آسیاآمریکاانتخاب سردبیر

چرا چین اکنون رقیب هم‌تراز آمریکا در فضای سایبری است؟

چین سایبری، برای آمریکا خطرناک است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چرا چین اکنون رقیب هم‌تراز آمریکا در فضای سایبری است؟» نوشته نیکیتا شاه (Nikita Shah) در مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی (Center for Strategic and International Studies)، به بررسی تحول جایگاه چین در حوزه سایبری و رسیدن آن به سطح رقابت هم‌تراز با آمریکا می‌پردازد. چین با اتکا به یک راهبرد یکپارچه ملی، در چهار بعد کلیدی «پیشرفت فنی، مقیاس، پنهان‌کاری و راهبرد» به قدرتی سایبری در سطح هم‌تراز تبدیل شده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

آمریکا دیگر در محیط سایبری با برتری بلامنازع عمل نمی‌کند، زیرا چین طی دست‌کم ۱۵ سال گذشته توانمندی‌هایی ایجاد کرده که اکنون در بسیاری حوزه‌ها هم‌سطح یا حتی در برخی موارد فراتر از آمریکا ارزیابی می‌شود. این توانمندی‌ها صرفاً حاصل پیشرفت‌های پراکنده نیست، بلکه نتیجه یک رویکرد «کل‌جامعه‌ای» است که نهادهای اطلاعاتی، ارتش، دانشگاه‌ها، صنعت خصوصی و سیاست‌گذاری دولتی را در یک ساختار هماهنگ ادغام می‌کند. نتیجه این روند، ایجاد اکوسیستمی سایبری است که برای عملیات پایدار، گسترده و راهبردی در شرایط صلح و جنگ طراحی شده است.

جایگاه چین در فضای سایبری را می‌توان در چهار بُعد اصلی توضیح داد. نخست «پیشرفت فنی» است که در توانایی نفوذ و ماندگاری در سامانه‌های بسیار حساس آشکار می‌شود. عملیات سایبری چین به زیرساخت‌های حیاتی آمریکا مانند انرژی، حمل‌ونقل، آب‌رسانی و شبکه‌های شهری نفوذ کرده و حتی برخی نهادهای فدرال، از جمله بخش‌های مالی و دفاعی، هدف قرار گرفته‌اند. نمونه‌هایی از این عملیات نشان‌دهنده دسترسی بلندمدت و پنهان به شبکه‌های مخابراتی آمریکا و همچنین نفوذ در زیرساخت‌های نظامی خارجی است که امکان جمع‌آوری اطلاعات راهبردی و حتی خرابکاری در شرایط بحران را فراهم می‌کند. همچنین استفاده چین از تحلیل داده‌های گسترده و هوش مصنوعی، توانایی آن را در شناسایی اهداف و آسیب‌پذیری‌ها افزایش داده و به سمت خودکارسازی عملیات سایبری سوق داده است.

بُعد دوم «مقیاس» است. چین یک زنجیره گسترده آموزش و پرورش نیروی انسانی در حوزه سایبری ایجاد کرده که شامل دانشگاه‌ها، رقابت‌های فنی و برنامه‌های آموزشی مرتبط با ارتش است. این ساختار نیروی انسانی عظیمی را برای عملیات تهاجمی و تدافعی فراهم می‌کند. علاوه بر آن، بخش خصوصی نیز نقش مهمی در کشف آسیب‌پذیری‌ها و تولید اکسپلویت‌های «روز صفر» دارد که به‌طور مستقیم به توان سایبری دولت پیوند می‌خورد. قوانین و سیاست‌های چین نیز شرکت‌ها را به گزارش آسیب‌پذیری‌ها به نهادهای دولتی تشویق یا ملزم می‌کند و در نتیجه یک سیستم توزیع‌شده اما هماهنگ شکل گرفته است.

بُعد سوم «پنهان‌کاری» است. چین از روش‌های پیشرفته‌ای برای کاهش شناسایی و دشوار کردن انتساب حملات استفاده می‌کند، از جمله بهره‌گیری از دستگاه‌های لبه‌ای مانند روترها، ابزارهای قانونی سیستم‌ها، زیرساخت‌های ابری و شبکه‌های مخفی برای پنهان‌سازی ترافیک. این روش‌ها باعث می‌شوند تشخیص نفوذها دشوارتر شده و سطح عدم قطعیت در سامانه‌های دفاعی افزایش یابد.

بُعد چهارم «راهبرد» است که مهم‌ترین عنصر در قدرت سایبری چین محسوب می‌شود. سیاست‌های سایبری این کشور به‌طور مستقیم با اهداف توسعه ملی و رقابت ژئوپلیتیکی هماهنگ است. برنامه‌های بلندمدت صنعتی و فناورانه، دستیابی به برتری در بخش‌های کلیدی مانند مخابرات و تولید پیشرفته را هدف قرار داده‌اند و توان سایبری بخشی از این راهبرد کلان است. چین به‌طور رسمی هدف تبدیل شدن به یک ابرقدرت سایبری را دنبال می‌کند و بر خودکفایی فناورانه و هماهنگی نهادی تأکید دارد.

با وجود این پیشرفت‌ها، چین همچنان با محدودیت‌های اقتصادی و ساختاری روبه‌روست، اما این ضعف‌ها مانع از شکل‌گیری جایگاه آن به‌عنوان رقیب هم‌تراز سایبری آمریکا نشده است. در نتیجه، آمریکا نیازمند بازنگری در راهبرد سایبری خود است؛ از جمله تقویت زیرساخت‌های دفاعی، بهبود هماهنگی نهادی، گسترش همکاری‌های بین‌المللی و رفع آسیب‌پذیری‌های زنجیره تأمین.

ظهور چین به‌عنوان یک قدرت هم‌تراز سایبری حاصل برنامه‌ریزی بلندمدت، سرمایه‌گذاری گسترده و ادغام ساختاری میان بخش‌های مختلف دولت و اقتصاد است؛ تحولی که پیامدهای مهمی برای امنیت جهانی، ثبات اقتصادی و رقابت فناورانه دارد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا