آمریکاامنیت و دفاعخاورمیانه

ایران شکست بزرگ‌تری از ویتنام است

شکست نظامی آمریکا در جنگ انتخاباتی علیه ایران، بحرانی راهبردی و عمیق‌تر از جنگ ویتنام رقم زد.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشت حاضر با عنوان «ایران شکست بزرگ‌تری از ویتنام است» به قلم پل ماسگریو (Paul Musgrave) در فارین پالیسی (Foreign Policy) منتشر شده است؛ در مقایسه دو نبرد تاریخی آمریکا، با اینکه هرچند تلفات انسانی آمریکا در جنگ چهارماهه با ایران بسیار ناچیز بوده، اما پیامدهای راهبردی آن شامل به دست گرفتن قدرت توسط سپاه پاسداران، اثبات محدودیت تسلیحات غربی، به خطر افتادن آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز و تضعیف موقعیت جهانی واشنگتن، ضربه‌ای به مراتب مهلک‌تر و ماندگارتر از شکست در ویتنام بر پیکره قدرت راهبردی آمریکا وارد آورده است. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.

سیاست خارجی آمریکا با خروج از جنگ خلیج فارس، با یکی از بزرگ‌ترین و فاجعه‌بارترین شکست‌های راهبردی خود مواجه شده است که ابعاد آن بسیار فراتر از ناکامی در جنگ ویتنام ارزیابی می‌شود. این نبرد به دلیل سرعت بالا و دور بودن از خاک اصلی آمریکا، تا حدی غیرواقعی به نظر می‌رسید و فقدان تلفات انسانی سنگین در جبهه غربی (کمتراز ۲۰ سرباز کشته‌شده آمریکایی در برابر هزاران قربانی ایرانی)، ماهیت و عمق این شکست ژئوپلیتیک را پنهان کرده است. در دوره جنگ ویتنام، جامعه آمریکا با بحران‌های عمیق داخلی و آگاهی ملی از یک نقطه تاریک تاریخی روبه‌رو شد، اما در نهایت آن شکست آسیب پایداری به اهداف راهبردی و کلان واشنگتن در بستر جنگ سرد وارد نکرد؛ چرا که جنوب شرق آسیا در معادلات قدرت آن زمان، نقشی حیاتی برای منافع حیاتی آمریکاایفا نمی‌کرد.

در مقابل، فرجام جنگ با ایران آسیب‌های جبران‌ناپذیری به بازدارندگی نظامی و نفوذ بین‌المللی آمریکا زده است. اگرچه برتری فنی تسلیحات آمریکایی در رهگیری پرتابه‌ها مشهود بود، اما خالی شدن سریع زرادخانه‌ها، آمادگی نظام بین‌الملل برای تقابل‌های بزرگ‌تر را زیر سوال برد. تصویر ماندگار این نبرد، ناکارآمدی راهکارهای صرفاً نظامی در برابر برنامه‌ای بود که حتی پس از دو دور حملات هوایی مشترک با اسرائیل، همچنان پابرجا ماند. در سطح کلان، هدف تغییر رفتار تهران نه تنها محقق نشد، بلکه ساختار قدرت را به نفع تندروها متمایل کرد و سپاه پاسداران را به عنوان نیروی مسلط و همه‌کاره کشور تثبیت نمود. علاوه بر این، متحدان منطقه‌ای که از ابتدا با این جنگ مخالف بودند، بیشترین هزینه‌ها را متحمل شدند و اعتماد خود را به چتر حمایتی واشنگتن از دست دادند.

مهم‌ترین پیامد اقتصادی و ژئوپلیتیک این شکست، اثبات توانایی ایران در مسدودسازی یا به مخاطره انداختن تنگه هرمز است که اصل دو قرنی «آزادی کشتیرانی» به عنوان محور سیاست خارجی آمریکا را مستقیماً مخدوش می‌کند. برخلاف دهه ۱۹۷۰ که آمریکا توانست به راحتی به ویتنام پشت کند، اقتصاد امروز جهان به شدت در هم تنیده است و منطقه خلیج فارس نقشی کلیدی در زنجیره‌های تأمین هیدروکربن، هلیوم، کود شیمیایی و آلومینیوم ایفا می‌کند. وابستگی‌های راهبردی به اسرائیل نیز مانع از خروج کامل آمریکا می‌شود. در نتیجه، واشنگتن اکنون باید با پیامدهای فرسایشی این بحران، از جمله توسعه موشکی ایران در دهه‌های آینده، در حالی دست‌وپنجه نرم کند که اراده داخلی شهروندانش تضعیف شده، رقبای جهانی‌اش جسورتر شده‌اند و شرکای بین‌المللی‌اش دیگر به توانایی‌های آن اطمینان سابق را ندارند./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا