تنگه هرمز و غروب عصر نفت
تنگه هرمز یقه جهان را گرفته است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «تنگه هرمز و غروب عصر نفت» نوشته خوان کول (Juan Cole) در فارن پالیسی این فوکس (Foreign Policy In Focus)، به بررسی بحران تنگه هرمز بهعنوان نقطه عطفی در تاریخ انرژی جهان میپردازد که در پی تشدید مناقشه مرتبط با ایران و اختلال در یکی از مهمترین مسیرهای انتقال نفت شکل گرفته و وابستگی ساختاری اقتصاد جهانی به سوختهای فسیلی را آشکار ساخته است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
بحران تنگه هرمز بهعنوان نقطه عطفی در تاریخ انرژی جهان توصیف میشود که در پی گسترش تنشهای مرتبط با ایران و انسداد یا محدودیت شدید این گذرگاه حیاتی شکل گرفته است. حذف بخش قابلتوجهی از عرضه جهانی نفت از بازار، شوکی پایدار به نظام انرژی وارد کرده که اقتصادهای آسیا، اروپا و سایر مناطق را تحت تأثیر قرار داده است. از آنجا که سهم بزرگی از نفت و گاز طبیعی مایع جهان از این آبراه باریک عبور میکند، حتی اختلال جزئی موجب افزایش فوری و شدید قیمت سوخت، حملونقل و تولید صنعتی میشود.
این بحران صرفاً یک شوک موقت عرضه تلقی نمیشود، بلکه گسستی ساختاری در نظام انرژی جهانی بهشمار میرود که میزان وابستگی اقتصادهای مدرن به سوختهای فسیلی و ضروری بودن آنها در برابر تنشهای ژئوپلیتیکی خلیج فارس را آشکار کرده است. کشورهایی که به واردات انرژی وابستگی بالایی دارند، بهویژه در آسیا، با پیامدهای شدیدتری مواجهاند. کمبود، سهمیهبندی و افزایش چشمگیر قیمتها شبکههای حملونقل، تولید برق و فعالیتهای پایه اقتصادی را مختل میکند. حتی اقتصادهای پیشرفته نیز مصون نیستند، زیرا سازوکارهای قیمتگذاری جهانی شوک را بهطور فراگیر منتقل میکند.
در مقایسه تاریخی، بحرانهای انرژی پیشتر نیز رخ دادهاند، بهویژه در دهه ۱۹۷۰ پس از تحریم نفتی عربی و تنشهای ژئوپلیتیکی بعدی. با این حال، وضعیت کنونی شدیدتر توصیف میشود، زیرا اختلال عرضه با بیثباتی نظامی مداوم و آسیب به زیرساختها همزمان شده است. برخلاف بحرانهای پیشین که امکان تعدیل یا تغییر سریع مسیر تولید وجود داشت، در شرایط فعلی کنترل دریایی مورد مناقشه است و مسیرهای کشتیرانی از نظر فیزیکی آسیبپذیرند، امری که روند بازیابی را کندتر و غیرقابلپیشبینیتر میسازد.
بُعد ژئوپلیتیکی بحران جایگاه مرکزی دارد. اهرم ایران بر تنگه هرمز بهعنوان ابزاری راهبردی برای تأثیرگذاری بر مذاکرات و اعمال فشار بر رقبا معرفی میشود. همزمان، آمریکا و متحدانش در پی تأمین امنیت تجارت دریایی از طریق تلاشهای دیپلماتیک، قطعنامههای بینالمللی و ابتکارات چندملیتی دریایی هستند که شامل مأموریتهای اسکورت، عملیات پاکسازی مین و حفاظت هماهنگ از مسیرهای تجاری است، هرچند اجرای آنها پیچیده و ناقص باقی مانده است. آمریکا همچنین راهبردی را دنبال میکند که از جنگ زمینی گسترده پرهیز دارد و بر ائتلافهای دریایی، عملیات اطلاعاتی، توانمندیهای سایبری و اقدامات نظامی هدفمند تکیه میکند، در حالی که ایران با تاکتیکهای نامتقارن مانند اخلال در کشتیرانی و ایجاد عدمقطعیت عمل میکند و محیطی از درگیری کمشدت اما پایدار شکل میگیرد.
از مهمترین پیامدهای بلندمدت بحران، تأثیر آن بر روند گذار انرژی جهانی است. اختلال در عرضه و نوسان قیمت، توجه به خودروهای برقی و انرژیهای تجدیدپذیر را افزایش میدهد. خودروهای برقی بهعنوان راهی برای کاهش آسیبپذیری در برابر شوکهای قیمت سوخت فسیلی مطرح میشوند و کاهش هزینه باتری، پیشرفت فناوری و گسترش ظرفیت تولید، بهویژه در کشورهای بزرگ تولیدکننده، جذابیت اقتصادی آنها را تقویت میکند. چین بهدلیل تولید گسترده خودرو و باتری، رشد صادرات و توسعه فناوری، نقش محوری در این تحول دارد و با افزایش ناامنی انرژی، تقاضای جهانی برای خودروهای برقی بالا میرود. دولتها نیز سرمایهگذاری در باد، خورشید و زیرساختهای حملونقل برقی را افزایش میدهند. با وجود این تحولات، در کوتاهمدت بازار همچنان با نوسان، کمبود و اختلال اقتصادی روبهرو است، زیرا تقاضای نفت انعطافپذیری کمی دارد و وابستگی حملونقل و صنعت به سوختهای مایع مانع جایگزینی فوری میشود. در مجموع، بحران هرمز هم اختلالی شدید و هم محرکی برای دگرگونی ساختاری نظام انرژی جهانی توصیف میشود./ منبع



