امنیت و دفاعخاورمیانهنظام بین‌الملل و نهادها

پیامدهای تفاهم‌نامه ایران و آمریکا

تفاهم‌نامه آمریکا و ایران جنگ را متوقف کرد، اما چالش ایران و اختلافات راهبردی را باقی گذاشت.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «پیامدهای تفاهم‌نامه آمریکا و ایران» نوشته الداد شافیت (Eldad Shavit) و سیما شاین (Sima Shine) و منتشرشده در مؤسسه مطالعات امنیت ملی (Institute for National Security Studies)، با بررسی پیامدهای راهبردی تفاهم‌نامه واشنگتن و تهران، نشان می‌دهد که این توافق موقت اگرچه به توقف درگیری‌ها و کاهش تنش کمک کرده، اما مسائل اصلی درباره برنامه هسته‌ای، موشکی و نفوذ منطقه‌ای ایران را حل نکرده و مرحله جدیدی از رقابت و مذاکرات را رقم زده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

تفاهم‌نامه میان ایالات متحده و ایران به‌عنوان چارچوبی موقت برای پایان‌دادن به درگیری نظامی، بازگشایی تنگه هرمز، رفع محدودیت‌های دریایی و آغاز مذاکرات برای توافق نهایی طراحی شده است. این توافق برخلاف یک توافق جامع هسته‌ای، تصمیمات اساسی درباره آینده برنامه هسته‌ای ایران، سطح غنی‌سازی، ذخایر مواد غنی‌شده و سازوکارهای نظارتی را به مرحله بعدی موکول کرده است.

واشنگتن این تفاهم‌نامه را دستاوردی دیپلماتیک می‌داند که می‌تواند بازارهای انرژی را تثبیت کرده، مسیر تجارت جهانی را بازگرداند و زمینه مذاکرات بیشتر درباره برنامه هسته‌ای ایران را فراهم کند. در مقابل، تهران توانسته در مرحله نخست به اهداف مهمی مانند توقف جنگ، پایان محاصره دریایی، ازسرگیری صادرات نفت، دسترسی به دارایی‌های مسدودشده و ایجاد چشم‌اندازی برای بازسازی اقتصادی دست یابد.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این توافق، باقی‌ماندن بسیاری از مسائل کلیدی بدون پاسخ است. برنامه موشکی ایران، فعالیت گروه‌های هم‌پیمان تهران در منطقه و نقش نیروهایی مانند حزب‌الله در لبنان در متن توافق مورد توجه جدی قرار نگرفته‌اند. همچنین وضعیت لبنان و نحوه برخورد با فعالیت‌های حزب‌الله در جنوب این کشور همچنان مبهم باقی مانده است؛ موضوعی که می‌تواند به نقطه‌ای برای تنش دوباره میان ایران، اسرائیل و آمریکا تبدیل شود.

از منظر اسرائیل، این تفاهم‌نامه مجموعه‌ای از ریسک‌های راهبردی ایجاد کرده است. اگرچه توان نظامی اسرائیل در جریان درگیری‌ها افزایش یافت، اما این کشور نتوانست اهداف خود را به شکل کامل در چارچوب دیپلماتیک نهایی تثبیت کند. اختلاف میان اهداف اسرائیل و دولت آمریکا آشکارتر شده است؛ زیرا اسرائیل خواهان محدودسازی بلندمدت توان هسته‌ای، موشکی و منطقه‌ای ایران است، در حالی که واشنگتن بر پایان جنگ، ثبات انرژی و دستیابی سریع به یک دستاورد سیاسی تمرکز دارد.

این روند همچنین نشان‌دهنده کاهش نسبی توان اثرگذاری اسرائیل بر تصمیمات راهبردی آمریکا است. اسرائیل در گذشته بیشتر به حمایت دوحزبی در واشنگتن تکیه داشت، اما تغییرات سیاسی داخلی ایالات متحده و افزایش شکاف‌های حزبی باعث شده فضای مانور تل‌آویو محدودتر شود.

در سوی دیگر، ایران با وجود آسیب‌های نظامی و اقتصادی ناشی از جنگ، از این توافق به‌عنوان فرصتی برای بازیابی اقتصادی و تقویت موقعیت سیاسی خود استفاده می‌کند. رفع بخشی از فشارهای اقتصادی می‌تواند منابع بیشتری در اختیار تهران قرار دهد.

دوره ۶۰ روزه مذاکرات آینده به‌عنوان آزمونی برای تعیین مسیر بعدی روابط آمریکا و ایران مطرح است. این دوره می‌تواند به توافقی جامع منجر گردد یا به ابزاری برای طولانی‌شدن مذاکرات تبدیل شود. نتیجه نهایی به میزان محدودیت‌های واقعی بر برنامه هسته‌ای ایران، سازوکارهای نظارتی و نحوه مدیریت مسائل منطقه‌ای بستگی خواهد داشت.

در مجموع، تفاهم‌نامه فعلی پایان بحران ایران نیست، بلکه ورود به مرحله‌ای جدید از مدیریت تنش است؛ مرحله‌ای که در آن آمریکا، ایران و اسرائیل هرکدام تلاش می‌کنند شرایط سیاسی و امنیتی آینده را به نفع خود شکل دهند./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا