خارجیخاورمیانهسیاست داخلی و جامعه

فریاد علیه نتانیاهو؛ نشانه‌ی دودستگی یا جلوه‌ی آزادی بیان؟

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «فریاد علیه نتانیاهو؛ نشانه‌ی دودستگی یا جلوه‌ی آزادی بیان؟» است که توسط رائنان شاکد (Raanan Shaked) و یائر کراوس (Yair Kraus) در یدیعوت آحارونوت (ynetnews) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی واکنش‌های عمومی به اعتراضات در میدان گروگان‌ها و تفاوت دیدگاه‌ها نسبت به اعتراض به نتانیاهو در زمینه بحران‌های ملی و سیاسی اسرائیل می‌پردازد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

در دو سال گذشته، بارها خواستم در تجمع ملی در میدان گروگان‌ها شرکت کنم تا از برادران و خواهران عزیزم که ربوده شده‌اند حمایت کنم. اما هر بار چیزی مانع من می‌شد. چیزی در هوا، در صدای دردناک، باعث می‌شد که احساس کنم میدان متعلق به یک گروه خاص است، گویی درد و رنج خانواده‌های گروگان‌ها تنها برای کسانی است که مخالف دولت هستند. بله، گاهی اوقات تلاش‌هایی برای شمولیت انجام می‌شد؛ افرادی از جناح راست یا جامعه صهیونیسم دینی گاهی برای شرکت در مراسم‌های جانبی با سرودها و دعاها دعوت می‌شدند، اما همیشه به‌عنوان مهمان و با این انتظار که قوانین خانه را رعایت کنند. اما این هفته، در اوج شادی ملی با بازگشت برادران و خواهرانمان به خانه، پاسخ دردناک به این احساس خود را دریافت کردم. فریادهای اعتراض که به نام‌های بنیامین نتانیاهو و رون درمر در میدان گروگان‌ها داده شد، تنها اعتراض به افراد نبودند.

این‌ها بیانگر شکاف عمیقی بودند که ما را آلوده کرده است؛ زخمی که از بهبودی خودداری می‌کند. هیچ‌کس نمی‌تواند از مسئولیت سنگین نتانیاهو و تمام دستگاه امنیتی در فاجعه روز ۷ اکتبر و قیمت سنگینی که اسرائیل پرداخت کرده است، چشم‌پوشی کند. این انتقادها موجه است و خشم عظیمی وجود دارد. اما این فریادهای اعتراض، در برابر نمایندگان ایالات متحده و دیگران، فراتر از این مسائل رفتند. این‌ها تبدیل به تحقیر هر کسی شدند که در «گروه راست» قرار نداشت، هر کسی که جرات داشت به جنگ به شکلی متفاوت فکر کند، حتی کسانی که همان‌قدر برای گروگان‌ها دلی شکسته داشتند. همچنین این‌ها تحقیر کسانی بودند که در این جنگ نه تنها شکست، بلکه شجاعت و دستاوردهای غیرقابل تصور در برابر دشمنی که به‌دنبال نابودی اسرائیل بود، می‌دیدند.

این‌ها تحقیر کسانی بودند که تماماً از درخواست برای آزادسازی گروگان‌ها به هرقیمتی و متوقف کردن جنگ حمایت نمی‌کردند. میدان گروگان‌ها که قرار بود قلب وحدت ملی باشد، برای بسیاری به مکانی برای طرد و انکار تنوع تبدیل شد، جایی که نمی‌توانست پیچیدگی‌ها را درک کند یا این حقیقت را که جنگ، با تمام وحشت‌هایش، یک رویداد متقارن نیست، بپذیرد. تشویق‌ها به سخنان جارد کوشنر درباره رنج «بی‌گناهان» غزه، به‌طور مشابه به‌همان اندازه دلخراش بود. حتی تشویق‌ها به دونالد ترامپ که گویی مسئولیت جلوگیری از یک ۷ اکتبر دیگر را به دوش دارد، به یک نمایش سیاسی سورئال تبدیل شده بود.

 راست‌گرایان نیز در این تقسیم و ترس از چپ دخیل بوده‌اند. اما میدان گروگان‌ها که قرار بود نماینده ما باشد، بارها به میدانی برای جنگ داخلی یک‌جانبه تبدیل شد. این فریادها تنها علیه نتانیاهو نبود؛ بلکه علیه هر کسی بود که به‌عنوان «مسیحی»، «فدای گروگان‌ها» یا هر برچسب دیگری که برای بی‌اعتبار کردن آن‌ها به‌کار می‌رود، شناخته می‌شد، حتی کسانی که بهای سنگینی برای امنیت اسرائیل پرداخته‌اند. اکنون، با بسته شدن این فصل خونین و بازگشت گروگان‌ها به خانه، ما فرصتی تاریخی، شاید آخرین، برای بهبودی داریم. باید گفتگویی جدید آغاز کنیم: گفتگویی میان شرکای یک ملت که حاضر به ادامه دادن چرخه نفرت و تحریم‌های متقابل نیستند. یک فضای عمومی جدید که در آن نیازی به توافق بر سر همه چیز نیست، اما باید به یکدیگر احترام بگذاریم و به‌عنوان شرکای برابر در بازسازی اسرائیل و مردم آن عمل کنیم.

در حالی که بسیاری از اسرائیلی‌ها به‌ویژه از نام «نتانیاهو» احساس انزجار دارند، این تنها پاسخ فوری و قوی است که بسیاری از مردم به این نام دارند. نتانیاهو هرگز به میدان گروگان‌ها نیامد، هیچ کلمه‌ای از همدلی یا درک از خود نشان نداد و هیچ‌گاه اذعان نکرد که چه چیزی را ما همه تحمل کرده‌ایم. هر بار که در مقابل عموم ظاهر می‌شد، تنها یک احساس از او منتقل می‌شد: تحقیر. بنابراین، این تحقیر پاسخ معقول به رفتار اوست. زیرا نتانیاهو و پسرش، شهروندان وفادار و خدمتگزار اسرائیل را به‌عنوان: «دسته‌ها»، «میلیشیاهای فاشیستی» و «افراطی‌های توهمی» خطاب کردند و با این تعبیرها آنان را تحقیر نمودند.

 نتانیاهو از آن طرف نیز نشان داد که به هیچ‌وجه نسبت به هشدارهای متعدد از سوی مقامات نظامی و اطلاعاتی اهمیتی نمی‌دهد. از آن روز به بعد، او هر کاری کرد تا بقای دولتش را بر زندگی گروگان‌ها ترجیح دهد. در چنین شرایطی، تنها واکنش ممکن تحقیر است. نتانیاهو به‌طور واضح معتقد است که شایسته باقی‌ماندن در قدرت است و هیچ مسئولیتی نمی‌پذیرد و حتی نمی‌خواهد عذرخواهی کند. چنین فردی فقط موجب تحقیر می‌شود. بعد از دو سال که نتانیاهو اسرائیل را به یکی از تقسیم‌شده‌ترین و ناامیدترین دوران‌های تاریخش رسانده است، چه واکنشی می‌توان انتظار داشت؟ تنها فریادهای اعتراض. این اعتراض‌ها در واقع فرصتی بود برای ابراز آنچه که باید مدت‌ها پیش گفته می‌شد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا