امنیت و دفاعخاورمیانه

توافقی با ایران که حزب‌الله را نادیده بگیرد، لبنان را شکست می‌دهد

ارتباط عمیق ایران و حزب‌الله، این دو را در مذاکرات به یکدیگر پیوند داده و حیات هر یک به دیگری وابسته است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با ‌عنوان «توافقی با ایران که حزب‌الله را نادیده بگیرد، لبنان را شکست می‌دهد» توسط ادوارد ام. گابریل (Edward M. Gabriel) در نشنال اینترست (National Interest) منتشر شده است. هر توافق احتمالی با ایران که بر برنامه هسته‌ای و تحریم‌ها تمرکز کند اما شبکه‌های شبه‌نظامی ایران، به‌ویژه حزب‌الله، را محدود نکند، ثبات لبنان و فرصت‌های تازه برای صلح منطقه‌ای را به خطر می‌اندازد. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.

گزارش‌ها حاکی از آن است که با وجود حملات مجدد آمریکا علیه ایران، واشنگتن و تهران ممکن است به توافقی نزدیک شوند، اما تمرکز عمده بر غنی‌سازی اورانیوم، رفع تحریم‌ها، امنیت دریایی و جریان انرژی از خلیج فارس است. در این میان، شبکه‌های شبه‌نظامی ایران، به‌ویژه حزب‌الله، که نقش حیاتی در نفوذ منطقه‌ای تهران دارند، بار دیگر در اولویت قرار نگرفته‌اند. تلاش‌های آمریکا برای تثبیت لبنان و کاهش خطر جنگ منطقه‌ای در شرایطی حساس جریان دارد و هر توافقی که به تهران کمک مالی قابل توجهی کند ولی حمایت از حزب‌الله را محدود نکند، یکی از فرصت‌های نادر منطقه را تهدید می‌کند.

برای نخستین بار در دهه‌ها، لبنان و اسرائیل با میانجیگری فعال آمریکا وارد گفت‌وگوهای مستقیم شده‌اند، اگرچه این فرآیند شکننده است و عملیات اسرائیل همچنان ادامه دارد. حزب‌الله مسلح و تثبیت شده است و جنوب لبنان ویران شده است. موفقیت دیپلماسی به این بستگی دارد که دولت لبنان بتواند تدریجاً کنترل خود را از یک سازمان مسلح که دهه‌ها خارج از حاکمیت دولت عمل کرده، بازپس گیرد. حزب‌الله نه تنها یک متحد ایران است، بلکه مهم‌ترین و پیچیده‌ترین بازیگر غیر دولتی در منطقه محسوب می‌شود که شبکه‌های نظامی، مالی و استقلال راهبردی آن به تهران اجازه می‌دهد نفوذ خود را فراتر از مرزها گسترش دهد و همزمان انکارپذیری خود را حفظ کند.

این واقعیت نشان می‌دهد که موضوع هسته‌ای ایران را نمی‌توان از معماری منطقه‌ای گسترده‌تر آن جدا کرد. توافقی که بر غنی‌سازی تمرکز داشته باشد اما شبکه‌های مالی، نظامی و شبه‌نظامی را دست‌نخورده باقی بگذارد، ممکن است تهدید هسته‌ای را کاهش دهد ولی همان زیرساخت‌های ناپایداری را که باعث بی‌ثباتی منطقه‌ای شده‌اند، تقویت کند. لبنان که دهه‌ها فساد، سوءمدیریت مالی و فروپاشی نهادی را تجربه کرده، نمی‌تواند بدون بازسازی اقتدار دولت، اقتصاد و جذب سرمایه پایدار موفق باشد در حالی که یک ساختار نظامی و مالی موازی خارج از کنترل دولت عمل می‌کند.

هم‌اکنون لبنان در تلاش است تا نظام بانکی فروپاشیده را بازسازی کند، شفافیت را بازگرداند، فعالیت‌های مالی غیرقانونی را محدود کند و اقتصاد نقدی گسترده‌ای که در دوران فروپاشی نهادی و دور زدن تحریم‌ها رشد کرده بود، مهار کند. دولت لبنان و شرکای بین‌المللی متعهد به تقویت نیروهای مسلح، بازگرداندن کنترل مرزها و تقویت مشروعیت نهادهای دولتی هستند. هرگونه کمک مالی بزرگ به تهران، حتی اگر مستقیم به حزب‌الله منتقل نشود، به‌صورت غیرمستقیم موجب تقویت موقعیت منطقه‌ای ایران و شبکه‌های آن خواهد شد.

خطر این است که لبنان بار دیگر در وضعیت معلق بین جنگ و صلح، حاکمیت و فروپاشی گرفتار شود و به هدف فشار و دستکاری خارجی تبدیل گردد. واشنگتن سال‌هاست با تحریم‌ها، اقدامات ضدپولشویی، فشار بر شبکه‌های مالی غیرقانونی و حمایت از نهادهای دولتی لبنان تلاش کرده حزب‌الله را مهار کند. توافقی که منابع مالی را به ساختارهایی که این سیاست‌ها هدف گرفته‌اند بازگرداند، این تناقض را آشکار خواهد کرد. هر توافق جدی باید فراتر از توهم ثبات منطقه‌ای بدون دست زدن به شبکه‌های شبه‌نظامی باشد و حداقل شامل مکانیزم‌های قابل اجرا برای محدود کردن انتقال سلاح، اختلال در شبکه‌های فرار از تحریم، محدودسازی منابع مالی گروه‌های مسلح و تقویت نهادهای دولتی آسیب‌پذیر در برابر نفوذ ایران باشد. در غیر این صورت، واشنگتن ممکن است چرخه‌ای تکراری از کاهش تنش موقت در عین تقویت زیرساخت‌های بی‌ثبات‌کننده را تکرار کند و لبنان بیشترین هزینه را متحمل خواهد شد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا