تأیید طرح آمریکا؛ ارجحیت «حکومتِ بر پایه قانون» بر «حاکمیت قانون»
قطعنامه ۲۸۰۳ کنترل نامحدود اسرائیل بر غزه را در همکاری با ایالات متحده مشروعیت میبخشد و برنامههای رژیم صهیونیستی برای مسدودکردن تشکیل دولت فلسطین را تسهیل میکند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «تأیید طرح آمریکا؛ ارجحیت حکومتِ بر پایه قانون بر حاکمیت قانون» به قلم زاها حسن (Zaha Hassan) در اندیشکده بنیاد کارنگی (Carnegie Endowment) منتشر شده است. این مقاله استدلال میکند که قطعنامه ۲۸۰۳ شورای امنیت، که طرح جامع دونالد ترامپ برای پایاندادن به درگیری در غزه (CPEGC) را تأیید میکند، توهینی آشکار به حقوق بینالملل است.
حمایت قاطع شورای امنیت سازمان ملل از طرح جامع ترامپ برای پایاندادن به درگیری در غزه (CPEGC) با رأی سیزده به صفر (و خودداری چین و روسیه)، یک رویداد شگفتآور بود، زیرا این متن بهطور ضمنی این مفهوم را پذیرفته که دسترسی فلسطینیها به کمکهای بشردوستانه و تعیین سرنوشت آنها میتواند مشروط باشد و حکمرانی فلسطینی باید تابع توافقات میان قدرتهای خارجی و اسرائیل باشد. قطعنامه ۲۸۰۳ که طرح جامع ترامپ برای پایاندادن به درگیری در غزه را بدون هیچ قید و شرطی «تأیید» میکند، در تضاد آشکار با یک سلسله احکام الزامآور دیوان بینالمللی دادگستری (ICJ) است که اقدامات اسرائیل را بهدلیل احتمال خطر نسلکشی، غیرقانونی بودن اشغال مداوم، نقض ممنوعیت آپارتاید و محدودیت کمکهای بشردوستانه محکوم کرده است. این طرح همچنین با «بیانیه نیویورک» که بر تعهد جمعی برای اجرای مؤثر راهحل دو دولتی مبتنی بر قوانین بینالملل تأکید داشت، کاملاً ناسازگار است.
ماهیت این طرح، خود نشاندهنده یک سند امنیتی تحت نفوذ اسرائیل است؛ در حالی که گروههای فلسطینی قویاً با فاز دوم طرح و قطعنامه شورای امنیت مخالفند، طرح پیشبینی میکند که «نیروی ثباتساز بینالمللی» (ISF) با همکاری نزدیک با اسرائیل و مصر، صرفاً برای مهار تمام مقاومت مسلحانه فلسطینی و خلع سلاح گروهها وارد غزه شود. این طرح بهطور مشخص تمام گروههای سیاسی فلسطینی را از مشارکت در هیئت صلح و کمیته اداری که مسئول خدمات شهری خواهند بود، محروم میکند و آینده دولت و حق تعیین سرنوشت فلسطینیان را به زمانی نامشخص در آینده موکول میسازد که تشکیلات خودگردان (PA) باید رضایت اسرائیل را در مورد امنیت و حکمرانی مؤثر جلب کند و همچنین اقدامات برای پاسخگویی حقوقی علیه اسرائیل را متوقف سازد.
بهرغم اشکالات حقوقی عمیق، هشت کشور عربی و مسلماننشین این قطعنامه را تأیید کردند. دلیل این تصمیمگیری دشوار، دیپلماسی معاملهگرایانه ترامپ و این واقعیت است که ایالات متحده تنها بازیگری است که نفوذ کافی بر اسرائیل برای توقف جنگ و رنجهای جاری را دارد و طرح جامع ترامپ برای پایان دادن به درگیری در غزه تنها سازوکار موجود برای دستیابی به آتشبس فوری تلقی شد. با این حال، اجرای این طرح به احتمال زیاد شکست خواهد خورد؛ زیرا اسرائیل قاطعانه با پیشنیازهای موفقیت طرح، یعنی تشکیل کشور فلسطین و خروج کامل نیروها، مخالف است؛ بهطوری که نتانیاهو تنها چند روز قبل از رأیگیری، صراحتاً با تشکیل کشور فلسطین مخالفت کرد. در واقعیت، اجرای فاز اول نیز با مشکل مواجه شده است؛ اسرائیل نهتنها صدها بار آتشبس را نقض کرده و به حملات هوایی ادامه داده، بلکه تنها حدود یکچهارم کمکهای توافقشده وارد غزه شده است. همزمان با مذاکرات، اسرائیل غزه را به دو منطقه «قرمز» (برای آوارگی اجباری و محرومیت شدید) و «سبز» (برای تخریب زیرساختها و برنامهریزی برای مصادره املاک فلسطینی) تقسیم کرده است که این امر، در راستای اهداف «اسرائیل بزرگ» و پاکسازی قومی در کرانه باختری و غزه تعبیر میشود. در نتیجه، طرح ترامپ و تأیید شورای امنیت، در نهایت یک پروژه استعماری غیرقانونی را به یک عملیات مورد تأیید سازمان ملل تبدیل کرده است و فشار بینالمللی برای تحریم و پاسخگو کردن اسرائیل را کاهش داده است./ منبع



