حداقل امتیازاتی که ایران باید در مذاکرات هستهای دنبال کند!
ایران در جستوجوی توافقی پایدار، میان بازدارندگی و امتیازدهی هستهای موازنه میکند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «حداقل امتیازاتی که ایران باید در مذاکرات هستهای دنبال کند» در اندیشکده تهران منتشر شده است که با نگاهی تحلیلی و سیاستمحور، استدلال میکند ایران برای دستیابی به توافقی پایدار با آمریکا باید همزمان بر منافع اقتصادی ملموس، حفظ بازگشتپذیری برنامه هستهای، اجرای گامبهگام تعهدات و اعطای امتیازات نظارتی فرابرجامی پافشاری کند تا ضمن جلوگیری از تشدید تنش، امکان فروش سیاسی توافق در داخل آمریکا نیز فراهم شود. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
مذاکرات بهدلیل تضاد عمیق خطوط قرمز دو طرف، بهویژه در موضوع غنیسازی، شانس محدودی برای موفقیت دارند. با این حال، گزارشها از طرح ابتکارهایی مانند غنیسازی نمادین یا تعلیق چندساله غنیسازی حکایت دارد که نشاندهنده نزدیکترشدن نسبی مواضع دو طرف است، هرچند این ابتکارها نیز لزوماً قادر به جلب نظر جمهوریخواهان و لابی اسرائیل نیستند. در چنین شرایطی، دستیابی به توافقی که از تشدید دوباره تنش جلوگیری کند، مستلزم توجه به چند اصل کلیدی است.
نخستین اصل، انتفاع اقتصادی ایران از هرگونه توافق هستهای است. آمریکا مذاکرات را با رویکرد «امتیاز هستهای در برابر عدم حمله نظامی» دنبال کرده، در حالی که تأکید ایران باید بر دریافت امتیازات اقتصادی ملموس در برابر امتیازات هستهای باشد. رضایت به توافقی که صرفاً خطر حمله نظامی را کاهش دهد، این برداشت را ایجاد میکند که ایران بهدلیل هراس از درگیری، آماده اعطای امتیازات گسترده است و این امر میتواند زمینه طرح مطالبات بعدی در حوزههای موشکی و منطقهای را فراهم کند. از اینرو، توافق باید شامل اقداماتی مانند آزادسازی داراییهای بلوکهشده یا کاهش تحریمهای مالی مرتبط با پرونده هستهای باشد.
دومین اصل، حفظ بازگشتپذیری برنامه هستهای است. غنیسازی صفر با برچیدن کامل زیرساختهای هستهای تفاوت دارد و مقاومت در برابر برچیدن برای حفظ امکان آغاز مجدد برنامه هستهای در صورت نقض تعهدات طرف مقابل ضروری تلقی میشود. ابتکارهایی نظیر تعلیق موقت غنیسازی، غنیسازی نمادین یا محدودسازی آن به سطوح خاص میتواند قابل بررسی باشد، مشروط بر آنکه به نابودی تأسیسات زیرزمینی، تجهیزات کلیدی و توقف تحقیق و توسعه منجر نشود. حفظ این ظرفیت بهمعنای باقیماندن گزینههای راهبردی در بلندمدت است.
سومین اصل، اجرای توافق بهصورت گامبهگام است. هر توافقی، فارغ از میزان امتیازات، باید به شکلی طراحی شود که ایران از دریافت واقعی منافع اقتصادی اطمینان حاصل کند. در این چارچوب، اقداماتی مانند رقیقسازی یا خروج ذخایر اورانیوم با خلوص بالا باید تدریجی انجام شود و بازرسیها نیز بهصورت مرحلهای و از مکانهای غیرکلیدی آغاز گردد. بازگشت به سازوکارهای نظارتی ذیل پادمان و پروتکل الحاقی نیز در مراحل بعدی قرار میگیرد.
چهارمین اصل، اعطای امتیازات هستهای فراتر از برجام برای تسهیل دستاوردسازی سیاسی در آمریکا است. توافق جدید باید بهگونهای باشد که دولت آمریکا، بهویژه در فضای سیاسی متأثر از جمهوریخواهان، بتواند آن را بهعنوان توافقی متفاوت عرضه کند. این امتیازات میتواند در حوزههای فنی راستیآزمایی، نظارتهای آژانس، تعداد سانتریفیوژها، درصد غنیسازی و میزان ذخایر اورانیوم تعریف شود. با وجود تردید نسبت به تأثیر این امتیازات بر مواضع مخالفان سرسخت، ترکیب این چهار اصل بهعنوان چارچوبی برای دستیابی به توافقی پایدار مطرح میشود که هم منافع اقتصادی ایران را تأمین کند و هم از بازتولید چرخه تنش جلوگیری نماید./ منبع



