آمریکافناوری و فضای مجازی

چگونه در ۱۰ روز جنگ اطلاعاتی را ببازیم؟

ایران برنده جنگ رسانه‌ای شده است

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با ‌عنوان «چگونه در ۱۰ روز جنگ اطلاعاتی را ببازیم؟» نوشته بنجامین جنسن، نیکو واکا و خوزه ام. ماسیاز سوم (Benjamin Jensen, Nico Vacca, and Jose M. Macias III)، در مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی(Center for Strategic and International Studies) منتشر شده است. استفاده ایران از جنگ روانی دیجیتال در برابر شکست‌های نظامی در درگیری اخیر با آمریکا و اسرائیل بر ضرورت نوسازی سیستم‌های ارتباطی دموکراسی‌ها تأکید می‌کند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

جنگ مدرن دیگر تنها با قدرت نظامی یا کسب قلمرو تعیین نمی‌شود. درگیری اخیر ایران، آمریکا و اسرائیل نشان داد که چگونه اطلاعات می‌تواند حتی زمانی که نتایج میدان نبرد مشخص به نظر می‌رسد، ادراک عمومی را دگرگون کند. ایران به‌رغم شکست‌های نظامی سنگین، با ایجاد عدم قطعیت و تفرقه از طریق کمپین‌های دیجیتال هماهنگ، روایت جنگ را به چالش کشید. این درگیری آشکار ساخت که در عصر هوش مصنوعی، رسانه‌های اجتماعی و الگوریتم‌های جلب توجه، کنترل ادراک تقریباً به اندازه کنترل قلمرو اهمیت دارد. آمریکا و اسرائیل پیروزی‌های تاکتیکی بزرگی کسب کردند؛ توان دریایی ایران به شدت آسیب دید و برنامه‌های موشکی بالستیک و هسته‌ای آن با تأخیری چندساله مواجه شد. بر اساس فرضیات سنتی، این دستاوردها باید برتری سیاسی و روانی محکمی ایجاد می‌کرد. با این حال، ایران به سرعت نبرد را به فضای دیجیتال کشاند، جایی که حقایق نظامی در برابر تأثیر احساسی و دستکاری روایت‌ها اهمیت کمتری داشتند.

شبکه‌های مرتبط با ایران پلتفرم‌های اجتماعی را با داستان‌های ساختگی، ویدیوهای تولید شده با هوش مصنوعی، تصاویر دستکاری‌شده و ادعاهای گمراه‌کننده پر کردند. دیپ‌فیک‌ها نشان می‌دادند که موشک‌های ایرانی پایگاه‌ها، ناوهواپیمابر و سفارتخانه‌های آمریکایی و اسرائیلی را نابود کرده‌اند. روایت‌های دیگر به‌طور کاذب ادعا می‌کردند که هواپیماهای آمریکایی سرنگون شده، تعداد زیادی سرباز آمریکایی کشته شده و رهبران ارشد اسرائیل جان باخته‌اند. این داستان‌ها نیازی به باورپذیری کامل نداشتند؛ هدف آن‌ها ایجاد سردرگمی، تشویق به بدبینی و محو کردن مرز بین حقیقت و دروغ بود. این راهبرد نشان‌دهنده تحولات گسترده‌تر در نبرد مدرن است. جنگ دیگر محدود به تخریب فیزیکی یا فریب میدان نبرد نیست. پلتفرم‌های دیجیتال به دولت‌ها اجازه می‌دهند کمپین‌های روانی را در مقیاس و سرعت عظیم راهبری کنند. شایعات، تبلیغات و رسانه‌های دستکاری‌شده می‌توانند در عرض چند دقیقه در سراسر جهان سفر کنند و توسط الگوریتم‌هایی تقویت شوند که واکنش‌های احساسی را به دقت ترجیح می‌دهند. نتیجه، محیطی است که باور عمومی از واقعیت عینی جدا می‌شود.

یکی از دلایل اصلی موفقیت کمپین، سازماندهی و زیرساخت آن بود. شبکه‌های هماهنگ در چندین پلتفرم، به ویژه ایکس و بلواسکای، عمل می‌کردند. بسیاری از حساب‌ها برای افزایش دیده‌شدگی و اعتبار، ویژگی‌های تأییدیه پولی خریداری کردند. این حساب‌ها با حجم بالا محتوا منتشر می‌کردند و همزمان یکدیگر را در جوامع آنلاین کاملاً به‌هم‌پیوسته تقویت می‌کردند. برخی روایت‌ها بعداً توسط حساب‌های دیپلماتیک رسمی ایران و روسیه به اشتراک گذاشته شدند. طبق پژوهش، برخی شبکه‌ها در ماه اول درگیری بیش از یک میلیارد بازدید ایجاد کردند. روسیه و چین نیز با تقویت روایت‌هایی که آمریکا را ضعیف، فاسد و تقسیم‌شده نشان می‌دهند، مشارکت کردند. این همکاری نشان می‌دهد جنگ اطلاعاتی مدرن اغلب شامل منافع همپوشان میان دولت‌های استبدادی است که بدون درگیری نظامی مستقیم به تضعیف جوامع دموکراتیک می‌پردازند.

کشورهای دموکراتیک نمی‌توانند با کپی‌برداری از روش‌های استبدادی سانسور و کنترل متمرکز اطلاعات پاسخ دهند. جوامع آزاد باید بر نقاط قوت خود، به ویژه شفافیت، اعتبار، سرعت و هماهنگی تکیه کنند. به جای تلاش برای سرکوب هر دروغ پس از پراکنده شدن، دولت‌ها باید روایت‌های قابل اعتماد را از قبل ایجاد کنند. آمریکا باید نهادهای قادر به ارتباط سریع و معتبر را بازسازی کند. دیپلماسی عمومی، پخش بین‌المللی و تیم‌های دیجیتال سفارتخانه‌ها برای عصر رسانه‌های اجتماعی نیاز به نوسازی دارند. پلتفرم‌هایی مانند صدای آمریکا باید تکامل یابند تا در محیط‌های غلبه‌شده توسط ویدیوهای کوتاه و میم‌ها رقابت کنند. هدف، آماده‌سازی سیستم‌های ارتباطی قبل از بحران‌هاست./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا