همه راهها به مسقط ختم میشود: اولویت عمان در دیپلماسی میانجیگرانه ایران
این تحلیل راهبردی توضیح میدهد که چرا ایران، عمان را به دلیل بیطرفی و تمرکز بر تسهیل گفتگو، به دیگر میانجیها مانند ترکیه و قطر ترجیح میدهد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «همه راهها به مسقط ختم میشود: اولویت عمان در دیپلماسی میانجیگرانه ایران» به قلم حمیدرضا عزیزی در ایران آنالیتیکا (Iran Analytica) منتشر شده است. این یادداشت استدلال میکند که ترجیح ایران برای عمان بهعنوان میانجی، یک انتخاب راهبردی برای محدود نگهداشتن دستور کار مذاکرات با آمریکا و جلوگیری از گسترش آن به موضوعات منطقهای و پیچیدگیهای ناشی از میانجیگری ترکیه یا قطر است. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
تغییر مکان مذاکرات احتمالی ایران و آمریکا از استانبول به مسقط، جنبه مهمی از رویکرد تهران به تعاملات میانجیگرانه را آشکار میسازد. برای ایران، انتخاب میانجی و محل برگزاری مذاکرات، یک تصمیم راهبردی برای چارچوببندی و مهار گفتگوهاست، نه صرفاً یک موضوع تاکتیکی. این انتخاب بر مشارکتکنندگان، موضوعات مورد بحث و امکان گسترش مذاکرات تأثیر میگذارد. انتقال مذاکرات به عمان نشاندهنده تلاش ایران برای محدود نگهداشتن دستور کار، جلوگیری از ورود پروندههای منطقهای و نظامی به گفتگوها و مدیریت ریسکهای اعتباری و تشدید تنش است. درک اینکه چرا عمان برای تهران قابلقبول است، درحالیکه با میانجیهای بالقوه دیگر مانند ترکیه یا قطر با احتیاط بیشتری برخورد میشود، پنجرهای به دیپلماسی ایران در شرایط پرخطر میگشاید.
ایران همواره میان میانجیگری که گفتوگو را تسهیل و میانجیگری که اهرمهای فشار جدید ایجاد میکند، تمایز قائل شده است. عمان در دسته اول قرار میگیرد. مسقط برخلاف قدرتهای منطقهای که به دنبال تبدیل میانجیگری به نفوذ سیاسی هستند، نقش خود را به تسهیل ارتباط و انتقال پیام محدود کرده و دستور کار خود را تحمیل نمیکند. اعتبار، پنهانکاری و ثبات، دلایل اصلی ترجیح عمان هستند. عمان بهعنوان یک بازیگر بیطرف منطقهای دیده میشود که با وجود روابط نزدیک با آمریکا، منافع واشنگتن را نمایندگی نمیکند.
سبک میانجیگری محتاطانه عمان به تهران اجازه میدهد تا گزینهها را بیسروصدا بیازماید و در صورت شکست گفتگوها، فضای مانور خود را حفظ کند. ثبات و تداوم حضور عمان در دورههای مختلف تنش و تنشزدایی، عدم قطعیت را برای ایران کاهش میدهد. این ویژگیها با دغدغه ایران برای حفظ استقلال راهبردی همسو است. در مقابل، رویکرد محتاطانه تهران به سایر میانجیها قابلدرک است. قطر برای ترتیبات موردی و محدود مانند تبادل زندانیان مفید تلقی میشود، اما به دلیل جایگاهش در معماری امنیتی منطقهای آمریکا، برای مذاکرات جامع سیاسی یا هستهای کمتر مناسب است؛ زیرا کنترل بر دستور کار اهمیت بیشتری مییابد.
ترکیه نیز بهعنوان یک قدرت منطقهای با جاهطلبیهای خاص خود نگریسته میشود. میانجیگری آنکارا این ریسک را دارد که مذاکرات را در یک تئاتر دیپلماتیک منطقهای بزرگتر جای دهد که در آن، جایگاه سیاسی و انگیزههای خود ترکیه وارد بازی شود و کنترل تهران بر روند مذاکرات را پیچیده کند. خطر اصلی که ایران به دنبال مدیریت آن است، جلوگیری از «پیوند خوردن» مذاکرات هستهای با دستور کارهای گستردهتر مانند مسائل موشکی یا منطقهای است. مذاکرات گسترده، انتظارات حداکثری ایجاد کرده و بازیگران خارجی را برای وتوی نتایج توانمند میسازد. بنابراین، انتقال مذاکرات به مسقط تلاشی برای کاهش متغیرهایی است که ایران نمیتواند کنترل کند. انتخاب محل برگزاری صرفاً یک جزئیات فرعی نیست، بلکه یک کارکرد سیاسی اصلی برای شکل دادن به مذاکرات و مدیریت آسیبپذیری تحت فشار است./ منبع



