امنیت و دفاعخاورمیانه

آیا ترامپ می‌تواند به توافق هسته‌ای جدیدی با ایران دست یابد؟

آمریکا باید از عدم هسته‌ای شدن ایران مطمئن شود

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با ‌عنوان «آیا ترامپ می‌تواند به توافق هسته‌ای جدیدی با ایران دست یابد؟» نوشته متیو شارپ (Matthew Sharp) و نیت سوانسون (Nate Swanson) در فارن افرز (Foreign Affairs)، با این ایده که تحول چشمگیر در ظرفیت‌های هسته‌ای ایران و تضعیف سازوکارهای نظارتی بین‌المللی، امکان دستیابی به توافقی مؤثر مشابه برجام ۲۰۱۵ را دشوار کرده و نیازمند چارچوبی گسترده‌تر از صرف محدودسازی غنی‌سازی است، منتشر شده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

بررسی امکان دستیابی دولت دونالد ترامپ به توافق هسته‌ای جدید با ایران تأکید می‌کند که شرایط نسبت به توافق برجام در سال ۲۰۱۵ به‌طور اساسی تغییر کرده است. پس از ورود آمریکا به درگیری با ایران و تغییر مداوم اهداف راهبردی از تغییر حکومت تا محدودسازی توان نظامی و بازگشایی مسیرهای کشتیرانی در تنگه هرمز، موضوع برنامه هسته‌ای ایران همچنان محور اصلی نگرانی واشنگتن باقی مانده است. مذاکرات کنونی عمدتاً بر محدودسازی غنی‌سازی اورانیوم و تعیین سرنوشت ذخایر اورانیوم غنی‌شده متمرکز است، اما این دو محور دیگر برای مهار کامل برنامه هسته‌ای کافی تلقی نمی‌شوند. ایران از زمان خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸ توان فنی خود در غنی‌سازی را به‌طور چشمگیری افزایش داده و سانتریفیوژهای پیشرفته‌تری توسعه داده است که سرعت تولید مواد شکافت‌پذیر را به‌طور قابل توجهی بالا برده‌اند.

حملات نظامی آمریکا و اسرائیل نیز نتوانسته دانش فنی ایران را نابود کند و این کشور توان بازسازی سریع زیرساخت‌های هسته‌ای را حفظ کرده است. در نتیجه، زمان گریز هسته‌ای ایران نسبت به دوران برجام به‌شدت کاهش یافته و از حدود یک سال به چند ماه رسیده است. همزمان نگرانی‌ها درباره تأسیسات مخفی مانند نطنز، فردو و سایت‌های احتمالی جدید افزایش یافته و کاهش همکاری ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از سال ۲۰۲۱ نظارت بین‌المللی را تضعیف کرده است. ایران همچنین هزاران سانتریفیوژ بدون نظارت کافی تولید کرده که امکان استفاده در سایت‌های پنهان را افزایش می‌دهد. علاوه بر غنی‌سازی، موضوع تسلیحاتی‌سازی نیز اهمیت یافته و شامل طراحی کلاهک و آزمایش‌های انفجاری می‌شود که نظارت بر آن دشوارتر است. برآوردهای اطلاعاتی آمریکا نیز تغییر کرده و دیگر فرض عدم پیگیری فعال تسلیحاتی را به‌صورت عمومی تکرار نمی‌کنند. هر توافق آینده نیازمند بازگشت سازوکارهای نظارتی گسترده‌تر از جمله پروتکل الحاقی و دسترسی بازرسان به سایت‌های نظامی خواهد بود. با این حال، نبود جزئیات روشن درباره راهبرد نظارتی دولت ترامپ نگرانی‌هایی ایجاد کرده است. در کنار موضوع هسته‌ای، توان ایران در تهدید کشتیرانی، حمایت از نیروهای نیابتی و توسعه موشکی نیز همچنان چالش‌های مهمی محسوب می‌شوند و در نهایت هر توافقی باید این واقعیت‌ها را در نظر بگیرد.

در نتیجه هر توافق پایدار نیازمند چارچوب نظارتی بسیار سخت‌گیرانه‌تر خواهد بود که بتواند علاوه بر غنی‌سازی، فعالیت‌های تسلیحاتی را نیز پوشش دهد و امکان نظارت گسترده بر سایت‌های نظامی را فراهم کند همچنین بازگشت به پروتکل الحاقی و ثبت کامل سانتریفیوژها ضروری تلقی می‌شود زیرا بدون این سازوکارها امکان پنهان‌سازی ظرفیت‌های هسته‌ای همچنان بالا باقی می‌ماند علاوه بر این بی‌اعتمادی میان ایران و نهادهای بین‌المللی روند مذاکرات را دشوارتر کرده است.

در همین حال ایران برنامه‌های موشکی و فعالیت‌های منطقه‌ای خود را به عنوان اهرم فشار حفظ کرده است و این موضوع پیچیدگی مذاکرات را افزایش می‌دهد. آمریکا برای موفقیت در هر توافق باید میان اهداف سیاسی کوتاه‌مدت و نیازهای نظارتی بلندمدت توازن برقرار کند در غیر این صورت احتمال بازگشت مخفیانه برنامه هسته‌ای ایران افزایش خواهد یافت و ریسک بی‌ثباتی منطقه‌ای تشدید می‌شود موضوع تهدید خطوط کشتیرانی در تنگه هرمز همچنان به عنوان یک عامل راهبردی مهم در محاسبات امنیتی باقی می‌ماند./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا