آیا ناتو میتواند عملیات اقیانوس شیلد را تکرار کند؟
ناتو، حریف ایران نخواهد بود
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آیا ناتو میتواند عملیات اقیانوس شیلد را تکرار کند؟» نوشته لئوناردو جاکوپو ماریا ماتزوکو (Leonardo Jacopo Maria Mazzucco) در مؤسسه کشورهای عربی خلیج فارس (Arab Gulf States Institute) منتشر شده است. امکان تکرار یکی از موفقترین مأموریتهای دریایی ناتو در تنگه هرمز در پرتو بحران ۲۰۲۶ بررسی شده و نشان میدهد تفاوتهای سیاسی، حقوقی و عملیاتی، اجرای مأموریتی مشابه را بسیار بعید کرده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
عملیات «اوشن شیلد» به یکی از موفقترین مأموریتهای امنیت دریایی ناتو تبدیل شد، زیرا در شرایطی انجام گرفت که احتمال تکرار آنها در بحران کنونی پیرامون تنگه هرمز بسیار اندک است. در حالی که سیاستگذاران در آمریکا و اروپا بررسی کردهاند که آیا پس از بستهشدن عملی تنگه از سوی ایران در فوریه ۲۰۲۶، ناتو میتواند مأموریتی مشابه راهاندازی کند یا نه، محیط سیاسی، چارچوب حقوقی و واقعیتهای راهبردی کنونی بسیار دشوارتر از شرایطی است که این ائتلاف در کارزار مقابله با دزدی دریایی در نزدیکی سومالی با آن روبهرو بود.
مأموریت اصلی اوشن شیلد از یک چالش امنیتی مشخص پدید آمد. در اواخر دهه ۲۰۰۰، فروپاشی اقتدار دولتی در سومالی موجب گسترش دزدی دریایی در مسیرهای عمده کشتیرانی در خلیج عدن و اقیانوس هند شد. کشتیهای تجاری و محمولههای بشردوستانه بارها هدف ربایش قرار گرفتند و یکی از مهمترین گذرگاههای تجارت دریایی جهان با تهدید مواجه شد. نگرانی بینالمللی بهسرعت افزایش یافت، زیرا این حملات هم کشتیرانی جهانی را مختل میکرد و هم تحویل کمکهای بشردوستانه به سومالی را به خطر میانداخت.
ناتو ابتدا با عملیاتهای موقتی برای اسکورت کشتیهای بشردوستانه و بازدارندگی در برابر حملات دزدان دریایی واکنش نشان داد. این اعزامهای اولیه بهتدریج به راهبردی بلندمدت تبدیل شد، زیرا اعضای ائتلاف دریافتند که چرخشهای کوتاهمدت و مأموریتهای محدود قادر به مهار تهدید رو به رشد نیست. در سال ۲۰۰۹، ناتو بهطور رسمی عملیات اوشن شیلد را آغاز کرد و پاسخ خود را به یک کارزار پایدار امنیت دریایی تبدیل ساخت.
این عملیات چند مؤلفه را دربر میگرفت. ناوهای جنگی ناتو گشتزنی دریایی انجام میدادند، کشتیهای آسیبپذیر را همراهی میکردند، فعالیت دزدان دریایی را مختل میساختند و با دولتهای منطقه برای تقویت ظرفیت امنیت دریایی محلی همکاری میکردند. ائتلاف با اعزامهای چرخشی ناوهای جنگی و هواپیماهای گشت دریایی، حضوری نسبتاً باثبات در دریا حفظ کرد. همچنین، حمایت کشورهای غیرعضو ناتو مانند استرالیا، نیوزیلند و اوکراین، پشتوانه گسترده بینالمللی این مأموریت را نشان میداد.
چند عامل، اوشن شیلد را مؤثر کرد: وحدت سیاسی بالای اعضا، مشروعیت حقوقی روشن از رهگذر قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل، و محیط عملیاتی نسبتاً مساعد. دزدان دریایی سومالی توانمندی نظامی پیشرفته نداشتند و هیچ دولت قدرتمندی نیز با حضور ناتو مخالفت نمیکرد. به همین دلیل، ائتلاف توانست بدون مواجهه با خطرهای جدی تشدید تنش، استقرارهای بلندمدت خود را ادامه دهد. تا سال ۲۰۱۵ شمار حملات دزدی دریایی بهشدت کاهش یافت و ناتو توانست پیش از پایان کامل مأموریت در سال ۲۰۱۶، آهنگ عملیاتی خود را کاهش دهد.
اما وضعیت راهبردی در تنگه هرمز ماهیتی کاملاً متفاوت دارد. ناتو اینبار نه با دزدان دریایی سبکاسلحه، بلکه با ایران، یک قدرت منطقهای دارای سامانههای موشکی پیشرفته، توان دریایی، پهپادها و ظرفیت تهدید کشتیهای تجاری و نظامی در سراسر خلیج فارس، روبهرو خواهد بود. بنابراین محیط عملیاتی بهشدت مناقشهآمیز است و خطر بسیار بیشتری برای گسترش تنش به یک درگیری وسیع منطقهای دارد.
شرایط سیاسی درون ناتو نیز بهمراتب نامساعدتر از دوران اوشن شیلد است. افزایش تنش میان آمریکا و متحدان اروپایی در جریان تقابل آمریکا و اسرائیل با ایران واضح است. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، ظاهراً دولتهای اروپایی را برای حمایت نظامی بیشتر تحت فشار قرار داده و همزمان آنها را به مشارکت ناکافی در تقسیم بار متهم کرده است؛ رویکردی که بهجای ایجاد وحدت، اصطکاک درون ائتلاف بهوجود آورده است.
بر پایه این تحلیل، دولتهای اروپایی نیز بهصورت ناهمگون پاسخ دادهاند. برخی کشورها کمک لجستیکی، دسترسی به پایگاهها، سوختگیری یا مجوز عبور هوایی فراهم کردهاند، اما برخی دیگر محدودیت اعمال کرده یا بعضی درخواستها را رد کردهاند. اسپانیا استفاده از حریم هوایی خود را نپذیرفت، لهستان از استقرار دوباره سامانههای پاتریوت در غربآسیا خودداری کرد، ایتالیا دسترسی برخی هواپیماهای آمریکایی به پایگاه سیگونلا را محدود ساخت و فرانسه همزمان با اجازه همکاریهای محدود، موضع دفاعی منطقهای خود را تقویت کرد. رومانی و آلمان مواضع حمایتیتری داشتند، اما این واکنشها بیشتر بازتاب محاسبات ملی پراکنده بود تا راهبردی یکپارچه. در چنین شرایطی، ساختار اجماعی ناتو، نبود چارچوب حقوقی مورد قبول همگان، فشار بر توان دریایی اروپا و خطر رویارویی با یک دولت قدرتمند منطقهای، مأموریتی مشابه اوشن شیلد در تنگه هرمز را بسیار بعید میسازد، هرچند برخی متحدان اروپایی ممکن است در مرحله پس از درگیری یا در ابتکارهای چندملیتی حفاظت از کشتیرانی تجاری مشارکت محدودی داشته باشند./منبع



