چرا نتانیاهو میخواهد توافق ترامپ با ایران را نابود کند؟
نتانیاهو که با اهدافی وارد جنگ با غربآسیا شده بود، اکنون به هیچیک از آنان دست نیافته و سعی دارد موازنه بین ایران آمریکا را بر هم بزند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چرا نتانیاهو میخواهد توافق ترامپ با ایران را نابود کند؟» نوشته سامی العریان (Sami Al-Arian) در میدلایست آی (Middle East Eye)، به بررسی مخالفت بنیامین نتانیاهو با روند دیپلماتیک میان آمریکا و ایران میپردازد. نتانیاهو راهبرد خود را بر تداوم جنگ، تشدید بحرانها و جلوگیری از هرگونه توافقی بنا کرده که بتواند موقعیت منطقهای ایران و محور مقاومت را حفظ کند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
بنیامین نتانیاهو همواره کوشیده واقعیتهای سیاسی را نه از طریق سازش، بلکه با توسل به زور، تشدید تنش و بحرانآفرینی تغییر دهد. جنگ در طول حیات سیاسی نتانیاهو ابزاری برای حفظ برتری اسرائیل و بقای سیاسی شخص او بوده است. اکنون نیز اولویت اصلی وی جلوگیری از امضای تفاهمنامهای میان دونالد ترامپ و جمهوری اسلامی ایران است؛ توافقی که تقریباً نهایی شده و در صورت تحقق، نتانیاهو از تمام ابزارهای سیاسی، نظامی، رسانهای و لابیگری برای تخریب آن استفاده خواهد کرد.
ایده «پیروزی مطلق» که نتانیاهو مطرح میکند، بر پایه رد هرگونه مصالحه شکل گرفته است. از نگاه او، هیچ توافقی قابل قبول نیست مگر آنکه به خلع سلاح حماس و جهاد اسلامی در غزه، نابودی حزبالله در لبنان و در نهایت تضعیف یا نابودی جمهوری اسلامی ایران منجر شود. به همین دلیل، جنگهای غزه، کرانه باختری، لبنان، سوریه، عراق، یمن و ایران بخشی از یک راهبرد واحد برای تثبیت هژمونی منطقهای اسرائیل توصیف میشوند.
نتانیاهو با وجود حجم گسترده ویرانیها میداند که این اهداف محقق نشدهاند، اما این ناکامی او را به بازنگری وادار نکرده، بلکه به این نتیجه رسانده که باید از نیروی بیشتری استفاده شود. نتانیاهو تلاش دارد بار دیگر ترامپ را به سوی رویارویی گستردهتر با ایران سوق دهد؛ جنگی که این بار هدف آن نه حملات محدود، بلکه تغییر کامل موازنه قدرت منطقهای است.
طبق نظرسنجیها، حمایت افکار عمومی آمریکا از جنگهای طولانی در غربآسیا کاهش یافته و مخالفت با «جنگهای بیپایان» افزایش پیدا کرده است. چهرههایی در جریان ماگا مانند تاکر کارلسون، کندیس اوونز، مگین کلی و جو روگان نیز سیاستهایی را که منافع آمریکا را تابع برنامههای نتانیاهو میکند، زیر سؤال بردهاند. همزمان، افزایش قیمت بنزین تا حدود ۴.۵ دلار در هر گالن، رشد تورم و فشارهای اقتصادی، فضای سیاسی دشواری برای کاخ سفید ایجاد کرده است. ترامپ میداند که در آستانه انتخابات میاندورهای، هر اشتباه در سیاست خارجی میتواند به از دسترفتن کنگره و بازگشت تهدید استیضاح منجر شود.
پیامدهای بستهشدن تنگه هرمز نقطهای تعیینکننده در تغییر موازنه راهبردی توصیف است. اختلال در این گذرگاه حیاتی، بازارهای انرژی، خطوط کشتیرانی و اقتصاد جهانی را دچار آشفتگی کرد و محدودیت قدرت نظامی آمریکا را آشکار ساخت. در جریان جنگ ۳۹ روزه، حملات ایران و متحدانش دستکم به ۱۶ پایگاه نظامی آمریکا در هشت کشور آسیب زد و تحلیل تصاویر ماهوارهای نشان داد که ۲۲۸ تأسیسات و تجهیزات نظامی تخریب یا آسیب دیدهاند. همچنین ذخایر موشکی آمریکا از جمله پاتریوت، تاد و تاماهاوک بهشدت کاهش یافته و بازسازی آنها ممکن است سالها زمان ببرد.
آمریکا و اسرائیل با اهداف حداکثری وارد جنگ شدند، اما نتوانستند ایران را وادار به تسلیم کنند، زیرساخت هستهای آن را نابود سازند یا محور مقاومت را از بین ببرند. ایران نیز با وجود تحمل خسارات سنگین، از اهداف اصلی خود عقبنشینی نکرد. این وضعیت نوعی بنبست راهبردی ایجاد کرده که در آن هیچیک از طرفها نمیتوانند بدون پرداخت هزینهای سنگین به اهداف خود برسند.
مذاکرات جاری که با میانجیگری پاکستان و حمایت برخی کشورهای عربی و اسلامی دنبال میشود، به چارچوبی نزدیک شده که شامل آتشبس ۶۰ روزه، بازگشایی تنگه هرمز، کاهش محدودیتهای اقتصادی علیه ایران و تعویق رسیدگی به پرونده هستهای است. این توافق برای نتانیاهو غیرقابل تحمل است، زیرا به ایران فرصت تنفس اقتصادی میدهد و توان موشکی و شبکه متحدانش را حفظ میکند. به همین دلیل، نتانیاهو برای تخریب روند دیپلماتیک، تنشها را در لبنان، غزه یا کرانه باختری تشدید کند. منطقه میان دو مسیر قرار گرفته است: گشایش دیپلماتیک شکننده یا جنگی گسترده که ممکن است کنترل آن از دست همه بازیگران خارج شود./ منبع



