مسیر واگرای امارات در مناقشه با ایران
امارات در حال پیشرفت در زیرساختهای خودش در جنگ است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «مسیر واگرای امارات در مناقشه با ایران» در موسسه بینالمللی مطالعات ایران (International Institute for Iranian Studies) منتشر شده است. واکنشهای متفاوت امارات به حملات گسترده اخیر ایران و راهبردهای این کشور را در تقابل با تهران، واگراتر و قاطعتر از سایر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس توصیف میکند. ابعاد حملات ایران و پیامدهای آن بر اقتصاد و امنیت امارات، بر نزدیکی فزاینده این کشور به آمریکا و اسرائیل و همچنین خروج از پیمان اوپک پلاس و اقدامات نظامی احتمالی علیه زیرساختهای مرتبط با ایران تأکید میکند. در ادامه چکیده این متن ارائه خواهد شد.
از ۲۸ فوریه، ایران کارزار حملات گستردهای را علیه امارات با شلیک ۲ هزار و ۸۴۳ پرتابه، عمدتاً پهپاد در کنار موشکهای بالستیک و کروز، اجرا کرده است. با وجود رهگیری اکثر حملات، برخی اصابتها و سقوط قطعات باقیمانده منجر به کشته شدن ۱۳ نفر، شامل سه پرسنل نظامی، و زخمی شدن حدود ۲۳۰ نفر شد. این تلفات از ۲۷ ملیت مختلف گزارش شده که منعکسکننده جمعیت بینالمللی امارات است. این حملات فراتر از تلفات انسانی، باعث اختلال شدید در بخشهای کلیدی اقتصاد امارات، از جمله فعالیتهای شرکتی، گردشگری، املاک و انرژی شد، تا جایی که عملیات عادی اقتصادی در اوج تشدید تنشها تقریباً متوقف شد.
در پاسخ به فشارهای فزاینده منطقهای، پویایی شورای همکاری خلیج فارس در قبال ایران، به طور فزایندهای در پاسخهای راهبردی دچار گسست نشان میدهد. در حالی که چندین کشور عربی حاشیه خلیج فارس مانند عربستان، قطر و عمان به سمت میانجیگری و مهار دیپلماتیک متمایل هستند، امارات رویکردی قاطعانهتر و یکجانبهتر اتخاذ کرده است. این رویکرد شامل اولویت دادن به انتقام مستقیم و تمایل به بررسی اقدامات قاطع در مورد گلوگاههای راهبردی مانند تنگه هرمز است.
تلاشهای میانجیگری دیپلماتیک توسط بازیگران خارجی و منطقهای، از جمله پاکستان، مصر، ترکیه و عربستان، تأثیر محدودی بر جهتگیری راهبردی ابوظبی داشته است. امارات تمایل کمتری به این ابتکارات نشان داده و در عوض همسویی خود را با واشنگتن و تلآویو تقویت کرده است. این روند به عنوان بخشی از یک تغییر راهبردی گستردهتر تلقی میشود که روابط با اسرائیل را پس از چارچوب پیمان ابراهیم، که تحت آن امارات، بحرین و مراکش روابط خود را با اسرائیل عادیسازی کردند، تعمیق میبخشد.
تقویت روابط امارات و اسرائیل به همکاریهای نظامی-فنی، از جمله اشاره به استقرار سامانههای دفاع هوایی مانند گنبد آهنین و پشتیبانی پرسنل مشاورهای، گسترش یافته است. این تحولات به عنوان بخشی از یک معماری امنیتی نوظهور معرفی میشوند که در آن اسرائیل نقشی فزاینده و ملموس در ملاحظات دفاعی خلیج فارس ایفا میکند.
در کنار بازآراییهای امنیتی، تصمیمات اقتصادی و نهادی به عنوان بخشی از بازسازی راهبردی گستردهتر امارات برجسته شدهاند. خروج این کشور از اوپک و اوپک+ به عنوان حرکتی مهم با هدف افزایش خودمختاری در سیاستگذاری و تصمیمگیریهای تولید انرژی توصیف شده است.
همسویی در حال تحول امارات، پیامدهای گستردهتری برای وحدت خلیج فارس و انسجام دیپلماتیک منطقهای دارد. رویکردهای راهبردی واگرای میان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس از میانجیگری گرفته تا بازدارندگی و همسویی با قدرتهای خارجی به طور بالقوه تضعیفکننده موضع جمعی خلیج فارس به تصویر کشیده شده است. در این زمینه، تأکید عربستان بر خویشتنداری عملگرایانه به عنوان یک تعادلدهنده ثباتبخش برجسته شده است، و مقامات ارشد سعودی نسبت به خطرات تشدید تنش منطقهای ناشی از همسوییهای خارجی یا درون منطقهای هشدار دادهاند.
در مجموع، نظم منطقهای نوظهور به طور فزایندهای تحت تأثیر اتحادهای گسسته، مشارکتهای امنیتی همپوشان و دکترینهای راهبردی رقیب ترسیم شده است. تعامل بین ایران، امارات، اسرائیل و دیگر بازیگران منطقهای و جهانی به عنوان یک محیط امنیتی پیچیده و در حال تحول چارچوببندی شده است که در آن فشار نظامی، بازآرایی دیپلماتیک و بازسازی اقتصادی به شدت در هم تنیده شدهاند./ منبع



