جهاد ۷ اکتبر؛ آزمونی برای غرب
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «جهاد ۷ اکتبر؛ آزمونی برای غرب» نوشته دن دایکر (Dan Diker) در مرکز امنیت و امور خارجه اورشلیم (Jerusalem Center for Security and Foreign Affairs) منتشر شده است. حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ نه صرفاً یک اقدام علیه اسرائیل، بلکه جهادی جهانی علیه نظم لیبرال غربی و آزمونی برای پیوند راهبردی آمریکا و اسرائیل بود. این رویداد نشانهای از اتحاد نیروهای اسلامگرا و چپگرای افراطی و بخشی از نبردی تمدنی است که هدف آن تضعیف نظم دموکراتیک جهانی است. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ که به کشتهشدن حدود ۱۲۰۰ نفر و گروگانگیری ۲۵۰ تن انجامید، صرفاً یک جنایت علیه اسرائیل نبود بلکه بخشی از «جهاد اسلامی» سازمانیافتهای بود که با استفاده ابزاری از مفهوم «فلسطینیگری»، موجی جهانی از اسلامگرایی و رادیکالیسم ضدغربی را برانگیخت. این حمله، رابطه آمریکا و اسرائیل را بهعنوان خط مقدم دفاع از نظم لیبرال جهانی در برابر محور اقتدارگرا و جهادی آشکار کرد و نشان داد که منازعه فلسطین و اسرائیل دیگر صرفاً سیاسی یا سرزمینی نیست. ریشههای ایدئولوژیک این خشونت به دوران حاج امین الحسینی، مفتی اعظم قدس، بازمیگردد که با نازیها همکاری کرد و با شعار «الاقصی در خطر است» نخستین پوگرومهای ضدیهودی را برانگیخت؛ مفهومی که بعدها در انتفاضه دوم و گروههای وابسته به حماس و فتح ادامه یافت.
اتحاد موسوم به «ائتلاف سبز–قرمز» میان اسلامگرایان و چپگرایان رادیکال از دل آموزشهای پسااستعماری و نئومارکسیستی دانشگاههای آمریکا برخاسته است؛ گفتمانی که آمریکا و اسرائیل را استعمارگر و ستمگر معرفی کرده و مشروعیت وجودی آنها را زیر سؤال برده است. اعتراضات دانشجویی در حمایت از حماس، نشانه بحران تمدنی عمیقتری در غرب است که به تضعیف امنیت داخلی، رشد یهودستیزی و فروپاشی انسجام اجتماعی انجامیده است.
نقش جمهوری اسلامی ایران در طراحی، تسلیح و هدایت عملیات ۷ اکتبر تعیینکننده بوده است. تهران با شبکهای از متحدان در غزه، لبنان، سوریه، عراق و یمن، امپراتوری جهادی خود را گسترش داده و با هدف نابودی اسرائیل و چالش با نفوذ جهانی آمریکا عمل میکند. در برابر این تهدید، «توافقنامههای ابراهیم» میان اسرائیل و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس چارچوبی برای همکاری امنیتی و اقتصادی فراهم آوردهاند. نقش کشورهای امارات، بحرین، مراکش و عربستان در تبادل اطلاعات و پشتیبانی از پدافند موشکی اسرائیل در حملات ایران در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ حائز اهمیت بوده و آن نیز، نماد همگرایی منطقهای در برابر تهران است.
هر دو دولت بایدن و ترامپ در مواجهه با پیامدهای پس از ۷ اکتبر دچار چالش شدند. تبلیغات حماس که از سوی قطر، ترکیه، روسیه و چین تقویت شد، توانست افکار عمومی غرب را علیه اسرائیل تحریک کند و فشارهایی برای آتشبس و توقف جنگ پدید آورد. در حالیکه بایدن با خطاهای راهبردی چون خروج آشفته از افغانستان و تلاش نافرجام برای احیای برجام اعتبار آمریکا در خلیج فارس را تضعیف کرد، ترامپ کوشید با تکیه بر توافقنامههای ابراهیم و جذب سرمایهگذاری چند تریلیوندلاری کشورهای عربی، محور جدیدی از همکاری اقتصادی و امنیتی میان آمریکا، اسرائیل و متحدان خلیجی ایجاد کند.
رقابت قدرتهای بزرگ مانند چین، روسیه و ایران جایگاه آمریکا را در غرب آسیا به چالش کشیده است. چین با میانجیگری میان تهران و ریاض و نفوذ اقتصادی در بنادر اسرائیل میکوشد جای پای خود را در منطقه تثبیت کند. در چنین شرایطی پیروزی اسرائیل بر حماس بهمعنای پیروزی آمریکا و دفاع از ارزشهای غربی است. اسرائیل خط مقدم نبرد تمدنی علیه افراطگرایی اسلامی است و حمایت آمریکا از آن نهتنها ثبات غربآسیا بلکه بقای نظم بینالمللی لیبرال در قرن بیستویکم را تضمین میکند./ منبع



