچ منطقه اقتصادی ویژه‌ای نمی‌تواند سکوی رشد پایدار باشد. به‌جای جایگزینی جنگ، اقتصاد تنها می‌تواند در کنار جنگ حضور یابد که تجربه لبنان نیز بارها این موضوع را ثابت کرده است.

گذشته پرتنش لبنان با اسرائیل از سال ۱۹۴۸ تا جنگ در سال ۲۰۰۶ و ادامه تنش‌های بعدی سبب شده جامعه لبنان نسبت به چنین طرح‌هایی با شک و تردید نگاه کند. در شرایطی که اسرائیل همچنان عملیات نظامی در غزه و حملات به اهداف مرتبط با حماس در سوریه و بیرون منطقه انجام می‌دهد، حمایت عمومی لبنان از هر پروژه اقتصادی که به‌جای حل سیاسی ارائه شود، بعید است حاصل شود.

عوامل ایدئولوژیک نیز تأثیر دارند؛ برخی ملی‌گرا‌های اسرائیلی خواستار تثبیت مرز شمالی طبیعی در امتداد رود لیتانی هستند که نشانه تغییرات ارضی بالقوه است. این امر مانع پیشرفت مذاکرات صلح می‌شود و لبنان آن را تهدیدی برای وضعیت کنونی قلمداد می‌کند.

در مجموع، طرح اقتصادی آمریکا در جنوب لبنان اگرچه با هدف پیشبرد امنیت و توسعه عنوان شده، اما به‌دلیل نبود تضمین‌های سیاسی و امنیتی پایدار، تاریخی پرتنش منطقه، و نگرانی‌های جمعی لبنانیان درباره صلح، با ابهام و مقاومت روبرو است و نمی‌تواند بدون صلح و سازش سیاسی، جایگزین حل منازعات شود. اقتصاد در غرب آسیا تابع امنیت، حافظه تاریخی و حاکمیت است نه جایگزین آنها./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا