ایالات متحده در آستانه جنگی بزرگ که ترامپ حتی توضیحی درباره آن ارائه نکرده است
ترامپ بدون توضیح شفاف، بزرگترین حضور نظامی آمریکا در غرب آسیا را ایجاد کرده و احتمال جنگ با ایران افزایش یافته است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ایالات متحده در آستانه جنگی بزرگ که ترامپ حتی توضیحی درباره آن ارائه نکرده است»، نوشته گلن گرینوالد (Glenn Greenwald) و منتشرشده در ساباستک (Substack)، به بررسی شکلگیری سریع یک حضور نظامی عظیم آمریکا در غرب آسیا و احتمال وقوع جنگ با ایران میپردازد و تأکید میکند که هیچ توضیح روشن، مستدل یا همگانی برای ضرورت این رویارویی ارائه نشده است. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
ایالات متحده در آستانه جنگی بزرگ قرار دارد که دونالد ترامپ حتی توضیح روشنی درباره آن ارائه نکرده است. هشت ماه پس از ادعای ترامپ مبنی بر اینکه عملیات «چکش نیمهشب» برنامه هستهای ایران را کاملاً نابود کرده است، او بزرگترین حضور نظامی ایالات متحده در غرب آسیا از زمان جنگ عراق را مستقر کرده است. ترامپ در دو ماه گذشته دستور داده که نیروهای عظیمی در نزدیکی ایران، بهویژه در خلیج فارس و پایگاههای دائمی ایالات متحده مستقر شوند. این استقرار شامل ناوهای هواپیمابر و دیگر تجهیزات است که امکان یک کارزار هوایی بسیار مخرب علیه کل کشور را فراهم میکند.
در حالی که سیاست ایالات متحده طی دو دهه گذشته بر خروج از درگیریهای سنگین در غرب آسیا و تمرکز بر آسیا و چین در حال رشد تأکید داشته است، ترامپ بزرگترین حضور نظامی در منطقه را پس از سال ۲۰۰۳ ایجاد کرده است. نکته نگرانکننده این است که او به جز چند اظهار نظر کوتاه، تقریباً هیچ توضیحی به مردم آمریکا درباره ضرورت چنین جنگی ارائه نکرده است. این حرکت یکجانبه به سوی جنگ یادآور اقدامات پیش از حمله به ونزوئلا و دستگیری نیکلاس مادورو است، زمانی که بهانههای متعددی برای توجیه عملیات ارائه شد اما پس از موفقیت، این ادعاها ناپدید شد و تنها نتیجه واقعی کنترل بیشتر آمریکا بر منابع نفتی ونزوئلا و صادرات آن به اسرائیل بود.
این تجمع عظیم نیروها نزد ایران همچنین نشاندهنده ناتوانی یا عدم تمایل ایالات متحده به کاهش تعهدات نظامی در غرب آسیا است. در سال اول دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ، بمباران یمن، اعزام گسترده نیرو برای حمایت از حملات اسرائیل به غزه، کرانه باختری، لبنان، سوریه، عراق و یمن و عملیات چکش نیمهشب انجام شده است که در ابتدا بهعنوان یک حمله کوتاهمدت معرفی شد اما اکنون احتمال طولانی شدن آن وجود دارد. اگرچه چین سریعاً در حال رشد است، آمریکا قادر یا مایل به کاهش تعهد نظامی عظیم خود در منطقه نیست، و دلایل واقعی ادامه این تمرکز نظامی نیازمند بررسی جدی است.
حرکت سریع ترامپ به سوی جنگ با ایران همزمان با دیدارهای مکرر بنیامین نتانیاهو از کاخ سفید است. هدف دههها رویای نتانیاهو، وارد کردن آمریکا به جنگ تغییر حکومت در ایران برای حذف قویترین دشمن اسرائیل بوده است. ترامپ با تهدیدهای نظامی گسترده تلاش میکند ایران را به پذیرش شروط خود وادار کند، اما تاکتیک او اعتبار خود را از دست داده است؛ همانطور که پیش از حمله اسرائیل به ایران در ژوئن، او مذاکرات با تهران را موفقیتآمیز نشان میداد، اما ناگهان آمریکا و اسرائیل عملیات نظامی مشترک انجام دادند و ترامپ خود را مسئول آن اعلام کرد.
هیچ توضیح روشن و قابل قبولی برای جنگ فعلی ارائه نشده است. بهانههای پیشین مانند برنامه هستهای ایران یا نقض حقوق بشر، دیگر معتبر نیستند، زیرا ترامپ ادعا کرده که تمام توان هستهای ایران نابود شده است و سیاست ایالات متحده هماکنون بر پذیرش حکومتها همانگونه که هستند تأکید دارد. تنها بهانه قابل مشاهده، مخالفت ایران با محدود کردن موشکهای بالستیک خود است که فقط میتوانند تهدیدی برای اسرائیل و نیروهای مستقر آمریکا باشند، نه خاک ایالات متحده. این نشان میدهد که جنگ احتمالی آمریکا با ایران عمدتاً به نفع اسرائیل و برای تأمین منافع آن صورت میگیرد، نه به خاطر امنیت ملی آمریکا. حضور مکرر نتانیاهو در کاخ سفید و ارتباط نزدیک ترامپ با لابیهای اسرائیلی، نقش اصلی در قرار گرفتن ایالات متحده در آستانه این جنگ جدید دارد./ منبع



