خارجیخاورمیانهنظام بین‌الملل و نهادها

سازمان ملل هرگز به ریشه مشکل نمی‌پردازد

قطعنامه‌های سازمان ملل فقط به دور خود می‌چرخند و به ریشه استعماری ماجرا نمی‌پردازند.

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «سازمان ملل هرگز به ریشه مشکل نمی‌پردازد» به قلم رامونا وادی  (Ramona Wadi) در میدل ایست مانیتور (Middle East Monitor) منتشر شده است. این مقاله به‌شدت از سازمان ملل و رویکرد آن در قبال مسئله فلسطین انتقاد می‌کند و معتقد است که قطعنامه‌های غیرالزام‌آور اخیر مجمع عمومی، مانند قطعنامه‌هایی که خواستار خروج اسرائیل از مرزهای سال ۱۹۶۷ هستند و از «سازش راه‌حل دو دولتی» حمایت می‌کنند، نه‌تنها به‌نفع مردم فلسطین نیستند، بلکه در حقیقت استعمار اسرائیل را تأیید کرده و مشروعیت می‌بخشند. نویسنده استدلال می‌کند که محدود کردن گفتمان به «پایان اشغال نظامی» و نادیده گرفتن «ریشه استعماری» رژیم اسرائیل که از تقسیم‌بندی سال ۱۹۴۷ آغاز شده، مانع از تحقق واقعی حق تعیین سرنوشت و استعمارزدایی برای فلسطینی‌ها می‌شود. به باور وی، سازمان ملل در راستای آزادی فلسطین عمل نمی‌کند، بلکه صرفاً به‌دنبال سازش یا استعمار کامل آن است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.

سازمان ملل متحد هرگز به ریشه اصلی مشکل فلسطین نمی‌پردازد و تصویب قطعنامه‌های غیرالزام‌آور مجمع عمومی، مانند قطعنامه اخیر (که احتمالاً مربوط به ماه دسامبر ۲۰۲۵ است)، بعید است که تأثیری بر توسعه شهرک‌سازی‌های اسرائیل در سرزمین‌های اشغالی داشته باشد. هر قطعنامه‌ای که از سازش راه‌حل دو دولتی سخن می‌گوید، در واقع استعمار را دفاع و تأیید می‌کند. درخواست از اسرائیل برای عقب‌نشینی از سرزمین‌های اشغال شده در سال ۱۹۶۷، موجودیت استعماری اسرائیل را تغییر نمی‌دهد؛ به‌ویژه زمانی که قطعنامه ۱۹۴ سازمان ملل نیز حق بازگشت آوارگان را تابع مطالبات استعماری اسرائیل می‌سازد. این امتناع از پرداختن به ریشه استعماری است که اظهارات رهبرانی چون آنالنا بائربوک، رئیس مجمع عمومی (در آن زمان)، را که در مورد سلب حق تعیین سرنوشت از فلسطینیان صحبت می‌کند، بی‌فایده می‌سازد؛ چرا که خط زمانی او نیز به عقب برمی‌گردد و بر پایان اشغال متمرکز است.

با اشاره به مخالفت کوبا با طرح تقسیم سال ۱۹۴۷ به‌دلیل نقض حق تعیین سرنوشت فلسطینیان، می‌توان گفت که محدود کردن لفاظی‌ها به پایان اشغال، به موجودیت استعماری اسرائیل مشروعیت می‌بخشد، در حالی که حق تعیین سرنوشت واقعی برای فلسطینی‌ها باید به‌معنای استعمارزدایی کامل باشد، نه صرفاً پایان دادن به اشغال نظامی پس از سال ۱۹۶۷. جامعه بین‌المللی با حمایت پیش‌فرض از روایت امنیتی اسرائیل و تمرکز بر مرزهای سال ۱۹۶۷، عملاً «روز نکبت» سال ۱۹۴۸ را که بنیاد ساختار استعماری اسرائیل است، مشروعیت می‌بخشد. برنامه تقسیم سال ۱۹۴۷، روایت «سرزمین بایر» صهیونیستی را معتبر ساخت و کار را برای حذف بومیان آسان کرد.

سازمان ملل برای آزادی فلسطین تأسیس نشده است، بلکه برای «سازش دو دولتی» یا «استعمار کامل» فلسطین تلاش می‌کند. در حال حاضر، فلسطینیان فاقد تمامیت ارضی هستند و صدای آن‌ها در سازمان ملل شنیده نمی‌شود؛ بلکه آنچه شنیده می‌شود، همان چیزی است که جامعه بین‌المللی از نمایندگان تشکیلات خودگردان می‌خواهد بیان کنند، در حالی که تشکیلات خودگردان نیز نقش تعیین‌شده برای خود را به خوبی ایفا می‌کند و از تریبون برای دفاع از استعمارزدایی استفاده نمی‌کند. بنابراین، تا زمانی که سازمان ملل از محدود کردن مسئله به اشغال دست برندارد و استعمار را به‌عنوان ریشه اصلی به‌رسمیت نشناسد، قطعنامه‌های غیرالزام‌آور با لفاظی‌های کلی، ارزش و فایده‌ای برای تحقق حق تعیین سرنوشت فلسطینیان نخواهند داشت./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا