دوگانه توافق یا تقابل روی میز
اروپا دوباره به صحنه آزمون دیپلماسی و بازدارندگی بدل میشود.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «دوگانه توافق یا تقابل روی میز» به قلم وحیده کریمی و منتشر شده در دیپلماسی ایرانی، به بررسی دور تازه مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در اروپا میپردازد و نشان میدهد چگونه همزمانی مسیر دیپلماسی با تشدید تهدیدهای نظامی، معادلهای شکننده میان توافق، بازدارندگی و خطر تصاعد بحران ایجاد کرده است؛ معادلهای که نتیجه آن میتواند از توافقی حداقلی تا ورود به چرخه تقابل متغیر باشد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
قرار است اروپا بار دیگر به نقطه تلاقی دیپلماسی و قدرت سخت بدل شود و میزبان دور تازهای از مذاکرات غیرمستقیم تهران و واشنگتن باشد؛ گفتوگوهایی که در فضایی آمیخته با تهدیدهای نظامی، آرایش تازه نیروهای آمریکایی در منطقه و ادبیات تند کاخ سفید دنبال میشود. در چنین شرایطی، مسئله اصلی صرفاً امکان دستیابی به توافق نیست، بلکه نسبت میان دیپلماسی و بازدارندگی در محاسبات دو طرف اهمیت مییابد؛ نسبتی که تعیین خواهد کرد اروپا به سکوی مهار بحران تبدیل شود یا به مرحلهای در مسیر تشدید تنش. خبرگزاری رویترز از برگزاری دور بعدی مذاکرات در ژنو خبر داده، در حالی که راشاتودی محل مذاکرات را وین اعلام کرده است. با وجود اختلاف در گزارشها، میتوان نتیجه گرفت که این بار مذاکرات در اروپا و نه در مسقط برگزار خواهد شد، هرچند میانجیگری عمان همچنان ستون اصلی کانال ارتباطی میان دو طرف باقی مانده است.
بر اساس گزارش باراک راوید، خبرنگار آکسیوس، استیو ویتکاف در تماس با وزیر خارجه عمان پیامهایی برای انتقال به تهران ارائه کرده و بر مبنای آن، سندی تنظیم و در جریان سفر اخیر علی لاریجانی به مسقط به او تحویل داده شده است. این تحرکات نشان میدهد بهرغم ادبیات متشنج علنی، کانالهای پشتپرده فعال هستند و گفتوگوها به مرحلهای رسیده که تبادل متن و پیشنهاد مکتوب در آن معنا پیدا میکند. با این حال، محیط سیاسی پیرامون مذاکرات بیش از آنکه آرام باشد، ملتهب و متناقض است. دونالد ترامپ از یک سو بر هدف توافق هستهای و جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای تأکید میکند و از سوی دیگر، همزمان با اعزام ناوهای هواپیمابر و تقویت آرایش نظامی آمریکا در غرب آسیا، از پیامدهای سنگین شکست دیپلماسی سخن میگوید و حتی گزینه تغییر رژیم را مطرح کرده است.
در همین چارچوب، مارکو روبیو اعلام کرده تمایل ترامپ به دیدار با رهبر انقلاب از باور به امکان حل مشکلات از طریق گفتوگوی مستقیم ناشی میشود، اما طرح این موضوع در شرایطی که در تهران بررسی رسمی آن مطرح نیست، بیش از آنکه نشانه جهش دیپلماتیک باشد، کارکردی رسانهای و تاکتیکی دارد. این دوگانه تهدید و توافق در چارچوب راهبرد کلان واشنگتن معنا مییابد؛ راهبردی که همزمان از فشار نظامی و مسیر مذاکره برای دستیابی به توافقی گستردهتر از گذشته استفاده میکند. آمریکا خواهان توافقی است که علاوه بر برنامه هستهای، ابعاد موشکی و فعالیتهای منطقهای ایران را نیز شامل شود، در حالی که تهران برنامه دفاعی و موشکی خود را غیرقابل مذاکره میداند و تمرکز گفتوگوها را بر موضوع هستهای و لغو تحریمها قرار داده است.
مواضع رسمی ایران بر آمادگی مشروط برای مذاکره و توافق استوار است و بر صلحآمیز بودن برنامه هستهای و آمادگی برای اعتمادسازی تأکید دارد، در عین حال هشدار میدهد همانگونه که برای مذاکره آماده است، برای جنگ نیز آمادگی دارد. این رویکرد در قالب «دیپلماسی در سایه بازدارندگی» قابل توصیف است؛ راهبردی که همزمان مسیر گفتوگو را باز نگه میدارد و هزینههای اقدام نظامی را برجسته میکند. در مقابل، تقویت حضور نظامی آمریکا و گزارشها درباره آمادهسازی سناریوهای حمله، نشاندهنده تلاش واشنگتن برای افزایش اعتبار تهدید است. تجربه درگیریهای محدود گذشته نشان داده آستانههای تنش شکننده است و خطر گسترش بحران وجود دارد.
در این میان، تناقض در مواضع آمریکا درباره غنیسازی و تأکید همزمان بر امکان توافق، فضای مذاکرات را مبهم کرده است. نقش عمان در تسهیل کانالهای محرمانه و انتقال اسناد پیشنهادی اهمیت ویژهای دارد و نشان میدهد گفتوگوها وارد مرحله بررسی جزئیات شده است؛ مرحلهای که سازوکارهای راستیآزمایی، زمانبندی تعهدات و تضمینها تعیینکننده خواهند بود. در افق پیشرو، سه سناریو قابل تصور است: توافقی حداقلی و موقت، توافقی جامعتر با اصلاحاتی در چارچوبهای پیشین، یا شکست دیپلماسی و ورود به چرخه تقابل. نتیجه نهایی به غلبه منطق گفتوگو یا منطق تهدید در ژنو بستگی دارد./ منبع



